اثبات این که تکامل حکومت ها بعد از تکامل انسان ها است.

از مسائلي كه در مسير زندگي دنيايي به كمال مطلق مي رسد و در پناه آن زندگي دنيايي تبديل به زندگي آخرتي مي شود پيدايش حكومت ها و قدرت ها و سلطنت ها باشد. حكومت ها بد يا خوب باشند ظالم يا عادل باشند ناقص يا كامل باشند، مصنوع فكر و اراده انسان است. گاهي به اختيار خودشان يك نفر را در مركز قدرت مي نشانند و مقدرات زندگي را به دست او مي سپارند و گاهي قدرتمندي به اراده خود از مسير اعمال زور و قلدري در مسند حكومت مي نشيند و گاهي هم انساني در اثر محبوبيتي كه در ميان مردم دارد و مردم او را براي مقام حاكميت انتخاب مي كنند هر چه باشد همه اين حكومت ها از ابتداي تاريخ تا انتها مصنوع فكر مردم است. اين مردم هستند كه بر اساس فكر و دانش خود يك چنين حكومت هايي به وجود آورده اند و يا بر پايه قد و قامت خود يك چنين قبايي خدا براي آن ها بريده است. خواهي نخواهي حكومت هايي كه در تاريخ به وجود آمده خواه حكومت پيغمبري از پيغمبران و يا حكومت ظالمي يا عادلي همه اين حكومت ها مصنوع فكر مردم بوده است. بر پايه عقل و شعور مردم يا خواهش و تقاضاي مردم يك چنين حكومت هايي به وجود آمده. اگر حكومت حقه اي بوده حق ناقص بوده و اگر حكومت باطل بوده كه باطل قابل دوام نبوده خواهي نخواهي عوض مي شده يا عوض خواهد شد تا عاقبت روزي انسان ها در اختيار يك حكومت كامل بي عيب و نقص قرار گيرند كه بر اساس كمال خود ابديت پيدا مي كند و قابل زوال و نابودي نيست و آن حكومت خدا و يا انسان هاي كامل است كه در علم و قدرت و دانايي و توانايي درست مانند خداوند متعالند. عيب و نقص و يا تقصير و قصوري در وجود آن ها نيست. زندگي را آن چنان مي سازند كه خدا مي تواند بسازد. خداوند تبارك و تعالي انسان هاي كاملي كه بر پايه كمال علم و قدرت خود مي توانند زندگي را چنان بسازند كه خدا مي سازد معرفي نموده است. به وسيله آن ها دين خود را و برنامه هاي حكومتي خود را كه همان برنامه بهشت ساز مي باشد كامل نموده و باز مردم را در انتظار گذاشته است كه روزي همان ها را كه دين كامل الهي را به وجود آورده اند در مسند حكومت بنشاند و به وسيله آن ها يك زندگي كامل براي جامعه بشريت به وجود آورد. همان حكومت كاملي كه مانند خدا مي داند و مي تواند و زندگي كاملي كه بر پايه علم و كمال خود به وجود مي آورد، همان زندگي آخرت و قيامت است. يكي از درس هاي مهم قرآن علم انسان شناسي و يا جامعه شناسي و روان شناسي است. در همين رابطه خداوند بعضي انسان ها را آن چنان تعريف كرده است كه كوچك ترين عيبي و قصور و تقصيري در كردار و گفتار آن ها وجود ندارد. آن چنانند كه خداي آن ها مي خواهد و آن چنان مي گويند و مي خواهند كه خدا مي گويد و مي خواهد. مي فرمايد: عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون. يعني يك چنان بندگان محترم و مكرمي هستند كه هرگز در گفتار و كردار جلوتر و يا عقب تر از خدا نيستند و چنانند كه خدا مي خواهد. خداوند امام هاي معصوم به ضميمه حضرت زهرا و پيغمبر اكرم را كه چهارده نفر هستند به اين كيفيت معرفي مي كند. اولاً برنامه هاي دين و علمي و حكومتي خود را به وسيله آن ها تكميل نموده و در تعليمات خود به وسيله آن ها مجهولي در شناخت عالم و آدم باقي نگذاشته است. لذا دين و علم خود را به وسيله آن ها ختم نموده است. ختم نبوت يعني ختم دين در كمال مطلق كه كلمه اي و ذره اي قابل منها و اضافه نيست. به وسيله آن ها اعلام خاتميت ولايت و نبوت را نموده است. خاتم النبيين و يا خاتم الوصيين. كسي را در آينده معرفي نمي كند كه در جا و مقام آن ها بنشيند و انسان ها را هم در انتظار كسي سواي آن ها نگذاشته. آن ها انسان هايي هستند كه تقصير و قصور عملي و علمي از وجود آن ها برطرف شده ضمن اين آيه شريفه در سوره انعام كه مي فرمايد: و تمت كلمه ربك صدقاً و عدلاً.( آیۀ 115) آن ها را در كمال مطلق معرفي مي كند يعني اين قرآن و دين امام ها كلمات خدا را و علم و دانش الهي را و سياست و تدبير خدا را از نظر بيان حقايق و اخلاق و احكام تكميل نموده اند و چيزي باقي نگذشته اند. زماني كه در مقام حكومت قرار مي گيرند به وسيله آن ها و در پناه حكومت آن ها زندگي انسان ها هم به كمال مطلق مي رسد و يك زندگي كامل اين طور تعريف مي شود كه در آن زندگي رقم رنج و زحمت انسان ها در حد صفر و زير صفر باشد و رقم موفقيت آن ها بي نهايت. لذا حكومت آن ها آخرين حكومت است. همان زندگي آخرت است.  (تفسیر دعای ندبه جلد دوم)