راهکار به کسانی که دوست دارند از سرمايه زندگي خود بهترين و کاملترين سود را ببرند.

به تمامي کساني که دوست دارند از سرمايه زندگي خود بهترين و کاملترين سود را ببرند عرض مي کنم که اگر موجوديت مادي و معنوي و وجودي خود را در راه خدا مصرف کرديد و هدف تان فقط جلب رضاي خدا بود با اين هدف شما همان را مالک خواهيد شد که خداوند متعال مالک است. خداوند تبارک و تعالي با بندگان خود معامله يا مقابله به مثل دارد يعني هر کس به هر ميزان و به هر کيفيت و به هر مقدار که سرمايه خود را در راه خدا مصرف مي کند و دوست دارد از سرمايه زندگي خود سود کامل ببرد يعني مقدار و مبلغي در اختيار خدا و دين خدا بگذارد تا برابر آن مقدار و مبلغي را که خداوند به او عوض مي دهد مالک شود طرف معامله اش فقط خداوند متعال است . مثلاً اگر شما از مال و ثروت خود يک پنجم و يا يک دهم در راه خدا مصرف کنيد به کيفيتي که آن يک پنجم و يا يک دهم در ترويج و تعمير دين خدا مصرف شود، در برابر آن خداوند متعال هم يک پنجم ثروت خود را در اختيار شما مي گذارد . درست مقابله به مثل يک پنجم در برابر يک پنجم و يک دهم در برابر يک دهم، به همين ميزان يک هزارم در برابر يک هزارم و يا يک ميليونيم در برابر يک ميليونيم، وليکن شما حساب کنيد که يک پنجم سرمايه شما چقدر است و يک پنجم سرمايه خدا چقدر. مثلاً بنده خدا مال خود را که از راه حلال بدست آورده است حساب مي کند مبلغ پنج تومان تک توماني جلو افتاده است که بايستي يک پنجم آن را در راه خدا بپردازد . يک پنجم ثروت اين بنده خدا يک تومان يا دو تومان است روز قيامت خداوند متعال يک پنجم ثروت خود را به اين بنده مؤمن ثواب مي دهد . يک پنجم بنده مؤمن يک تومان و يک پنجم ثروت خدا بينهايت، زيرا ثروت و قدرت خدا از نظر کميت و کيفيت بينهايت است . همانطوري که کل ثروت بينهايت است جزء ثروت نامتناهي هم بينهايت است. ثروت بينهايت مانند نور و روشنائي است. شما از روشنائي خورشيد يک پنجم و يا يک دهم و يکصدم به هر ميزاني که استفاده کنيد انتها ندارد. چراغي است که هرگز خاموش نمي شود. اگر تمامي اهل عالم يک پنجم ثروت خدا را به اختيار خود در آورند آن يک پنجم مانند تمامي ثروت نامتناهي است و يا شما مثلاً يک سال و يا ده سال عمر خود را در راه خدا مصرف کنيد برابر اين ده سال مالک عمر ابد مي شويد تا ابد زندگي شما ادامه دارد. مفهوم و معناي آيه شريفه که خدا مي گويد هرکس يک عمل خير انجام دهد ده برابر اجر مي برد . اين ده برابر به معناي کميت نيست بلکه به معناي کيفيت است. مثلاً شما درختي براي خدا و براي استفاده عموم مردم مي کاريد و به ثمر مي رسانيد و آن را در راه خدا وقف مي کنید . خداوند در برابر، ده اصله درخت در بهشت براي شما مي کارد و به شما مي رساند وليکن ثمرات درخت هاي بهشتي از نظر کميت و کيفيت بينهايت است . يعني شما اگر از هر درختي از درخت هاي بهشتي هر شبانه روزي چندين ميليون تن ميوه بچينید ذره اي از ميوه هاي آن درخت کم نمي شود، مانند نهر آب در جريان است. به هر ميزاني که برداريد بلافاصله جاي آن پر مي شود. درختهاي بهشتي چنان است که از هر درختي هر نوع ميوه و يا شربتي که بخواهيد در اختيار شما قرار مي گيرد. درختي که شما در راه خدا وقف کرده ايد از نظر عمر و از نظر ميوه و فوايد ديگر محدود است . وليکن درختهائي که خدا در اختيار شما مي گذارد از نظر کميت و کيفيت و ثمرات و عمر نامحدود است. پس در اين معامله و مقابله به مثل شما يک اصله درخت تقديم خدا مي کنيد و خداوند ده اصله درخت به شما عوض مي دهد وليکن آن ده اصله انتها ندارد تا ابد سبز و خرم است و مانند نهر آب ثمرات خود را در اختيار شما مي گذارد. به همين کيفيت به هر مقداري که خوديت خود را و يا کار خود را و يا مال خودت را در راه خدا مصرف کرديد به همان ميزان از اجر و ثواب الهي استفاده مي کنيد وليکن آنچه خدا به شما مي دهد بينهايت است، تمام نميشود و آنچه شما در اختيار داريد متناهي است به آخر مي رسد. پس اگر در خدمات و انفاقات رضايت خدا را هدف خود ساختي در دنيا و آخرت بي حساب نعمت و ثروت خدا در اختيار شما قرار مي گيرد وليکن اگر هدف الهي نداشتي فقط هدف دنيائي و يا خدمت به انسانها به منظور تکميل ثروت دنيا داشتي اين هدف کوچک خواهي نخواهي از بين مي رود. رابطه تو از آنچه در دنيا بدست آوردي و يا دوستان و آشنايائي که براي خود تهيه ديده اي اين دو سرمايه با مرگ شما از دست مي رود. رابطه تو با آنها قطع مي شود و در آخرت هم بهره و نصيبي نداريد زيرا سلطان عالم و آخرت فقط خداوند متعال است و تو خدا را نشناختي براي خدا عملي انجام نداده اي پس اگر در کار و خدمت و زندگي و عبادت ها و انفاقات رضايت خدا را هدف خود قرار دادي و به منظور جلب رضايت خدمت کردي همراه رضايت خدا رضايت انسانها و رضايت اولياء خدا و همه کائنات در اختيار تو قرار مي گيرد مالک قدرت و ثروتي نامحدود خواهي بود . شاعر مي گويد: چون از او گشتي همه چيز از تو گشت. يعني اگر تو از بندگان خدا و از خانواده خدا به حساب آمدي مالک ثروت و قدرت خدا خواهي بود واگر هم غير خدا را هدف خود ساختي و براي غير خدا و يا براي هواي نفس خود فعاليت کردي رضايت خدا و لطف خدا که از دست تو ميرود دنيا و آخرت هم از اختيار تو خارج ميشود در نتيجه انساني مفلوک و بي سرپرست خواهي بود . پس بهتر اين است که انسان هر عملي را و هر قدمي را به منظور جلب رضاي خدا بردارد و عالي ترين هدف را در نظر داشته باشد .(کتاب اصلاح هدفها)