تفاوت ساخت و سازندگی خدا با ساخت و سازندگی انسان ها

در آيات ده تا دوازده محافظيني را كه مامور ما كرده است تا ما را از انحراف و گمراهي حفظ كنند يادآوري مي كند، مي گويد اي انسان تو هزاران هزاران نگهبان بصير و بينا از جانب خداوند متعال بر خود گماشته داري كه آن نگهبانان بسيار بزرگوارند اعمال نيك تو را و افكار خوب تو را در صفحه وجودت ثبت مي كنند آنچنان بصير و بينا هستند كه از افعال و اعمال تو كاملا با خبرند يكي از مسايلي كه اكثريت انسانها از آن غافل هستند و خداوند متعال بدون اينكه به غفلت آنها اعتنا كند آنها را در مسير رشد و ترقي اداره مي كند. مسئله ساخت و سازندگي روحي و فكري انسان است. اولا انسانها از نظر ساخت و ساز بدني دائم مانند صنعتي در دست ساختمان هستند نه صنعتي كه ساخته شده و به خود واگذار شده صنايع انسانها را در نظر بگيريد، ماشين را مي سازند و آنرا رها مي كنند، بدست حوادث مي سپارند. از روزي كه صنعت خود را به حال خود واگذار كرده اند آن صنعت رو به زوال است. و هر روز سرمايه اي از موجودي هاي خود را از دست مي دهد تا عاقبت فاني مي گردد. يك ماشين بسيار مجهز و مدرني كه از كار خانه بيرون آمده هر روزي قسمتي از زيبائي و استحكامات خود را از دست مي دهد و عاقبت تبديل به يك ماشين قراضه مي شود، صنايع ديگر هم به همين شكل، خانه مجهز و مدرني ساخته و بعد از تكميل ساختمان كه آنرا به حال خود رها مي كند، رو به زوال و نابودي است  تا عاقبت خراب مي شود. لذا از اينهمه صنايع بشري در طول تاريخ هيچيك از آنها به حال خود و به حال ابتدائي باقي نمانده بلكه همه آنها خراب و نابود شده است. وليكن صنايع الهي اينطور نيست. صنعت الهي مخصوصا انسان هرگز به حال خود واگذار نمي شود. رو به خرابي نمي رود. بلكه دائم عوامل الهي انسانها را بهتر و بهتر مي سازند آنچه فردا نصيب انسان مي شود بهتر است از انچه امروز در اختيار دارد، و آنچه سال ديگر نصيب او مي شود بهتر است از آنچه امروز در اختيار دارد. موجودي است دائم در دست ساختمان و رو به تكامل و ترقي در هر شبانه روزي هزاران عامل در وجود انسانها مشغول ساخت و سازندگي هستند. سلولهاي موجود را رها مي كنند، سلولهاي تازه اي جاي آن مي سازند. درست تمام عضلات ما و گوشت و بدن ما و خون تن ما مانند موي سر ما مي رويد و از بين مي رود و باز مي رويد و مي رويد. دقيقه اي و ثانيه اي حالت توقف در وجود ما پيدا نمي شود كه خداوند انساني را بسازد و بعد از ساختن او را به حال خود رها كند. دائم عضلات ما و اعضاي بدن ما و گوشت و خون ما و رگها و اعصاب ما در حال تبدل و تجدد هستند. از نظر مادي و معنوي و مخصوصا از نظر علمي ومعنوي تكامل پيدا مي كنند تا عاقبت چنان شوند كه خدا مي خواهد، تاج و تخت خدا را و سلطنت خدا را و علم و قدرت خدا را بدست آورند. در ملك خدا جانشين خدا باشند پس دائم ميليونها نگهبان بنام فرشته وجود ما را بهتر و بهتر مي سازند. شكل قبلي را رها مي كنند، شكل تازه اي بوجود مي آورند. تبدل و تجدد عضلات بدن ما و اعصاب و سلولها از نظر طبي هم ثابت شده است كه اطبا مي گويند موجوديت بدن انسان ظرف هشت سال از بين رفته و موجوديت ديگري جاي آنرا گرفته است. در اين رابطه خداوند مي فرمايد: افعيينا بالخلق الاول بل هم في لبس من خلق جديد. آيا مردم خيال مي كنند كه آنها را در رحم مادر ساختيم و بدنيا آورديم به حال خود واگذار كرديم. خبر ندارند كه دائم در دست ساختمان هستند. دائم عوامل الهي مشغول ساخت و سازندگي بدن ما و فكر ما و روح ما و مغز ما هستند تا روزي كه ما را به ثمر برسانند و چنان باشيم كه خدا مي خواهد. (تفسیر سوره انفطار)