مولا (ع‌) در بعضي‌ خواهش هايي‌ كه‌ با خداي‌ خود دارد عرضه‌ مي‌دارد:  اللهم‌ انت‌ كما احب‌ فاجعلني‌ كما تحب.‌ يعني‌ پروردگار تو چنان‌ خدايي‌ هستي‌ كه‌ من‌ دوست‌ دارم،‌ در خدايي‌ و ربوبيت‌ خود و محبت‌ خود به‌ بندگانت‌ و هدفي‌ كه‌ از خلقت‌ عالم‌ و آدم ‌داري،‌ هيچ‌ نقصي‌ نداري و در كمال‌ مطلق‌ هستي‌؛ وليكن‌ از خود خبر ندارم‌ كه‌ آيا چنان‌ هستم‌ كه‌ مطلوب‌ تو باشم‌ و در برابر تو عيبي‌ و نقصي‌ نداشته‌ باشم؟‌ آيا چنان‌ هستم‌ كه‌ مطلوب‌ خود باشم‌ و ببينم‌ و بدانم‌ به‌ كمال‌ مطلق‌ رسيده ‌ام و عيب‌ و نقصي‌ ندارم‌ تا در نتيجه‌ مطلوب‌ خلق‌ خدا هم‌ باشم‌؟ از تو خواهش‌ مي‌كنم‌ پروردگار من‌، مولاي‌ من،‌ تو مرا چنان‌ بساز كه‌ خود مي ‌خواهي‌ يا چنان‌ بساز كه‌ من‌ خود را مي‌ خواهم‌ و در وجود خود عيب‌ و نقصي‌ نداشته‌ باشم.‌ اين‌ ساخت‌ كامل‌ و صنعت‌ كامل‌ وجود خود را به‌ خدايش‌ واگذار مي‌كند. مي‌گويد پروردگارا، من‌ يك‌ چنان‌ علم‌ قدرتي‌ ندارم‌ كه‌ خود را چنان‌ بسازم‌ كه‌ محبوب‌ و مطلوب‌ تو باشم‌ ولي‌ تو چنان‌ علم‌ و قدرتي‌ داري‌، پس‌ خود را به‌ تو مي ‌سپارم‌ و ماشين‌ وجود خود را به‌ كارگاه‌ تعميرات‌ تو مي‌آورم،‌ تو مرا چنان‌ بساز كه‌ مي‌خواهي،‌ چنان‌ بساز كه‌ مطلوب‌ و محبوب‌ تو باشم‌. در نتيجه‌ ساخت‌ روحي‌ فكري‌ و  علمي‌ و ايماني‌ خود را به‌ خدا واگذار مي ‌كند و مي‌گويد من‌ به‌ جز اين كه‌ خود را به‌ تو تفويض‌ كنم‌ و موجوديت‌ خود را به‌ تو واگذار كنم‌ سرمايه ‌اي‌ ندارم.‌ در اين‌ رابطه‌ مشاهده‌ مي‌ كنيم‌ بزرگترين‌ سرمايه ‌اي‌ كه‌ ائمه‌ اطهار را به‌ اين‌ مقامات‌ مي‌ رساند اين‌ است‌ كه‌ خود را به‌ خدا واگذار مي ‌كنند و از خود براي‌ ساخت‌ خود اراده‌ و شعوري‌ به‌ كار نمي ‌برند. با رأي‌ خود براي‌ خود نقشه ‌اي‌ طرح‌ و تصويب‌ نمي‌ كنند. مي‌گويند ما فقط‌ يك‌ چيز را مي ‌دانيم‌ كه‌ درست‌ است‌ آن‌ اين كه‌ خود را به‌ خداي‌ خود واگذار كنيم‌ و ارادة‌ خود را در ارادة‌ خدا مستهلك‌ گردانيم.‌ آيا آن جا كه‌ خدا ما را در رحم‌ مادر مي ‌ساخت‌ و هندسه‌ وجودي‌ ما را طرح‌ مي‌ كرد ما مي ‌توانستيم‌ در آنجا رأي‌ خود را به‌ كار ببريم‌ و نقشة‌ ساخت‌ خود را به‌ خدا بدهيم‌ يا براي‌ خدا تكليفي‌ معين‌ كنيم‌ كه ‌اي‌ خدا چشم‌ و گوش‌ مرا و عقل‌ و هوش‌ مرا چنين‌ و چنان‌ بساز تا بهتر و زيباتر باشم؟!‌ ما انسانها و هر مخلوق‌ ديگري‌ در ساخت‌ ابتدايي‌ خود كوچك ترين‌ نقشي‌ نداريم.‌ ساخت‌ وجودي‌ و هندسة‌ خلقت‌ ما صددرصد به‌ دست‌ خدا و ارادة‌ اوست‌ و اكنون‌ كه‌ با بدن‌ سالم‌ و ساخت‌ سالم‌ به‌ دنيا آمده ‌ايم‌ مشاهده‌ مي‌ كنيم‌ كه‌ از نظر ساخت‌ روحي‌ و فكري‌ و علم‌ و ايمان‌ و عقل‌ و اخلاق‌ در حد صفريم‌ اگر در همين‌ وضعيت‌ روز  تولد بمانيم‌ و تغييراتي‌ در ما بوجود نيايد به‌ عقل‌ و ايمان‌ نرسيم‌،‌ گوشت‌ و خوني‌ بيشتر نيستيم‌ كه‌  بايد طعمة‌ لاشخوران‌ و درندگان‌ باشيم‌ و الا بار سنگيني‌ به‌ دوش‌ خود يا پدر و مادر خود هستيم.‌ سپس‌ همانطور كه‌ در رحم،‌ سرمايه ‌اي‌ بجز تسليم‌ نداشتيم‌ و تمامي‌ مقدرات‌ ما بدست‌ خدا بود در اين‌ عالم‌ هم‌ به‌ همان‌ كيفيت‌ بايد راه‌ و رمز تكامل‌ خود را بشناسيم‌ و بدانيم‌ كه‌ بهترين‌ راه‌ موفقيت‌ اين‌ است‌ كه‌ خود را به‌ دامن‌ خداي‌ خود رها سازيم‌ و تسليم‌ ارادة‌ خود باشيم‌ به‌ رأي‌ و فكر خود در كاري‌ مداخله‌ نكنيم.‌ مقدرات‌ خود را به‌ خدا واگذار كنيم‌ در اطاعت‌ و بندگي‌ خالص‌ و مخلص‌ باشيم‌ و بگوييم‌ خدايا ما به‌ جز اين كه‌ به ‌ اين‌ طريق‌ در راه‌ اطاعت‌ و بندگي‌ تو قيام‌ و قعود داشته‌ باشيم،‌ بيابيم‌ و برويم‌، چيزي‌ نمي‌ دانيم‌. اي‌ خدا تو ما  را چنان‌ كه‌ مي ‌خواهي‌ و مي ‌داني‌ و دوست‌ داري‌ تربيت‌ كن‌ و نقايص‌ وجودي‌ ما را برطرف‌ كن‌ . بهترين ‌راه‌ و رمز يك‌ چنان‌ موفقيتي‌ كه‌ ما چنان‌ باشيم‌ كه‌ خدا مي ‌خواهد، خلوص‌ و اخلاص‌ در زندگي‌ است‌ . خالصانه‌ و مخلصانه‌ بدون‌ اين كه‌ هدفي‌ جز جلب‌ رضاي‌ خدا داشته‌ باشيم‌ وظايف‌ خود را انجام‌ دهيم‌ و به‌ كم‌ و زيادي ‌ها و نقص‌ و كمال‌ ها و چگونه‌ و چطورها كاري‌ نداشته‌ باشيم.‌ خود را در كارواني‌ قرار دهيم‌ كه‌ به‌ سوي‌ خدا حركت‌ مي‌ كند و قائد اين‌ كاروان‌ خداست.‌ يك‌ چنين‌ بي‌ هدفي‌ را كه‌ جز خدا چيزي‌ نمي‌ خواهيم‌ و نمي‌ گوييم،‌ اخلاص‌ مي‌گويند. خداوند مخلصين‌ را در كتاب‌ خود معرفي‌ مي‌كند اگر در هدف‌ خود خالص‌ و مخلص‌ باشيم‌ ردّ و ايرادي‌ بر مقدرات‌ خود نداشته‌ باشيم‌ و در عين‌ حال‌ وظايف‌ محوله‌ به‌ خود را انجام‌ دهيم‌ خدا ما را چنان‌ مي ‌پروراند كه‌ آن‌ سه‌ نوع‌ سرماية‌ بزرگ‌ يعني‌ محبوبيت‌ براي‌ خود خدا و خلق‌ خدا را بدست‌ آوريم.‌ از خدا توفيق‌ يك‌ چنين‌ گرايش‌ و نيايشي‌ را مطالبه‌ مي‌ كنيم‌ و مي‌ خواهيم‌ كه‌ راز و رمز آن را به‌ ما ياد دهد و ما را چنان‌ بسازد كه‌ او مي ‌خواهد نه‌ چنان كه‌ ما مي‌ خواهيم‌ .(کتاب تعلیم و تربیت)