راه حفظ سرمايه‌ ها و دایر بودن توليدات‌ .

خداوند دو مسئله‌ را بر انسان‌ واجب‌ نموده‌ است. مسئله‌ اول‌ اين كه‌ تحت‌ تعليم‌ و تربيت‌ خدا قرار گيرید. خدا را جاي‌ استاد و خود را جاي‌ شاگرد خدا بدانید و دائم‌ در تفكر و تعلم‌ و تعقل‌ باشید. اين‌ واجب‌ اوليه‌ است‌. اگر انسانها به‌ اين‌ دستور عمل‌ كنند و همه‌ در خط‌ تعلم‌ و تعقل‌ و تفكر در ارتباط‌ با خدا باشند، خداوند رنج‌ و زحمت‌ زندگي‌ را از دوش‌ آنها بر مي‌ دارد و آنچه‌ لازم‌ دارند ساده‌ و آسان‌ در اختيار آنها مي‌ گذارد تا روزي‌ كه‌ آنها را به‌ علم‌ و قدرت‌ مجهز كند و سازندگي‌ زندگي‌ را به‌ خود آنها واگذار نمايد. راه‌ دوم‌ راه‌ كار و فعاليت‌ است‌. اگر از مكتب‌ تعليم‌ و تربيت‌ فرار كردند و حاضر به‌ تعقل‌ و تعلم‌ نشدند، كار و كاسبي‌ براي‌ آنها داير مي‌ كند. آنها را كار مي‌ زند تا از مسير كار كردن‌ و توليد نمودن‌ و زندگي‌ كردن‌ به‌ علم‌ و دانش‌ مجهز شوند. بر پايه‌ علم‌ ودانش‌ به‌ مقصد واقعي‌ خود كه‌ همان‌ تجهيزات‌ كامل‌ است‌ برسند. انسان‌ اگر در يكي‌ از اين‌ دو راه‌ حركت‌ نكند يك‌ سرمايه‌ راكد و جامدي‌ است‌ كه‌ از نظر علم‌ و قدرت‌ در حد صفر باقي‌ مي‌ ماند. ارزش‌ حيات‌ و زندگي‌ پيدا نمي‌ كند. انسانهائي‌ كه‌ سرمايه‌ هاي‌ وجودي‌ خود را معطل‌ مي‌ گذارند و به‌ كار و فعاليت‌ و يا درس‌ و دانش‌ مشغول‌ نمي‌ شوند مشمول‌ لعنت‌ و نفرين‌ خدا و ائمه‌ اطهار واقع‌ مي‌ شوند. مشاهده‌ مي‌ كنيم‌ كه‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ در تمامي‌ ساعات‌ و اوقات‌ براي‌ انسانها كار و كاسبي‌ مقدر فرموده‌. ثروت‌ انسان‌ را در همان‌ چيزها مي‌ داند كه‌ با رنج‌ و زحمت‌ بدست‌ آورده‌ است‌. مي‌ فرمايد: ليس‌ للانسان‌ الا ما سعي.‌ يعني‌ انسان‌ فقط‌ مالك‌ نتايج‌ سعي‌ و كوشش‌ خود مي‌ باشد. مالك‌ چيزي‌ است‌ كه‌ آن را با رنج‌ و زحمت‌ بدست‌ مي‌ آورد. در اين‌ دو آيه‌ شريفه‌ خداوند دستور مي‌ دهد كه‌ اولا اصل‌ سرمايه‌ كار و كاسبي‌ چه‌ قواي‌ بدني‌ باشد و چه‌ قدرت‌ مالي‌ بايستي‌ محفوظ‌ بماند. زيرا كسي‌ كه‌ فاقد اين‌ دو سرمايه‌ مادي‌ و معنوي‌ باشد، نمي‌ تواند فعاليت‌ كند. قهرا در مسير كار و فعاليت‌ متوقف‌ مي‌ شود. دستور مي‌ دهد كه‌ در حالي‌ كه‌ امكانات‌ كار و فعاليت‌ با حفظ‌ سرمايه‌ ها در اختيارت‌ هست‌ جايز نيست‌ آنچنان‌ خشك‌ و خشن‌ باشي‌ كه‌ جامعه‌ و انسانها از تو بهره‌ مند نشوند. نه‌ تمامي‌ سرمايه‌ هايت‌ را در اختيار مردم‌ قررا بده‌ كه‌ بيكار و معطل‌ باشي‌ مانند كسي‌ كه‌ دستهايش‌ به‌ گردنش‌ بسته‌ باشد، و نه‌ هم‌ خشك‌ و خشن‌ كه‌ نمي‌ يا رطوبتي‌ از تو به‌ افراد جامعه‌ نرسد. جمع‌ بين‌ اين‌ دو دستور همين‌ است‌ كه‌ انسانها از مسير توليدارزاق‌ و صنعت‌ و سازندگي‌ با حفظ‌ سرمايه‌ جامعه‌ را از بركات‌ وجودي‌ خود بهره‌ مند كند. سرمايه‌ ها محفوظ‌، توليدات‌ داير باشد. (تفسیر سوره اسری - جلد سوم)