انسان‌ عاقل،‌ غني‌ مي ‌شود و انسان‌ جاهل‌ فقير و محتاج‌ مي ‌ماند!

 غناء به‌ معناي‌ بي ‌نيازي‌ از هر چيز و هركس‌ و فقر به‌ معناي‌ نيازمندي‌ به‌ هر چيز و هركس‌ است‌. يكي‌ از صفاتي‌ كه‌ از طريق‌ عقل،‌ نصيب‌ انسان‌ مي ‌شود، صفت‌ غناء و بي ‌نيازي‌ است‌. غناء به‌ معناي‌ مجهز شدن‌ به‌ نيروها و قدرت هائي‌ است‌ كه‌ انسان‌ با داشتن‌ آن‌ قدرت‌ ها و به‌ كار انداختن‌ آنها مي ‌تواند به‌ تمام‌ مقاصد مادي‌ و معنوي‌ خود برسد و از همه‌ كس‌ و از همه‌ چيز بي ‌نياز شود. خداوند در كتاب‌ مقدس‌ ضمن‌ آيه ‌اي‌ مي ‌فرمايد:  شما انسانها ذاتا"به‌ خدا نيازمنديد و خداوند از شما بي ‌نياز است‌. نيازمندي‌ لازمه‌ ذاتي‌ انسان‌ است‌ زيرا كمالات‌ و علم‌ و هنر انسانها اكتسابي‌ است‌ و انسان‌ در زندگي‌ خودش‌ با تمرينات‌ علمي‌ و عملي‌ بايستي‌ علم‌ و هنر را از خدا و يا انسانها كسب‌ كند و خود را به‌ مرتبه ‌اي‌ از علم‌ و دانش‌ برساند كه‌ از ديگران‌ بي ‌نياز شود و ليكن‌ در عين‌ حال‌ كه‌ انسان‌ مجهز به‌ علم‌ و هنر و فضائل‌ اخلاقي‌ و انساني‌ شده‌ است‌، هرگز غناي‌ ذاتي‌ براي‌ او حاصل‌ نمي ‌شود. يعني‌ انسان‌ ممكن‌ نيست‌ كه‌ در وضعي‌ قرار بگيرد كه‌ بتواند خود را از خدا و خلق‌ مستغني‌ كند. علم‌ و هنري‌ كه‌ به‌ انسان‌ داده‌ مي ‌شود مانند مال‌ و ثروت‌ است‌ كه‌ در انبار ذخيره‌ كرده‌ است‌. قدرتهائي‌ كه‌ بر او مسلط‌ هستند، مال‌ و ثروت‌ و يا علم‌ و هنري‌ كه‌ به‌ او داده ‌اند، مي‌ توانند از او بگيرند و او نمي ‌تواند در برابر كائنات‌ و يا قدرتهاي‌ مسلط‌ موجوديت‌ خود را براي‌ هميشه‌ حفظ‌ كند. خداوند در يكي‌ از آيات‌ قرآن‌ حضرت‌ رسول‌اكرم‌ (ص‌) را خطاب‌ مي‌كند و مي‌ گويد: علم‌ و دانشي‌ كه‌ به‌ تو داده ‌ام‌، مي‌ توانم‌ پس‌ بگيرم‌ و تو را به‌ حال‌ جهل‌ و ناداني‌ برگردانم‌ به‌ طوري‌ كه‌ چيزي‌ نداني‌ و راه‌ به‌ جائي‌ پيدا نكني‌. و آن‌ آيه‌ در سوره‌ اسراء است‌  كه‌ مي‌فرمايد:

 و لئن‌ شئنا لنذهبن‌ بالذي‌ اوحينااليك‌ ثم‌ لا تجد لك‌ علينا نصيرا. اين‌ مخاطبه‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ كيفيت‌ ذاتي‌ خود آشنا شود و تفاوت‌ حيثيت‌ ذاتي‌ خود را با خدا بداند كه‌ صفات‌ و كمالات‌ خدا ذاتي‌ اوست‌ و از ذات‌ او قابل‌ سلب‌ نيست‌ و ليكن‌ صفات‌ و كمالات‌ انسان‌ اكتسابي‌ و همه‌ وقت‌ قابل‌ سلب‌ است‌. پس‌ با يك‌ چنين‌ كيفيتي‌ كه‌ در ذات‌ انسان‌ وجود دارد و هرگز ممكن‌ نيست‌ كه‌ سرمايه ‌هاي‌ مادي‌ و معنوي‌ خود را ضميمه‌ ذات‌ خود قرار دهد. معناي‌ غناء و فقر در اين‌ حديث‌ كه‌ امام‌ مي‌فرمايد: اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ عاقل‌ غني‌ مي‌شود و انسان‌ جاهل‌ فقير و محتاج‌ مي‌ماند. لازم‌ است‌ بدانيم‌ كه‌ فقر خاصيت‌ ذاتي‌ جهل‌ است‌، هركس‌ مجهز به‌ نور عقل‌ شود و عقل‌ او از لطف‌ خداوند متعال‌ نيرو بگيرد و تقويت‌ شود، غني‌ و بي‌نياز مي‌شود و هر كس‌ فاقد تجهيزات‌ عقلي‌ باشد، دائم‌ گرفتار ديو فقر و احتياج‌ است‌. بديهي‌ است‌ كه‌ انسان‌ عاقل‌ به‌ هدايت‌ عقل‌ خود ايمان‌ به‌ خدا پيدا مي‌ كند و با اتكاء و توكل‌ به‌ خداوند متعال‌ رابطه‌ خود را از هر كس‌ و هر چيز قطع‌ مي‌كند. او مي ‌داند اگر لطف‌ خدا شامل‌ حال‌ او شود سرمايه‌ بزرگي‌ بدست‌ آورده‌ كه‌ با داشتن‌ آن‌ سرمايه‌ از هر كس‌ و هر چيز مستغني‌ مي‌ شود و اگر لطف‌ خدا شامل‌ حال‌ او نشود، مخلوقات‌ ديگر نمي‌ توانند فقر مادي‌ و معنوي‌ او را برطرف‌ سازند. امام‌ چهارم‌ در صحيفه‌ سجاديه‌ بياني‌ به‌ همين‌ مضمون‌ دارد كه‌ عرضه‌ مي ‌دارد، پروردگارا، اين‌ همه‌ شب‌ فكر كردم‌ كه‌ براي‌ رفع‌ احتياجات‌ خود به‌ قدرتمندان‌ و ثروتمندان‌ عالم‌ پناهنده‌ شوم‌، پس‌ از آن‌ به‌ خود گفتم‌ كه‌ آنها مانند تو محتاجند چطور مي ‌شود كه‌ محتاج‌ براي‌ رفع‌ احتياج‌ به‌ محتاج‌ ديگري‌ مانند خود پناهنده‌ شود از اين‌ رو انسانها را رها كردم‌ و به‌ سوي‌ تو آمدم‌ توئي‌ كه‌ غني‌ و بي‌نياز هستي‌ و مي ‌تواني‌ محتاجان‌ را به‌ غناء و ثروت‌ برساني‌. (کتاب شجره طوبی)