دین باید علمی باشد نه اعتقادی.

اسلام دين علم و حكمت بوده و همة مسلمانان از زن و مرد بايستي در دين خودشان فقيه و روشن باشند. فقاهت در دين درست بمعناي اين است كه انسان به هركس و به هرچيز كه عقيده دارد و هر حكمي از احكام دين را كه ملاك عمل و اخلاق خود قرار داده آن عقيده و حكم درست، آنچنان باشد كه در واقع و حقيقت است و امكان اختلاف بين آن عقيده و واقع نباشد. خدا و پيشوايان ديني و اصول و فروع دين را همان ها بشناسد كه هستند، آنچنان كه در محسوسات احتمال خطا نمي‌دهد، در معقولات ديني خود هم احتمال خطا ندهد. اعتقادات تعبدي و تقليدي هرچند كه مطابق واقع باشد در نظر پيشوايان اسلام ارزش ندارد. كسي كه كوركورانه بخلافت علي عقيده‌ مند است با آن كساني كه كوركورانه به خلافت خلفاء عقيده دارند يكسان هستند زيرا هيچ يك از آنها حق را به حقيقت نمي شناسند و در حق شناسي روشن نيستند. هردوی آنها اگر در شعاع تعليمات مخالف قرار گرفتند، از عقيده خود منصرف مي شوند زيرا هر دو نفر بدليل جهل معتقد شده‌اند نه بدليل علم، آنان كه بدليل جهل و عدم بصيرت، علي را به خلافت برداشتند به همان دليل او را رها كرده و بسوي معاويه رفتند و باز از طرف معاويه بجاي ديگر ـ يكروز بسوي يزيد و يكروز بسوي حسين، در دين خود ثبات و استقامت ندارند. معروف است مي‌گويند باد آورده را باد مي ‌برد. به همين مناسبت ائمه اطهار ع به اين اقبال و ادبار جاهلانه بسوي حق و باطل اعتنا ندارند و براي آن ارزش قائل نيستند مگر وقتي كه بدليل علم بيايند و يا بروند. لذا در تعليمات خود همه جا مردم را به علم و فقاهت دعوت نموده ‌اند و فرموده‌ اند: تَفَقَهوْا في دِينِكُمً وُ لاتَكونُوا اَعًرابيّاً فَاِنّهْ مُنً لَمً يُتَفَقّهً في دِينِهِ لَمً يُنْظِرْ اللهِ اِلَيًهِ يُوًمُ القيِمهِ وُ لَمً يْزِكِّ لَهْ عُمُلاً در دين خود روشن شويد كه اگر روشن نباشيد خدا روز قيامت بشما اعتنا نمي ‌كند و عمل شما را نمي ‌پسندد.

از نظر اين كه دين خدا كتاب و علم و دانش است، فقط همانها دين، دارند كه علم و دانش دارند يعني دين شما آن علمي است كه شما را وادار بعمل مي كند نه اعمال يا عقايد جاهلانه بدون علم. لذا از نظر پيشوايان مذهب شيعه هر حكم و يا عقيده ‌اي بايستي مستند به دلائل علمي باشد، رأي و عقيده بدون استناد به مباني علم و اخبار، ارزش ديني پيدا نمي كند. از نظر قضاوت علماي شيعه هركس بايستي در اصول و فروع دين فقيه باشد، يعني دين علمي داشته باشد نه دين تقليدي. اگر در فروع احكام، تقليد جايز است در مقدمه علم است، مانند شاگردي در مقدمة استادي، كسي كه مي‌ خواهد در تمام عمر شاگرد باشد و مقلد باشد بداند كه در نظر خدا و اولياء خدا ارزش ندارد. امام صادق عليه‌السلام در بيان مشهور خود مي فرمايد: كه اگر قدرت مي داشتم براي شيعيان خود تعليمات اجباري بوجود مي‌آوردم (لَوُدُدًتُ اَنً لَوً ضَرُبًتُ عُلي رْؤْسِكُمً بِالّسِياطِ حُتّي تَتَفقّهْوا) اميرالمؤمنين عليه‌السلام در بيان مشهور خود مي‌گويد (اول فقه بعد از آن تجارت) يعني اول فقيه شدن پس از آن بدنبال كار اجتماعي رفتن خلاصه بحث اين كه از نظر ائمه شيعه، دين فقه است و فقه دين، دين بدون دانش دين نيست. دانش بدون دين دانش حساب نمي شود. تو وقتي مسلمان و شيعه‌اي كه فقيه باشي، يعني دينت علمي باشد نه تقليدي و تعبدي، بخصوص كه در اصول دين تقليد جايز نيست. (رساله اجتهادی قیامت)