حکمت بلند خواندن و آهسته خواندن نمازهای یومیه:

و لا تجهر بصلاتك‌ و لا تخافت‌ بها و ابتغ‌  بين‌ ذلك‌ سبيلا.

 ترجمه‌ ظاهر این آيه‌ در سوره اسراء اين‏طور است‌ كه‌ مي‌ فرمايد: نمازت‌ را خيلي‌ بلند نخوان‌ و خيلي‌ هم‌ آهسته‌ و مخفي‌ نخوان‌، طوري‌ بخوان‌ كه‌ نه‌ خيلي‌ با صداي‌ بلند باشد و نه‌ هم‌ با صداي‌ مخفي‌ بلكه‌ يك‌ حد وسط‌ بين‌ جهر و اخفات‌. از همين‌ آيه‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ دستور داده ‌‏اند كه‌ نمازهاي‌ شب‌ را با صداي‌ بلند بخوانند كه‌ اگر كسي‌ نزديك‌ آن‏ها بود بشنود و نمازهاي‌ روز را با صداي‌ مخفي‌. دليل‌ اين‌ جهر و اخفات‌ در نماز‏هاي‌ شبانه‌‏روزي‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ در فضاي‌ تاريك‌ گاهي‌ ترس‌ و وحشت‌ و خيالات‌ او را مي‌‏گيرد و بهترين‌ عاملی كه‌ ترس‌ و وحشت‌ او را برطرف‌ مي‌‏كند اشتغال‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌ و يا ذكر خدا و يا خواندن‌  نماز با صداي‌ بلند است‌. زيرا بلند گفتن‌ ذكر و نماز يك‌ اشتغالي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را از خيالات‌ فارغ‌ مي‌‏كند و اجازه‌ نمي‌‏دهد كه‌ خوف‌ و خيالات‌ بر او غلبه‌ كند. وليكن‌ اگر ساكت‌ و خاموش‌ باشد با شنيدن‌ كوچك‏ترين‌ صدائي‌ كه‌ خش‌‏خش‌ باد و گياه‌ باشد وحشت‌ پيدا مي‌‏كند كه‌ مبادا درنده‌‏اي‌ يا سارق‌ مسلحي‌ باشد. وليكن‌ ذكر خدا و يا نماز با صداي‌ بلند وحشت‌ او را برطرف‌ مي‌‏كند و خداوند به‌ او امنيت‌ مي‌‏دهد. وليكن‌ روزها كه‌‌ همه‌ چيز و همه‌ جا را مي‌‏بيند يك‌ چنين‌ خوف‌ و خيالاتي‌ ندارد، مي‌‏تواند نماز خود را آرام‌ بخواند. اين‌ معناي‌ ظاهر آيه‌ شريفه‌ است‌ كه‌ درباره‌ نمازها چنين‌ دستوري‌ مي‌‏دهد. وليكن‌ معناي‌ واقعي‌ و حقيقي‌ آن‌ كه‌ معناي‌ باطني‌ آيه‌ شريفه‌ است‌، مربوط‌ به‌ تعليم‌ و تبليغ‌ دين‌ خدا و ولايت‌ اولياء خدا است. كه‌ مولا امير المومنين‌ عليه‌ السلام‌ مي‌ فرمايند: الصلوه‌ اقامه‌ ولايتي. يعني‌ معناي‌ واقعي‌ نماز بپا داشتن‌ ‌ولايت‌ آل‌ محمد عليهم‌ السلام‌ است‌. در اين‏جا خداوند به‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ ص، در تعريف‌ ولايت‌ و امامت‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ يك‌ چنين‌ دستوري‌ مي‌‏دهد كه‌ حضرت‌ رسول‌ ص حد اعتدال‌ را در اين‌ تبليغ‌ رعايت‌ كند. خداوند به‌ پيغمبر اكرم‌ فرمود كه‌ مسئله‌ ولايت‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ مانند مسئله‌ نبوت‌ نيست‌ كه‌ با جبر و اكراه‌ باشد و مردم‌ مجبور به‌ اطاعت‌ شوند، همين‌ قدر علي‌ و امام‏هاي‌ بعد از او را به‌ جامعه‌ معرفي‌ كن‌ و مردم‌ را در اطاعت‌ آزاد بگذار. هر كس‌ سعادت‌ خود را در اطاعت‌ آن‏ها شناخت‌ ولايت‌ و امامت‌ را آزادانه‌ قبول‌ كند و هركس‌ نشناخت‌ در قبول‌ يا ردّ ولايت،‌ آزاد باشد و ديگري‌ را بر خود حاكم‌ گرداند. لذا پيغمبر اكرم‌ و خداوند متعال‌ اجازه‌ ندادند كه‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ با جبر و اكراه‌ و تهديد و تطميع‌ خود را بر مردم‌ حاكم‌ كنند. بلكه‌ خود را مانند نهر آب‌ حيات‌ در اختيار مردم‌ قرار دادند تا هر كس‌ احساس‌ تشنگي‌ كند و نهر آب‌ حيات‌ را بشناسد از خود رفع‌ تشنگي‌ كند و هر كس‌ تشنگي‌ را نمي‌‏شناسد مجبور به‌ خوردن‌ و آشاميدن‌ آب‌ نشود. در اين‌ آيه‌ شريفه‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ دستور مي‌‏دهد كه‌ ولايت‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ و ائمه‌ اطهار را با جبر و اكراه‌ و تهديد و تطميع‌ تحميل‌ نكن‌، همين‌ قدر ولايت‌ آن‏ها را اعلام‌ كن‌ و بگو : من‌ كنت‌ مولاه‌ فهذا علي‌ مولاه‌ . از تبليغ‌ امامت‌ و ولايت‌ آن‏ها نه‌ ساكت‌ باش‌  و نه‌ هم‌ با جبر و اكراه‌ اين‌ ولايت‌ و امامت‌ را تحميل‌ كن‌.

 و لا تجهر بصلاتك‌ و لا تخافت‌ بها. يعني‌ نه‌ خيلي‌ بلند و با صدا و جبر و اكراه‌ اين‌ ولايت‌ را تحميل‌ كن‌ كه‌ مردم‌ از ترس‌ جانشان‌ و نانشان‌ مجبور به‌ اطاعت‌ شوند و نه‌ هم‌ امر ولايت‌ را مخفي‌ بدار كه‌ مردم‌ وقتي‌ تشنه‌ معارف‌ شدند مكتب‌ ولايت‌ و امامت‌ را نشناسند. لذا پيغمبراكرم‌، به‌ تبليغ‌ ولايت‌ اكتفا كرد و به‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ دستور داد كه‌ بعد از من‌ اگر مسلمانان‌ به‌ طوع‌ و رغبت‌ آمدند حاكميت‌ تو را قبول‌ كردند آن‏ها را اداره‌ كن‌ و اگر نيامدند به‌ جاي‌ ديگر رفتند براي‌ تحميل‌ ولايت‌ به‌ جنگ‌ و شمشير متوسل‌ نشو بلكه‌ آن‏ها را آزاد بگذار و فرمود تو مانند كعبه‌ هستي‌ كه‌ مردم‌ بايد به‌ زيارت‌ كعبه‌ بيايند نه‌ كعبه‌ به‌ زيارت‌ مردم‌. همه‌ جا مسائلي‌ كه‌ امر به‌ صلوه‌ و نماز مي‌‏كند روح‌ نماز یعنی ولايت‌ ائمه‌ اطهار است‌. (سوره اسراء)