تکلیف ما در قبال اخبار و گزارشاتی که در مملکت شیوع می یابد چیست؟

اول، اخبار مربوط به مسائل توحيد و نبوت و معاد. اخباري که درباره اصول دين گزارش مي دهند. خدا را و قيامت را و يا نبوت را تعريف مي کنند که چنين و چنان است. دوم، اخبار مربوط به حکومت اسلامي و رهبري اسلام، مخصوصاٌ در زماني که آن حکومت و رهبر، امام معصومي باشد و يا وابسته به امام معصوم باشد. سوم، اخباري که مربوط به احکام و مسائل ديني و اخلاق اجتماعي است. مي گويد نماز و روزه و يا احکام ديگر او چنين و چنان است. چهارم، اخباري که مربوط به تصديق و تکذيب افراد جامعه و يا دوستان و دشمنان است که آن اخبار و گزارشات کسي را آبرومند مي کند و يا عزت و آبروي او را زير سئوال مي برد، اخباري که روابط اجتماعي را محکم مي کند و يا سست مي نمايد. هرکدام از اين اخبار از طريق ارتباط به معاني که صادق است يا کاذب و به مناسبت گويندگان، احکام مخصوصي پيدا مي کند که انسانها بايستي توجه کنند.

قسمت اول اخبار مربوط به دولت و حکومتي است که منصوب از جانب خدا و ائمه اطهار است. خبرهاي مختلف سياسي که رابطه بين دولت ها را تيره مي کند و يا از نوع تهمت ها که مايه تضعيف دولت مي گردد. چنين اخباري مطلقاٌ مورد قبول واقع نمي شود و از همان ابتدا بايستي آن را تکذيب کرد زيرا دولت و حکومتي که منصوب از جانب خدا است و يا به نحوي وابستگي به خداوند متعال دارد، تهمت ها به چنين دولت ها و يا افراد وابسته به اين دولت بايستي تکذيب شود زيرا مسئوليت يک چنين دولت و وابستگان به او مستقيماٌ با خدا و پيغمبر است، به رأي مردم واگذار نمي شود که آنها را تصديق یا تکذيب کنند، مخصوصاٌ در صورتي که آن خبرها از نوع تهمت ها باشد. قسم دوم اخباري که از نوع تهمت و يا غيبت بندگان خداست که در ضمن آن اخبار به آبروي کسي لطمه وارد مي شود که مي خواهد عمل بدي از نوع گناه و معصيت براي مردم اثبات کند. يکچنين اخباري اگر از نوع عمل منافي عفت باشد گفتنش موجب حدّ ميشود يعني کسي که به زن يا مرد مسلماني تهمت بزند که با کسي رابطه نامشروع داشته. گفته اند چنين اخباري موجب حد است يا بايستي در دادگاه اسلامي ثابت کند که با سه نفر ديگر به چشمش ديده است و يا اين که متهم به رمي محصنات است که هشتاد شلاق دارد. به طور کلي اخبار ديگري که گناه کبيره يا صغيره براي کسي اثبات مي کند گفتنش و شنيدنش حرمت دارد و لازم نيست که تحقيق کنند چنين اخباري راست است يا دورغ از همان ابتدا وظيفه دارند تهمت ها و غيبت ها را تکذيب کنند زيرا قبول آنها و گفتن جاي ديگر مايه اشاعه فحشاء و منکر مي گردد که در اسلام حرمت دارد. خبرهائي که بعد از تحقيق مورد قبول واقع مي شود، تهمت هائي است که به دولت ها مي زنند مثلاٌ از دولتي خبر مي دهند که به سوي دولت اسلامي لشکر کشي نمود يا اقدامات ديگر مالي و يا غير مالي نسبت به دولت اسلامي داده است يک چنين اخباري اگر گوينده آن شخص مؤمن و عادل و صادقي باشد که روي علم خبر داده مورد قبول مي شود و اگر سابقه گوينده خوب نيست و مخصوصاٌ اگر فاسق و فاجر باشد بايستي در اطراف گزارشات او تحقيق کنند و بعد از اثبات واقعيت مورد قبول واقع مي شود. دليل اين که انسانها حق ندارند به گزارشات و اخباري که بر عليه حکومت اسلامي به رهبري پيغمبر اکرم و ائمه اطهار (ع) و وابسته گان به آنها است بدون تحقيق گوش بدهند و قبول کنند آيه 7 در همين سوره شريفه است که مي فرمايد: بدانيد که رسول خدا و يا وصي رسول خدا در ميان شما هست اگر آنها در بسياري از امورسياسي و يا غيرسياسي مربوط به حکومت و يا احکام از رأي شما مردم اطاعت کنند، شما  گرفتار مصيبت ها و مبتلا به رنج و محنتها  مي شويد آسايش و آرامش شما از بين مي رود زيرا خدا و رسول خدا به صلاح و فساد زندگي و حکومتي از شما مردم داناترند. آنها بهتر مصلحت و مفسده مسائل زندگي را مي دانند. خداوند دستور مي دهد که اگر بر عليه اين حکومت ها اخباري به شما رسيد و يا سر و صدائي پيدا شد بدون تحقيق و تفحص آن اخبار را قبول نکنيد. يکي از عوامل بزرگي در تاريخ که در اثر آن عوامل همه جا حکومت هاي الهي را رها کردند و حکومت هاي طاغوتي و شيطاني بوجود آوردند قبول اخبار و تبليغاتي بود که منافقين و شياطين برعليه مقام حکومت انتشار مي دادند و مردم هم بدون دليل و برهان آن تبليغات را مي پذيرفتند و قبول مي کردند در نتيجه ظالم ها امثال معاويه و خلفاء و ديگران، متصدي کارهاي حکومتي و مملکتي مي شدند و مردم را به هلاکت و نابودي مي کشيدند. لذا در اين آيات خداوند اصرار مي کند که جايز نيست بدون دليل و مشاهدات عيني يک چنين تبليغات را بر عليه حکومت اسلامي و يا بندگان خدا قبول کنيد و رابطه خود را از آنها قطع نمائيد. در آخر همين آيه خداوند وعده مي دهد که اگر اين تشکيلات و حکومت اسلامي به ضرر شما و به ضرر دين خدا باشد خداوند قلب شما و اراده شما را از قبول آن منصرف مي کند و غير آن را محبوب شما قرار مي دهد. مي فرمايد: خدا است که ايمان و تقوا را در قلب شما جلوه مي دهد و فسق و کفر و گناه را منفور شما قرار مي دهد. افرادي که اينطور تسليم اراده خدا هستند به عقل ايمان، هدايت يافته اند.  (تفسیر سوره حجرات)