اثبات این که حيات عالم و آدم به علم و دانش است.

 نمونه اي از دوصنعت كه يكي از آنها به اضافه علم و دانش بوجود آمده و ديگري منهاي دانش ساخته شده، مثلا دو جام شيشه در اختيار شماست كه لازم است هر يك از اين دو جام شيشه را بصورت هزار قطعه قابل استفاده در شيشه كاري بكار ببريد. يكي از اين دو جام شيشه از دست شما سقوط مي كند به سنگي برخورد مي كند به هزار قطعه قسمت مي شود، و جام ديگر به اراده شما و علم شما هزار تكه مي شود. جام اول هزار قسمت شده منهاي علم و دانش كه هيچ يك از آن قطعات قابل استفاده نيست، و جام دوم به كمك علم و دانش به هزار قسمت تقسيم شده و قطعه كوچك و بزرگي پيدا نمي شود كه قابل استفاده نباشد. اين عالم خلقت و مواد ابتدائي آن مانند همان جام شيشه است كه لازم است بصورت قطعات بسيار منظم و مرتب و قابل استفاده تقسيم شود، كه ذره اي و جزء كوچكي از آن منهاي فايده و خاصيت نباشد. آيا شما ساخت و سازي ، صنعتي ، صحرا و دريائي ، انسان و حيواني پيدا مي كنيد كه بدون استفاده از علم ساخته شده باشد و قابل استفاده نباشد. خواهيد ديد مانند جام شيشه دوم است كه بدست مهندس دانا و توانائي بصورت قطعات منظم و مرتب ساخته شده و چيزي در عالم نيست كه بر خلاف حكمت و مصلحت باشد، و فايده اي بر وجود آن مترتب نگردد. پس عالمي  است كه اصول اوليه آن به كمك علم و دانش ساخته شده و ظهور پيدا كرده است و مبداء اين علم حيات بخش، ذات مقدس خداوند متعال است. ماده در ذات خود علم ندارد، نور و ظلمت در ذات خود علم ندارد، خورشيد و ماه با آن همه روشنائي در ذات خود فاقد علمند، وليكن همه چيز عالمانه و حكيمانه ساخته شده است، مبداء اين علم كجاست؟ فقط ذات مقدس خداوند متعال است كه جهان و انسان را به اين زيبائي ساخته است. در اين رابطه مي فرمايد: يدبر الامر من السماء الي الارض. يعني علم عالم از آسمان بسوي زمين نازل شده آسمان در اينجا ذات مقدس خدواند متعال است. اين آسمان معمول و معروف كه فضاي ستارگان است علم ود انش ندارد كه مانند باران بر موجودات عالم ريزش كند. بلكه علم، وجود خداوند متعال است كه همه چيز را حكيمانه و عالمانه با حساب دقيق و عجيب مي سازد و شما نمي توانيد قطعه اي پيدا كنيد كه مانند جام شيشه از دست مهندس افتاده باشد و به قطعات نامنظم تقسيم شده باشد. پس سمائي كه در اين آيه شريفه ذكر مي شود: يدبر الامر من السماء الي الارض، ذات مقدس خداوند متعال است، و ارض هم عالم خلقت مخصوصا وجود انسان است كه لازم است با اين علم، انسانها پرورش پيدا كنند، مانند گياه و درخت كه با آب باران پرورش پيدا مي كنند. انسانها به علم و دانش، رشد پيدا مي كنند، بفهمند و بدانند و مجهولات خود را برطرف كنند، تا خود را در حضور خدا ببينيد و بشناسند، به ملاقات خدا نائل شوند. تا اينجا دوره تدبير امر است كه به اراده خدا، علم و حكمت از وجود او نازل شده، در عالم خلقت قرار گرفته، و بعد از نزول، پرورش علم است تا زماني كه گياه ها و درخت ها و بذرها و مخصوصا انسانها به ثمر برسند و آخرين محصول خود را به خداي خود تقديم كنند. از اين دوره كه به ثمر نشستن علم انسان است تعبير به عروج و معراج شده است. (تفسیر سوره انفطار)