اهل بهشت مانند اهل دنیا نیاز به غذا و خوراک دارند.

ابتدا خوراکي هاي بهشت را مطرح مي کند که عبارت از گوشت مرغ و شربت هاي حياتبخش مي باشد به کيفيتي که اين خوراک ها توأم با نشاط و شهوت است زيرا هر چه نشاط و اشتهاي انسان زیادتر باشد لذت غذا و نيروئي که انسان از غذا مي گيرد بيشتر است . غم و غصه و ناراحتي ها اعصاب انسان را منقبض مي کند و به همان ميزان اعصاب از غذاها و کمتر نيرو می گيرد در نتيجه اشتها هم کمتر است وليکن نشاط و خوشحالي که از آرامش خيال پيدا مي شود و از ايمان و اطمينان به دوام زندگي و سلامتي به دست مي آيد، قدرت اعصاب را افزايش مي دهد. بيشتر نيرو مي گيرد و اشتها را زيادتر مي کند، در نتيجه لذت انسان از غذاها و خوراکي ها بيشتر است. بعضي از عرفا مي گويند که انسانها در بهشت روح  خالص هستند مزاج بدن ندارند، غذاي روح از معرفت و تقرب به خداوند است. روح از مجردات است احتياج به ماديات ندارد. پس در آنجا غذا و خوراک مانند گوشت و ميوه و امثال آن شراب و شربت لازم نيست، خداوند در اين آيات غذاهاي روحاني را به غذاهاي جسماني تشبيه مي کند تا انسانها را به طمع بهشت بياندازد و اطاعت کنند، همانطور که بچه بعد از آن که متولد مي شود به کلي غذاهاي رحم از او گرفته مي شود و غذاهاي دنيا به صورت ديگري در اختيار او قرار مي گيرد وقتي هم که انسان به عالم آخرت متولد مي شود وضعيت غذاهاي دنيا به کلي عوض مي شود و آن غذاها فقط روح و روحانيت است وليکن آنها خبر ندارند که انسانها هرگز روح خالص نمي شوند. روحانيت پيدا کردن با روح خالص خيلي فرق دارد. انسانها و ساير مخلوقات، موجوديتشان از ترکيب جسم و روح است . چه در دنيا و چه در آخرت، نه جسم خالص خاصيت دارد که زنده باشد و احتياج به غذا داشته باشد و نه روح خالص، بلکه خاصيت روحاني و جسماني هر دو از ترکيب جسم و روح پيدا مي شود. جسم و روح مانند نيروي برق و کامپيوتر است . ماشين هائي که با برق، کار مي کنند به منزله جسم است، برق هم به جاي روح، اين دو وقتي از يکديگر جدا هستند هر دو بي خاصيت هستند. نه برق، به تنهایی خاصيت دارد و نه کامپيوتر. بلکه بعد از آن که باهم ترکيب مي شوند هر دو خاصيت پيدا مي کنند. هم برق خوراک لازم دارد تا ادامه پيدا کند و هم ماشين ها. انسانها هم به همين کيفيت. ما هر جا باشيم يا در دنيا يا در آخرت، غذا و خوراک لازم داريم که خوراک بدن است و هم علم و دانش لازم داريم که خوراک روح است. ممکن است بدن هاي بهشتي به کيفيت خوراک و غذا با دنيا فرق کند که بهتر و کامل تر باشد وليکن چنان وضعي پيدا نمي شود که انسانها در بهشت غذاهاي لذيذ گوشت ها وميوه ها را لازم نداشته باشند. براي اين که انسانها و تمامي موجودات عالم مخلوقاتي هستند که از ترکيب روح با جسم و يا نيرو با ماده ساخته شده اند و از طرفي دائم در حرکت و فعاليت هستند، زيرا سکوت و سکون و توقف در طبيعت محال است. مخلوقات دائم در حرکت دروني و تکامل هستند و ثانيه اي توقف ندارند. اين همه علما و دانشمندان در عالم کاوش و کوشش کرده اند به ظاهر و باطن عالم سفر کرده اند با چيزي روبرو نشده اند که ساکن و متوقف باشد، به طوري که عده اي از آنها گفته اند اگر خدائي در عالم هست همين حيات و حرکت است زيرا همه جا و همه چيز در حرکت و فعاليت است وليکن آنها اشتباه مي کنند زيرا حرکت و فعاليت صنعت الهي است که آفرينش را دائم رشد مي دهد و بالا مي برد. دليل حرکت عمومي و دروني، اين همه تغييراتي است که در عالم پيدا مي شود. از طرفي موجود متحرک، نيرو و انرژي لازم دارد والا آنچه در دل خود نهفته دارد تمام مي شود. پس اهل بهشت مانند اهل دنيا غذا و خوراک لازم دارند و اين همه خداوند در قرآن اصرار دارد که در آنجا شراب طهور و همه نوع غذا و ميوه براي شما آماده است هر ميوه اي که از درخت بچيند فوري به جاي آن سبز مي شود مانند شعله چراغ که اگر ميليون ها چراغ از آن روشن کنند از نورش کم نمي شود. (تفسیر سوره طور)