اهمیت قصد قربت در انجام اعمال

در زندگي‌ آخرت‌ ثروت‌ انسانها فقط‌ دو چيز است. مال‌ و ماديت‌ و خوراك‌ و پوشاك‌ و نعمتهاي‌ مادي‌ كه‌ خداوند خبر مي دهد نتيجه‌ اين‌ دو ثروت‌ است‌ و يا اين كه‌ مي‌گوئيم‌ مال‌ و ماديات‌ در شعاع‌ آن‌ دو ثروت‌ نمايش‌ پيدا مي كند. هر چه‌ اين‌ دو رقم‌ بالا باشد ثروت‌ و ماديات‌ توسعه‌ پيدا مي‌كند و هر چه‌ پائين‌ باشد، قلت‌ پيدا مي ‌كند. مال‌ و ماديات‌ از نقطه‌ صفر يا بي‌نهايت‌ در شعاع‌ اين‌ دو سرمايه‌ است‌ كه‌ ذيلا ذكر مي ‌شود و آن‌ دو سرمايه‌ يكي‌ لطف‌ و محبت‌ خداوند متعال‌ و جلب‌ رضايت‌ او از طريق‌ اطاعت‌ و بندگي است‌ و سرمايه‌ دوم‌ جلب‌ محبت‌ انسانهايی است‌ وابسته‌ به‌ خداوند متعال‌. جلب‌ محبت‌ انسانها در شعاع‌ جلب‌ محبت‌ خدا واقع‌ مي ‌شود، به‌ همين‌ منظور خداوند خدمات‌ اجتماعي‌ را مقيد به‌ قصد قربت‌ نموده‌ است.‌ كساني‌ كه‌ خمس‌ يا زكات‌ مي  ‌دهند و خدمات‌ ديگري‌ مانند صله‌ رحم‌ و رابطه‌ با دوستان‌ و خويشاوندان‌ و امثال‌ آن،‌ اين‌ خدمات‌ بدون‌ قصد قربت‌ مورد قبول‌ خداوند متعال‌ واقع‌ نمي‌ شود. خمس‌ و زكات‌ بدون‌ قصد عبادت‌ و بدون‌ قصد تقرب‌ به‌ خداوند متعال‌ زكات‌ به‌ حساب‌ نمي ‌آيد. اگر بنده ‌اي‌ از بندگان‌ خدا ميليونها تومان‌ در كارهاي‌ اجتماعي‌ خرج‌ كند و قصد قربت‌ نداشته‌ باشد آن‌ ميليونها تومان‌ خدمات،‌ جنبه‌ اطاعت‌ و عبادت‌ پيدا نمي ‌كند و باز اگر خمس‌ و زكات‌ در مال‌ او پيدا شده‌ بايستي‌ بپردازد. قصد قربت‌ در خدمات‌ و خمس‌ و زكات‌ مانند قصد قربت‌ در وضو گرفتن‌ و غسل‌ كردن‌ است‌. يك‌ نفر از بندگان‌ خدا به‌ حمام‌ مي ‌رود و شستشو مي ‌كند، خيلي‌ پاك‌ و مطهر وليكن‌ به‌ عنوان‌ غسل‌ جنابت‌ با قصد قربت‌ بدن‌ خود را نمي ‌شويد با اين كه‌ به‌ حمام‌ رفته‌ است‌ جنابت‌ به‌ حال‌ خود باقي‌ است.‌ دو مرتبه‌ بايستي‌ به‌ قصد قربت‌ تمام‌ بدن‌ خودش‌ را بشويد يا به‌ قصد قربت‌ وضو بگيرد وليكن‌ اگر تمام‌ بدن‌ خودش‌ را با مقداري‌ مختصر آب‌ مرطوب‌ نمود و به‌ عنوان‌ غسل‌ جنابت‌ بدن‌ خودش‌ را تَر كرد، غسل‌ به‌ حساب‌ مي‌ آيد، همينطور وضو. مقيد شدن‌ اعمال‌ به‌ قصد قربت‌ فقط‌ به‌ منظور فيض‌ گيري‌ از خداوند متعال‌ است‌. فيوضات‌ الهي‌ و ثواب‌ الهي‌ در مسير اطاعت‌ و بندگي‌ به‌ انسان‌ مي ‌رسد و قصد قربت‌ به‌ خدمات‌ انسان،‌ جنبه‌ اطاعت‌ مي ‌دهد. كسي‌ كه‌ به‌ قصد قربت‌ و به‌ عنوان‌ اطاعت‌ خدا به‌ بندگان‌ خدا خدمت‌ مي ‌كند، انتظار ثواب‌ و پاداشي‌ از بندگان‌ خدا ندارد. خود را طلبكار خدا مي ‌داند نه‌ بندگان‌ خدا. متقابلاً كسي‌ كه‌ به‌ بندگان‌ خدا خدمت‌ مي‌ كند و قصد قربت‌ ندارد از بندگان‌ خدا مزد خدمات‌ خود را طلبكار مي‌ شود وليكن‌ بر خداوند متعال‌ حقي‌ پيدا نمي‌ كند مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ يك‌ كارگر مزدور براي‌ همسايه‌ شما يا صاحبكار ديگر كار كند و مزدش‌ را از شما مطالبه‌ نمايد. البته‌ حقي‌ بر شما ندارد. همينطور حقي‌ بر خدا ندارد. انسانها در خط‌ اطاعت‌ خدا مستحق‌ اجرا و ثواب‌ مي‌ شوند و اين‌ اجر و ثواب‌ پيدايش‌ محبت‌ بين‌ انسان‌ و خدا است‌ نه‌ رزق‌ و روزي ها كه‌ در دنيا به‌ بندگان‌ خدا مي‌ دهد يا در آخرت‌. بعضي‌ ها بهشت‌ را و يا خوف‌ از جهنم‌ را ثواب‌ و عقاب‌ اعمال‌ مي ‌دانند. محرمات‌ را ترك‌ مي‌ كنند مبادا مبتلا به‌ جهنم‌ شوند واجبات‌ را بجا مي‌ آورند مبادا از بهشت‌ محروم‌ شوند. مولا امير المومنين‌ عليه‌ السلام‌ مي ‌فرمايند: من‌ مزدور خدا نيستم‌ كه‌ براي‌ كسب‌ مال‌ و ثروت‌ دنيا يا آخرت‌ خدا را اطاعت‌ كنم‌. همچنين‌ برده‌ خدا نيستم‌ كه‌ از ترس شلاق‌ خدا و جهنم‌ خدا، خدا را اطاعت‌ كنم‌ بلكه‌ يك‌ انسان‌ آزاد با حفظ‌ آزادي‌ خود براي‌ جلب‌ محبت‌ خدا را اطاعت‌ مي‌ كنم‌ و براي‌ جلب‌ محبت‌ انسانها به‌ آنها خدمت‌ مي‌ كنم‌. به‌ اين‌ دليل‌ مردي‌ آزاد و آزاده‌ هستم‌ نه برده‌ خدا و نه‌ برده‌ انسان‌. اين‌ دو سرمايه‌ بزرگ‌ كه‌ جلب‌ محبت‌ خدا و انسان‌ است‌ هر دو در مسير اطاعت‌ خدا براي‌ انسان‌ حاصل‌ مي‌ شود. و علاوه‌ انسان‌ در مسير اطاعت‌ خدا، معرفت‌ خدا و معرفت‌ اولياء خدا را كسب‌ مي ‌كند و آشنائي‌ كامل‌ به‌ نقشه‌ خلقت‌ عالم‌ و آدم‌ به‌ دست‌ مي‌ آورد به‌ همين‌ مناسبت‌ ما انسانها و اعمال‌ خير ما در جهان‌ هر دو به‌ منزله‌ بذر و شجره ‌اي‌ هستيم‌ كه‌ بايستي‌ تسليم‌ خدا باشيم‌ و خدا ما را بپروراند تا اين كه‌ به‌ ثمر برساند. (کتاب سیره ائمه اطهار ع)