راهکار به كساني كه مي خواهند در حوادث خود را بيمة خدا كنند.

مي دانيم كه خداوند  شخص است نه شيء،  يعني موجودي است صاحب قدرت و اراده، وآزادي و شخصيت دارد. محكوم هيچ كس نيست بلكه حاكم بر تمام اشياء و بر تمام موجودات مي باشد، بايد بدانيم كه طريق استفاده از شخص با طريق استفاده از شيء فرق دارد. انسان همه جا از اشياء به طريق حاكميت استفاده  مي كند يعني ما بر اشيا ء غلبه مي كنيم، با قدرت و ارادة خود آنها را مهار نموده و به نفع خود استخدام مي نمائيم. بر آب  و هوا  و درخت ها و ميوه ها و حيوانات و برق و نيرو و دريا و صحرا حاكميت داريم و از طريق اين حاكميت از آنها انتفاع مي بريم اگر چه در اينجا گاهي محكوم چيزي مي شويم كه خود  حاكم بر آن بوده ايم مانند محكوميت در مقابل دريا و طوفان، وليكن بهره برداري از اشياء از طريق حاكميت است ولي در استفاده از اشخاص  نمي توانيم از حاكميت خود استفاده كنيم زيرا شخص مانند خود ما اراده و آزادي دارد  دانا و توانا است، ممكن  است با دانائي و توانائي خود، بر ما غلبه كند و يا لا اقل به نفع ما استخدام نشود. شيوة استفاده از شخص با استفاده از شيء فرق مي كند. در اينجا بايستي از طريق جلب رضايت و جلب محبت و ايجاد الفت و علاقه از وجود شخص استفاده كنيم و از منافع وجودي او فايده ببريم. پس اگر مي خواهيد از ثروت پدر يا برادر و يا انسان ديگر استفاده كنيد بايستي عملي انجام دهيد  كه در ضمن آن بتوانيد محبت و رضايت او را جلب كنيد و از طريق جلب رضايت بهره ببريد. منافع وجودي يك شخص از طريق معاهده و قرارداد و از طريق خدمت و جلب رضايت قابل انتفاع مي باشد، با قلدري و حاكميت جز اين كه او را در خط انتقام و عناد با خود قرار دهيم فايده اي نمي بريم. در اينجا بايد بدانيم  خدا شخص است، صاحب قدرت و اراده و آزادي نه شيءكه بدون اراده و بدون علم  و قدرت  باشد. با همان روشي كه در زندگي  خود  از اشخاص  استفاده مي كنيم  مي توانيم از وجود خدا  هم  استفاده  كنيم،  يعني از طريق معاهده و خدمت و از طريق جلب رضايت  و محبت. خدا عليم و حكيم است، صاحب قدرت و ارادة حاكم  و قاهر و مسلط دانا و توانا، مريد و مختار، رحيم و رئوف، واجد بهترين  صفات كه مي توان  با آنها از وجود يك شخص  بهره برد و استفاده نمود. كساني كه مي خواهند در حوادث خود را بيمة خدا كنند بوسيلة او بلاها را از خود دور ساخته و منافع را به طرف خود جلب نمايند بايستي با خدا  پيمان مودت و اطاعت ببندند، از معاهده و قرار داد با او بهره ببرند. برنامه هاي  ديني و مذهبي و احكام الهي  همان قراردادهائي است كه بين خدا و خلق بوجود آمده  است. از طريق عمل  به اين احكام  و احترام به عهد و پيماني كه خدا با ما بسته است مي توانيم رضايت او را جلب  نموده و از بركات وجودي او استفاده كنيم. اولين عهدي كه خدا با ما مي بندد عهد بندگي و ربوبيت است. خدا از ما مي خواهد كه خود را خالص در اختيار او قرار دهيم،  براي او باشيم  نه براي خود و نه براي ديگران، او را شخص مطلق بدانيم و همه چيز را در برابر او شيء بدانيم، از شرور و درنده ها  نترسيم بلكه از كسي بترسيم كه شرور و درنده را بوجود آورده  است. همچنين از سيل و زلزله نهراسيم، از كسي كه سيل و زلزله بوجود مي آورد و مي تواند آنها را  مهار كند بترسيم . بالاخره در معاهده با خدا خود را به بيع او و به ملك او در آوريم و سعي كنيم كه خود ما و آنچه داريم  در راه اطاعت او بذل و مصرف شود چنان كه بتوانيم  به خداي خود در مقام احتجاج  برآئيم و استدلال كنيم كه در پناه تو بوديم و ملك تو بوديم  و چرا به اين  عذاب ها  مبتلا گشتيم. آنچنان وابسته به خدا  شويم و در پناه او قرار گيريم كه غلبة ما غلبة او  باشد و شكست ما شكست او.  رنج ما رنج او، راحت ما راحت او، اطاعت ما اطاعت او و معصيت ما معصيت او  باشد. در اين صورت مي توانيم  يقين كنيم بدبختي و بدشانسي  به كلي از زندگي ما رخت بر بسته  و از قيد رنج و زحمت گسسته ايم و مي دانيم  كه اگر ابتلائات در زندگي ما بوجود آيد به نفع  ما خواهد بود  خداوند سرماية زندگي ما را در راه پيدايش  زندگي بهتر و سعادت بيشتر مي گيرد بطوري كه سعادت بيشتر آينده  ما  توقف  بر آن ابتلائات و امتحانات دارد . (تفسیر سوره قدر)