اثبات این که خداوند اجازه نمی دهد راه خدا و دین او از بین برود.

اين‌ دعاي‌ ندبه‌ بشريت‌ را از ابتداي‌ خلقت‌ آدم‌ در مسير فكر و دانش‌ و دعوت‌ و تبليغ‌ به‌ صورت‌ كارواني‌ به‌ راه‌ مي‌اندازد و هر روزي‌ در هر زماني‌ به‌ وسيله‌ پيغمبري‌ از پيغمبران‌ و دانشمنداني‌ كه‌ در خط‌ انبياء حركت‌ مي كنند، دري‌ از علم‌ و دانش‌ به‌ روي‌ مردم‌ باز مي كند، آن ها را حركت‌ مي دهد، جلو مي برد تا افكار آن ها را در وجود مبارك‌ پيغمبر اسلام‌ و ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ متمركز نمايد. در همين‌ جملات‌ بعد از داستان‌ پيغمبران‌ و اطهار اين‌ حقيقت‌ كه‌ خداوند به وسيله هر پيغمبري‌ چه‌ كاري‌ انجام‌ داد مي فرمايد: خداوند پيغمبران‌ را يكي‌ بعد از ديگري‌ آورد و بعد از هر پيغمبري‌، دانشمندي‌ به‌ جامعه‌ معرفي‌ كرد كه‌ دين‌ آن‌ پيغمبر و كتاب‌ او را حفظ‌ كند تا مبادا صورت‌ دين‌ خدا كه‌ شعار است‌ از افكار مردم‌ محو شود و مردم‌ در تاريكي‌ مطلق‌ قرار گيرند. خداوند به‌ كفار و منافقين‌ ميدان‌ مي‌داد كه‌ هر چه‌ مي خواهند و مي توانند در راه‌ كفر و گناه‌ فعاليت‌ كنند وليكن‌ به‌ آن ها اجازه‌ نمي‌ داد كه‌ خط‌ پيغمبران‌ را كور كنند و شعار دين‌ خدا را كه‌ وجود يك‌ پيغمبر در هر زمان‌ يا وجود كتاب‌ آسماني‌ در هر زمان‌ است‌ از بين‌ ببرند. در اين‌ رابطه‌ خداوند متعال‌ مي فرمايد: و رفعنا فوقهم‌ الطور خذوا ما اتيناكم‌ بقوه. طور، همان‌ مقام‌ نبوت‌ و ولايت‌ است‌ كه‌ تابلو آن‌ كوه‌ طور است.‌ موسي‌ در آن‌ كوه‌ با خدا تماس‌ مي‌گرفت‌ و كلام‌ خدا را مي‌شنيد. در اين جا خداوند مي فرمايد: ما اين‌ كوه‌ طور را كه‌ نبوت‌ و ولايت‌ باشد بر افكار مردم‌ حاكم‌ ساختيم‌ و وادارشان‌ كرديم‌ كه‌ اجبار داريد با قوه‌ قهريه‌ الهيه‌ اين‌ مقام‌ و عنوان‌ نبوت‌ را به‌ رسميت‌ بشناسيد و قبول‌ كنيد. لذا هيچ‌ امتي‌ نتوانستند اسم‌ و رسم‌ پيغمبر خود را از افكار امت‌ محو كنند گرچه‌ در گناه‌ و معصيت‌ آزادند وليكن‌ در محو اسم‌ پيغمبران‌ و آثار زنده‌ آن ها كه‌ مردم‌ را دعوت‌ به‌ خداپرستي‌ و قبول‌ زندگي‌ آخرت‌ نموده‌اند و مجبور به‌ قبول‌ آن‌ بوده‌اند آزاد نيستند. يهود آن‌ همه‌ فساد و مفسده‌ را برپا مي كنند نام‌ حضرت‌ موسي‌ و كتاب‌ او را نمي توانند از بين‌ ببرند و همچنين‌ مسيحيت‌ با اين‌ همه‌ ظلم ها و جنايت ها باز هم‌ شعار حضرت‌ عيسي‌ و مريم‌ را كه‌ انسان هاي‌ پاك‌ و مقدسند و يا انجيل‌ را كه‌ كتاب‌ مقدس‌ مي دانند نتوانستند و نمي توانند از حوزه‌ فكر مردم‌ محو كنند. وقتي‌ فساد كفار به‌ اين جا مي رسد كه‌ شعار و آثار انبياء را از بين‌ ببرند خدا آن ها را سركوب‌ مي كند و تا اين‌ اندازه‌ به‌ آن ها اجازه‌ نمي دهد كه‌ راه‌ خدا و يا خط‌ دين‌ را كور كنند. حضرت‌ ابراهيم‌ خليل‌ براي‌ شريعت‌ حنيف‌ خود تابلوي‌ به نام خانه‌ كعبه‌ نصب‌ نمود آن‌ را به‌ عنوان‌ خانه‌ خدا به‌ اهل‌ عالم‌ معرفي‌ كرد. هنگام‌ بناي‌ كعبه‌ و سپردن‌ فرزندش‌ اسماعيل‌ به‌ خانه‌ كعبه‌ به‌ عنوان‌ اهل‌ البيت‌ دست‌ به‌ دعا برداشت‌ عرضه‌ داشت: پروردگارا من‌ فرزند خود را به‌ خانه‌ تو سپردم،‌ اين‌ خانه‌ را امن‌ و امان‌ قرار بده‌، كسي‌ نتواند بر اين‌ خانه‌ بتازد، خانه‌ را و اهل‌ خانه‌ را از بين‌ ببرد. دل هاي‌ بندگانت‌ را متمايل‌ به‌ اين‌ خانه‌ و اهل‌ خانه‌ كن‌ تا از روي‌ عشق‌ و علاقه‌ به‌ زيارت‌ خانه‌ بيايند و از مال‌ و ثروت‌ خود و يا ثمرات‌ زندگي‌ خود اهل‌ خانه‌ را تغذيه‌ و تقوات‌ كنند. دعاي‌ ابراهيم‌ مستجاب‌ شد در طول‌ تاريخ‌ كه‌ هر شهر و دهي‌ در معرض‌ تاخت‌ و تاز سلاطيني‌ قرار مي‌گرفت‌ يك‌ روز در اختيار اين‌ سلطان‌ و روز ديگر در اختيار سلطان‌ ديگر هيچ‌ قدرتي‌ نتوانست‌ خود را بر خانه‌ كعبه‌ و اهل‌ خانه‌ كعبه‌ مسلط‌ كند. شعار و آثار ابراهيم‌ خليل‌ را كه‌ خط‌ دين‌ خدا بود محو نمايد. هر وقت‌ سلطاني‌ عصباني‌ مي‌شد كه‌ چرا نمي تواند بر مكه‌ و اهل‌ مكه‌ مسلط‌ شود و آن ها را به‌ بردگي‌ بكشد و استثمار نمايد به‌ محض‌ اين كه بر عليه‌ خانه‌ و اهل‌ خانه‌ تصميم‌ مي‌گرفت‌ سرنوشت‌ بدي‌ پيدا مي كرد. پيش‌ از آن كه خانه‌ خدا را خراب‌ كند نابود مي‌شد در نتيجه‌ اسم‌ آن‌ خانه‌ را بيت‌ عتيق‌ نام‌ نهادند. عتيق‌ يعني‌ خانه اي‌ كه‌ با اهلش‌ و خانواده‌ اش‌ در طول‌ تاريخ‌ آزاد بوده‌ و هيچ‌ زماني‌ زير سلطه‌ سلطه‌ گران‌ قرار نگرفته‌ است‌. پس‌ خداوند به‌ اهل‌ مكه‌ و يا ساير كفار اجازه‌ مي دهد در كفر و گناه‌ فعاليت‌ كنند وليكن‌ اجازه‌ نمي دهد اسم‌ پيغمبران‌ و آثار وجودي‌ آن ها را محو نمايند و اگر روزي‌ و روزگاري‌ هم‌ بدعت‌ها غلبه‌ مي كرد به‌ ميزاني‌ كه‌ يك‌ اگر نفر طالب‌ حق‌ و هدايت‌ باشد نتواند هدايت‌ شود خداوند با مبعوث‌ نمودن‌ پيغمبري‌ آثار پيغمبران‌ گذشته‌ را زنده‌ مي كرد و آن‌ را در مرآ‌ و منظر مردم‌ قرار مي ‌داد. در اين‌ جملات‌ امام‌ مي فرمايد: در هر زماني‌ خداوند مستحفظ‌ و هدايت‌گري‌ معرفي‌ مي كرد تا پرچم‌ دين‌ خدا را در برابر افكار مردم‌ نصب‌ نمايند و حجت‌ بر بندگان‌ خدا باشند مبادا دين‌ حق‌ از قرار گاه‌ خود كه‌ خط‌ انبياء باشد زايل‌ و نابود شود كه‌ ديگر آيندگان‌ آثاري‌ از انبياء و پيامبران‌ در اختيار نداشته‌ باشند تا هدايت‌ شوند و باطل‌ بر حق‌ غلبه‌ كند تا آن‌ را محو نمايد. هميشه‌ در طول‌ تاريخ‌ خداوند پرچم‌ حق‌ را كه‌ همان‌ پيغمبر و آثار پيغمبران‌ است‌ در برابر افكار مردم‌ به‌ پاي‌ داشته‌ اند تا هر كس‌ طالب‌ هدايت‌ است‌ بتواند هدايت‌ شود و وسايل‌ هدايتي‌ در اختيار داشته‌ باشد مبادا گمراهان‌ و كافران‌ روز قيامت‌ براي‌ كفر و گناه‌ خود عذري‌ بياورند كه‌ اي‌ خدا پيامبري‌ نفرستادي‌ و علايم هدايت‌ در اختيار ما نگذاشتي‌. به‌ همين‌ كيفيت‌ خداوند عنوان‌ نبوت‌ را و شخصيت‌ پيغمبران‌ را در افكار مردم‌ تاريخ‌ با همان‌ عظمت‌ ابتدايي‌ حفظ‌ كرد و در انتها آن ها را به‌ پناه‌ دعوت‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم ‌(ص) كشانيد كه‌ در اين‌ جمله‌ مي گويد تا اين كه عاقبت‌ كار مردم‌ را در مسير افكار ديني‌ و در خط‌ پيامبران‌ درِ خانه‌ حبيب‌ و نجيب‌ خود حضرت‌ محمد (ص‌) آورد. (دعای ندبه - جلد اول)