انجام عبادات چه ارتباطی با سعادت انسان و زندگی بهشتی او دارد؟

بزرگترين نكته اي كه خداوند در اين مسئله به مردم تعليم مي دهد اين مسئله است كه تمام بركات و تاثيرات و منفعت و انتفاعات در اطاعت خداست نه وسائلي و يا مسائلي كه خداوند براي ظهور اطاعت مقدر و مقرر نموده است. مثلا همين نماز كه صرفا يك حركات و سكنات و خواندن آيات و اذكار است چه ارتباطي به سعادت انسان و زندگي بهشتي دارد يا امثال روزه و خمس و زكات كه يك عبادت مالي و انفاقات مالي است چه رابطه اي با زنده شدن در قيامت و پيدايش زندگي بهشتي دارد، دعاها به همين كيفيت و مخصوصا مراسم حج عمره. انسانها خود را به خانه خدا كه خانه اي است از سنگ و گل برسانند دور آن خانه طواف كنند و يا بين دو كوه صفا و مروه در حركت و گردش باشند و يا آن همه گوسفند و گاو و شتر در جايي كه فقير و محتاجي هم نيست از گوشت آنها استفاده كند قرباني نمايند و لَش آنها را در بيابانها رها كنند يا وقوف در عرفات و مشعر و از همه بالاتر، رمي جمرات و سنگ پرانيدن به ستون هايي به نام شيطان. اگر سلسله دستورات خداوند متعال را در نظر بگيريد كه از نماز و دعا و اذكار الهي شروع ميشود به خدمات و انفاقات مالي و مراسم حج خاتمه پيدا مي كند هيچ يك از اين اعمال ارتباط به سعادت انسان در عالم آخرت و زندگي بهشتي ندارد. اعمال از نظر ارتباط با نتايج بر سه قسم است: قسم اول اعمالي كه سازنده است و در ضمن آن صنايعي پيدا ميشود كه قابل استفاده است مانند خانه سازي و ماشين سازي و صنايع مخابراتي و مكانيكي و امثال آن اعمالي است كه ضمن آن وسايلي ساخته ميشود انسان ها از آن استفاده مي كنند يكچنين اعمال كه از نوع صنايع است سازنده زندگي انسان مي باشد كه با آن وسايل زندگي خود را مجهز مي كند. اين اعمال به خودي خود محسوس و قابل مشاهده است، نتايج آن هم به همين كيفيت قابل استفاده و قابل مشاهده است. نوع دوم اعمالي كه از جنس اطاعت است انسان با نمايش آن اعمال از يك بزرگواري و از يك شخصيت قدرتمند و ثروتمندي اطاعت ميكند و ضمن اطاعت از قدرت و ثروت او استفاده مي كند، مانند شاعران و مداحان كه سلطاني و يا ثروتمندي را ستايش مي كنند. اشعار خوب در مدح او مي سرايند و يا مقالاتي مي نويسند او را تعريف ميكنند خاصيت اين اعمال اين است كه عامل ذوق و شوق آن قدرتمند و ثروتمند مي شود و بر پايه همان ذوق و شوق كه او را ستايش كرده اند پولي به شاعر يا مقاله نويس ميدهد و به زندگي او كمك مي كند. نوع ديگر از جنس خرافات است. اعمالي است كه صرفا انسانها را سرگردان ميكند وقت و سرمايه آن ها را ميگيرد و فايده عقلايي ندارد مانند پول هايي كه براي بت ها و بتخانه ها خرج مي كند. بت پرستان و گوساله پرستان و ساير بت هاي باطل، مراسمي دارند براي اجراي آن مراسم چه مبالغي خرج مي كنند، به عقيده خودشان مي گويند اين گوساله يا اين بت، ما را نجات مي دهد، امراض ما را و درد سر ما را برطرف مي كند. يكچنين اعمالي كه از نوع صنعت و سازندگي نيست و از نوع اطاعت خدا و اولياء خدا هم نيست و كسي نيست كه ضمانت كند در برابر اين همه عمري كه ضايع شده و سرمايه ها كه خرج كرده اند فايده اي و نفعي به سرمايه داران برساند، خرافات مي نامند. مي گويند اين همه پول خرج بت ها نمودي يا خرج گاو وگوساله و يا مخارج ديگر، چه فايده اي داشت، كسي در اين جا نيست فوايدي براي آن بشناسد و براي كساني كه مال و سرمايه خود را خرج كرده اند منافعي اثبات كند. سرمايه ها از دست رفته فايده رواني يا علمي يا ارتباط با بزرگان مانند احترام به شخصيت هاي بزرگ پيدا نشده است. فوايد و منافع نوع اول كه صنايع و سازندگي باشد روشن و معلوم است. خانه مسكوني مي سازند از آن بهره مي برند يا فرش و لباس و چيزهاي ديگر، فايده اش به همراه عملي كه انجام داده اند و سرمايه گذاري ها كه داشته اند كاملا روشن و معلوم است از نظر اين كه فوايد يكچنين صنايع و اعمالي روشن و معلوم است همه كس از آن استقبال مي كنند و براي رسيدن به منافع آن سرمايه گذاري مي كنند.

و اما سلسله اعمال دوم كه ازنوع اطاعت و ارتباط با شخصيت هاي بزرگ عالم است مانند ارتباط با خدا و ارتباط با اولياء خدا چنين اعمالي هم از اين جهت سودمند است كه انسان را به شخصيت هاي بزرگ عالم مربوط ميكند و آن شخصيت هاي بزرگ قدرت و توانايي دارند كه شاگردان يا دوستان مطيع خود را به يك زندگي مجهز و مكمل برسانند و براي آنها رفاه و آسايش بوجود آورند. اين اعمال هم كه از نوع اطاعت است مانند نمازها و دعاها از اين جهت سودمند و نافع است كه آن شخصيت هاي بزرگ مانند خدا و اولياء خدا وعده داده اند و قدرت دارند انسانهاي مطيع يا بندگان خود را به ثروت وقدرت برسانند.

و اما اعمال نوع سوم كه ازجنس خرافات است نه صنعت و سازندگي است كه براي انسانها زندگي بسازد و وسيله آسايش و آرامش براي آنها بوجود آورد و نه هم از نوع اطاعت است كه انسانها را به شخصيت هاي بزرگي مربوط كند كه سرنوشت انسان در دنيا و آخرت به دست آنهاست مي توانند انسان را تا ابد خوشحال و خوشبخت كنند يكچنين اعمالي كه از نوع خرافات است نه صنعت است و نه اطاعت جز اين كه سرمايه عمر انسان و يا مال و ثروت او را مي گيرد و آنها را به كارهاي بي فايده و بي خاصيت مشغول مي كند فايده اي ندارد.

 اعمال ديني و دستوراتي كه به وسيله پيغمبران به بشريت ابلاغ  ميشود از نوع اطاعت است. خاصيت اين اعمال جلب رضايت خدا واولياء خداست اين اعمال ضمن اينكه انسان را عارف به خدا و اولياء خدا مي كند محبت خدا و اولياء خدا را در دل انسان قرار ميدهد و محبت انسان را دردل اولياء خدا. بين انسان و خدا رابطه دوستي و صميمي ايجاد ميكند نظر به اين كه شخصيت هاي بزرگ و قدرتمندي هستند وعده داده اند كه به دوستان مطيع خود احسان كنند براي آنها زندگي بهشتي داير نمايند. آنها را ازمرگ و مرض و پيري و فرسودگي برهانند وتمامي مشكلات آنها را برطرف نمايند. پس اعمال نوع دوم كه از جنس اطاعت خدا و اولياء خداست از اين جهت سودمند است كه ثروت و قدرت خدا و اولياء خدا را در اختيار انسان ميگذارد و انسان را براي هميشه خوشبخت مي كند خاصيت اين اعمال در اطاعت است نه در كيفيت عمل خداوند دستور مي دهد از طلوع صبح صادق تا مغرب شرعي روزه بگيريد ازخوردن و آشاميدن خودداري نماييد در اينجا گرسنگي انسان خاصيت ندارد بلكه اطاعت انسان. لذا اگر روزه داري فراموش كند روزه است سر سفره غذا بنشيند سير شود و بعد بخاطر آورد كه روزه است روزه او باطل نيست مانند روزه داران اجر مي برد گرچه او سير است و روزه داران گرسنه اند و همينطور ساير عبادت ها طواف دورخانه خدا يا سعي بين صفا و مروه يا وقوف در عرفات ومشعر و رمي جمرات خاصيت ذاتي ندارد مانند صنعت راديوسازي نيست كه صدا وسيما را از راه دور بگيرد وليكن از نظر اين كه اطاعت خداست و رضايت خدا بوسيله آن جذب و جلب ميشود منشاء رحمت و بركت است. خداوند بنده مطيع خود را تا بي نهايت به ثروت و قدرت مي رساند و چقدر در تاريخ مشاهده شده است كه بندگان مطيع خدا كه از قدرت خدا استفاده كرده اند برپادشاهان و قدرتمندان عالم غالب و پيروز شده اند. سلطنت و حكومت را از آنها گرفته اند و بيشتر از ثروت ثروتمندان ثروت و قدرت بدست آورده اند در يكچنين مسائلي كه از نوع اطاعت است آنچه مطلوب است همان اطاعت كردن و فرمان بردن است نه نظارت بر يكچنان مسائلي كه قد و قواره اين اعمال چه باشد و از نظر صورت و قيافه چه شكل و قيافه اي پيدا كند. (تفسیر سوره قصص)