دوست داشتن به معنای واقعی

مودّت را گرچه به کلمه محبت تفسيرکرده اند وگفته اند مودّت يعني محبت وليکن معناي مودّت چنين وسيع ترو بالاتر ازمعناي محبت است. هرجا مودّت باشد، محبت هم است و ممکن است جايي محبت باشد وليکن مودّت نباشد. محبت همان عشق و علاقه قلبي است هرچند انسان محبت به کسي و يا چيزي داشته باشد که ارزش محبت ندارد. انسانها مال خود را دوست دارند، زندگي خود را دوست دارند و براي مال و زندگي، اين همه فداکاري مي کنند و گاهي در راه جلب مال و حفظ آن کشته مي شوند، محبت دارند وليکن مودّت ندارند. مودّت اولا دوست داشتن موجودي بسيار دانشمند و ارزشمند است که دوستي او و پيروي از او مايه سعادت دنيا و آخرت مي شود مانند دوستي خدا و دوستي اولياي خدا. گوساله پرست هندوستاني گوساله خود را دوست دارد. مؤمن خداپرست ايراني هم خداي خود را دوست دارد و هردو در راه دين خود فداکاري مي کنند. دوستي خدا و اولياي خدا را مودّت مي نامند. جمعي از عرب ها خدمت رسول خدا رسيدند و عرض کردند يابن رسول الله بر ما زحمت کشيديد و از اين همه بدبختي ها ما را نجات داديد، مي خواهيم براي قدرداني از زحمات شما پولي جمع آوري کنيم و به شما برسانيم تا مزد زحمات و تعليمات شما باشد. حضرت فرمودند: شما آيا قدر اين زحمات و تعليمات را مي دانيد که خود، آن را معين کنيد، من مزد خود را و حق خود را به خدا واگذار مي کنم، از او خواهش مي کنم پاداش نبوت مرا و زحمات مرا از شما مطالبه کند. ببينيم خداوند چگونه حق مرا معين مي کند. آيه نازل شد، خداوند فرمود:" لااسئلکم عليه اجراالاالمودة في القربي "يعني اجر و مزد اين پيغمبر، مودّت به او و خويشاوندان او و امام هاي بعد او است. هرکس مودّت به اهلبيت من داشته باشد حق نبوت مرا ادا کرده، از او مطالبه اي ندارم و هرکس اين مودّت را ادا نکند و ضايع گذارد حق نبوت مرا ادا نکرده، روز قيامت از او شکايت مي کنم مانند کارگري که از صاحبکار شکايت مي کند که چرا مزدش را نمي دهد. پس خداوند معين کرده که حق پيغمبرها و امام ها چيست. پيغمبر فرمود: مزد من اين است که فرداي قيامت در زندگي بهشتي سر و کله شما را در بهشت ببينم. هرکس در خط دين من حرکت کند و خود را به بهشت موعود برساند حق مرا ادا کرده است و حق خودش را هم زنده کرده است و اما هرکس منحرف شود و خود را به جهنم بکشاند حق خدا و انبياء و اولياي خدا را ضايع نموده و خود را به جهنم کشيده است. پس در اينجا مودّت به معناي اين است که کسي را دوست داشته باشي و با او در راه هدف هايي که عقلايي و مشترک است همکاري نمايي . اين دو خاصيت يکي دوست داشتن انسانها و ديگري تعاون و همکاري آنها را مودّت مي نامند. بنابراين پيغمبراکرم که اجر و مزد رسالت خودش را مودّت قرار داده است ميفرمايد: شما در زماني حق پيغمبر خودتان را رعايت مي کنيد و مزد او را مي دهيد که او را دوست داشته باشيد و با او در راه احياي دين و حرکت به سوي زندگي بهشتي همکاري کنيد تا پيغمبر و امام ها و اولياي خدا با تعاون و همکاري شما بتوانند زندگي دنيا و آخرت را به ثمر برسانند و نابساماني ها و خرابي ها و عقب افتادگي ها را برطرف نمايند. مودّتي که در اسلام مطرح شده است به اين معنا است که انسانها يکديگر را دوست داشته باشند و با يکديگر در خط تعاون و همکاري باشند، اگر دوست داشته باشند و همکاري نکنند و يا همکاري کنند ولي دوست نداشته باشند معناي مودّت به ثمر نمي رسد. لذا حقيقتا اين اجر و مزدي که خدا براي پيغمبر قرار داده صددرصد به نفع مردم است که يک چنين مزدي مي خواهند به پيغمبر بدهند. در آيه ديگر ميفرمايد: " ما سئلتکم من اجر فهو لکم "يعني اين اجري که از شما خواستم براي پيغمبرکه مودّت رسول خدا و ذوي القربي باشد اين اجر را از شما براي شما مي گيرم نه از شما براي پيغمبر. پيغمبر و امام ها از يک طرف بيمه خدا هستند، خداوند تمامي حوادث و بلاها را از آنها برطرف نموده و آنها را به تمامي نعمت ها و ثروت ها رسانيده است. شما با آنها باشيد يا نباشيد از قدرت و ثروت آنها و آسايش آنها چيزي کم نمي شود نه شما با همکاري، چيزي براي آنها اضافه مي کنيد و نه هم با عداوت وکم کاري، ثروتي از آنها کم مي کنيد بلکه معناي مودّت اين است که اين پيغمبر براي اين که زندگي بهشتي براي شما بسازد و شما را به آن زندگي مطلوب و ايده آل برساند از شما همکاري مي طلبد. او از نظر علمي و فني شما را راهنمايي مي کند و شما در شعاع رهبري او مي توانيد براي خود زندگي بهشتي بسازيد. پس وقتي که در اثر تربيت او يک مؤمن بهشتي شديد و در اثر همکاري، يک زندگي بهشتي ساختيد آن زندگي مال کيست و يا آن علم و دانش که به شما تعليم داده است مال کيست؟ هر دو مال شماست. پس اجري که از شما خواستم براي خود شماست نه براي پيغمبر و امام . البته اين تعاون و همکاري به قضاوت عقل پيدا مي شود. عاقل درک مي کند که اين مودّت و همکاري براي اين است که ما را به زندگي بهشتي برساند وليکن جاهل خيال مي کند که اين پيغمبر يا امام مي خواهند مردم را استثمار کنند، آنها را از نظر مالي و مادي عقب نگه دارند و خود را جلو بيندازند. يک چنين بدگماني نسبت به خدا و پيغمبر که عداوت بوجود آورد که انسان را وادار کند به حق خدا و اولياء خدا تجاوز کند قضاوت جهل است و آن دوستي  و همکاري که زندگي ما را به ثمر برسانند به قضاوت عقل دائر مي شود. (کتاب غیب و شهود)