تربیت از نوع خلقت است.

خط‌ حركت‌ دين‌ خدا تا وصول‌ به‌ معارف‌ اسلامي‌ به‌ اين‌ كيفيت‌ ترسيم‌ شده‌ است‌ كه‌ گفته‌ اند از موي‌ باريك ‌تر و از شمشير برنده‌ تر است. يعني‌ آنقدر باريك‌ و دقيق‌ است‌ مثل‌ موي‌ انسان‌ و آنقدر بُرَّنده‌ و تكان‌ دهنده است،‌ مانند تيزي‌ شمشير. زيرا حقيقتاً تربيت‌ انسان‌ از نوع‌ خلقت‌ است‌ و انسان‌ها به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ از شناختن‌ اسرار خلقت‌ فاصله‌ دارند از شناخت‌ اسرار تربيت‌ هم‌ فاصله‌ دارند. فاصله‌ انسان‌ها از خلقت‌ چقدر زياد است، در زمان‌ ما كه‌ اين‌ همه‌ علم‌ و دانش‌ ترقي‌ كرده‌ و مخصوصا اين‌ همه‌ علم‌ طب‌ّ كه‌ مربوط‌ به‌ خلقت‌ انسان‌ و حيوان‌ است‌، باز هم‌ آنقدر اسرار خلقت‌ مكتوم‌ و مجهول‌ است‌ كه‌ اگر تمام‌ دانشمندان‌ عالم‌ جمع‌ شوند كه يك‌ برگ‌ گياهي‌ و يا تخم‌ گياهي‌ بسازند عاجزند، چه‌ برسد كه‌ از آب‌ و خاك‌ بتوانند انساني‌ و يا حيواني‌ خلق‌ كنند. اگر خالق‌ عالم‌ به‌ نطفه‌ انسان‌ در رحم‌ پيشنهاد كند و بگويد اين‌ آب‌ و غذا و مركز سالم‌ و محفوظي‌ مانند رحم‌ در اختيارت‌ خودت‌، خودت‌ را بساز، خودت‌ براي‌ خودت‌ چشم‌ و گوش‌ و مغز و دهان‌ و دندان‌ بساز، آيا نطفه‌، قدرت‌ دارد خود را در رحم‌ به‌ صورت‌ انسان‌ بسازد يا اگر اين‌ سازندگي‌ به‌ انسان‌ دانشمندي‌ واگذار شود مانند اطباء درجه‌ يك،‌ قدرت‌ دارند بدون‌ مداخلة‌ خدا يا به‌ قول‌ آنها طبيعت،‌ يك‌ سلول‌ حياتي‌ و نباتي‌ در بدن‌ انسان‌ و حيوان‌ بوجود آورند؟! البته‌ ممكن‌ نيست.‌ به‌ همان‌ ميزان‌ كه‌ اسرار خلقت‌ در عصر حجر بر مردم‌ مكتوم‌ و مجهول‌ بوده‌ است،‌ الان‌ هم‌ اسرار طبيعت‌ و خلقت،‌ در نظر دانشمندان‌ِ زمان،‌ مكتوم‌ و مجهول‌ است‌. يكي‌ از واضحترين‌ اسرار طبيعت‌ كه‌ هر شبانه ‌روز چند ساعت‌ نمود و نمايش‌ خود را به‌ انسان‌ها نشان‌ مي ‌دهد، يعني‌ روحي‌ كه‌ بدن‌ را حيات‌ و حركت‌ نمي ‌دهد، يك‌ چنين‌ روحي‌ كه‌ اين‌ همه‌ نمود و نمايش‌ دارد، هنوز هم‌ دانشمندان‌ زمان‌ ما مانند انسان‌هاي‌ عصر حجر منكر آن‌ هستند و از سِرِّ آن‌ بي‌ خبرند. تمامي‌ معلومات‌ آنها در شناخت‌ همين‌ بدن‌ و اعضاء و جوارح‌ تن‌ خلاصه‌ مي ‌شود و از روحي‌ كه‌ اساس‌ حيات‌ و حركت‌ است‌ آگاهي‌ ندارند. تربيت‌ انسان‌ها از نوع‌ خلقت‌ است‌ يعني‌ كسي‌ كه‌ انسان‌ را از آب‌ و خاك‌ خلق‌ مي‌ كند مي‌ تواند انسان‌ را تربيت‌ نمايد. تربيت‌ انسان‌ها از مسير اضافات‌ و افاضات‌ پيدا مي ‌شود كه‌ اين‌ هر دو به‌ دست‌ خداوند متعال‌ است‌. اضافات‌ يعني‌ ماده‌ به‌ اضافه‌ ماده،‌ ساخت‌ سلول‌ حياتي‌ به‌ اضافه‌ سلول‌ حياتي‌ ديگر تا بدن‌ انسان‌ رشد كند و به‌ ميزان‌ معمول‌ برسد. افاضات‌ هم‌ به‌ معناي‌ افاضه‌ روح‌ حيات‌ و نيروي‌ حركت‌ و افاضه‌ عقل‌ و شعور و دانش‌ و بينش،‌ تا با اين‌ افاضات‌ از يك‌ طرف‌ انسان‌ها، استحكام‌ بدني‌ و عضلاني‌ پيدا كنند و از طرف‌ ديگر عقل‌ و شعورشان‌ و ادراكاتشان‌ قدرت‌ پيدا كند، بتوانند به‌ ماوراي‌ طبيعت‌ يا عالم‌ الهي‌ پَر بكشند و از جهان‌ ماوراء طبيعت‌ سَري‌ درآورند و حقيقت‌ زندگي‌ را بفهمند. (کتاب سیره ائمه اطهار ع)