وجه تمایز انسان کُند ذهن با فهمیده

انسان‌ فهيم‌ و فهميده‌ كسي‌ را مي‌ گويند كه‌ وقتي‌ حقايق‌ و مطالب‌ به‌ فكر او عرضه‌ داشته‌ مي‌ شود به‌ خصوص‌ مطالبي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ معارف‌ الهي‌ و انسان‌ شناسي‌ و مربوط‌ به‌ معارف‌ اولياء خدا هست‌ در فهم‌ يك‌ چنين‌ مطالبي‌ سريع‌ الانتقال‌ است‌. به‌ حقيقت‌ درك‌ مي‌ كند كه‌ معارف‌ توحيدي‌ و جلب‌ رضاي‌ خدا از طريق‌ جلب‌ رضاي‌ خلق‌، چه‌ نتايج‌ بزرگ‌ و ارزنده‌ اي‌ دارد. در برابراين‌ خاصيت‌ سريع‌ الانتقال‌ بودن‌ در فهم‌ حقايق‌ و معارف‌، غباوت‌ قرار گرفته‌ است‌. غباوت‌ هم‌ درست‌ به‌ معناي‌ كُند ذهني‌ و كُند فهمي‌ است‌، كسي‌ است‌ كه‌ در حال‌ غفلت‌ از درك‌ معارف‌ توحيدي‌ و حقايق‌ آخرتي‌ عمر مي‌گذراند و قضاياي‌ مربوط‌ به‌ خدا و آخرت‌ را نمي‌ فهمد. عبادتها و خدمات‌ اجتماعي‌ را نمي ‌تواند به‌ نتايجي‌ كه‌ از آن‌ پيدا مي ‌شود، مربوط‌ سازد. مثلاً وقتي‌ قانون‌ نماز و روزه‌ و يا زكات‌ و جهاد به‌ او عرضه‌ داشته‌ مي ‌شود، حالت‌ سستي‌ و كندي‌ در او پيدا مي ‌شود. زيرا از اين‌ عبادتها و خدمات‌ اجتماعي‌ فقط‌ رنج‌ و مشقت‌ آن‌ را  درك‌ مي ‌كند و مي‌ بيند، با كارهائي‌ روبرو شده‌ است‌ كه‌ او را به‌ رنج‌ و زحمت‌ مي ‌اندازد. مقداري‌ از مال‌ و عمر او را تلف‌ مي‌ كند. نمي‌ تواند نتائجي‌ كه‌ از اين‌ اعمال‌ در دنيا و آخرت‌ به‌ وجود مي ‌آيد و روح‌ و فكر او را تقويت‌ مي ‌كند و رابطه‌ او را با خدا محكم‌ مي ‌كند، درك‌ كند و در نتيجه‌ كُندي‌ و سستي‌ نشان‌ مي‌ دهد. فكرش‌ آماده‌ براي‌ درك‌ مطالب‌ نيست‌. خاصيت‌ و اقتضاي‌ عقل‌ همه‌ جا اين‌ است‌ كه‌ نيروي‌ فهم‌ و درك‌ انسان‌ را زيادتر مي‌ كند تا بتواند به‌ ماوراء طبيعت‌ و زندگي‌ آخرت‌ مربوط‌ شود. نيروي‌ عقل‌ شمعي‌ است‌ كه‌ فقط‌ آينده‌ ها و نتائج‌ اعمال‌ را در آينده‌ برابر انسان‌ وانمود مي‌ سازد و در نتيجه‌ فهم‌ انسان‌ را زياد مي ‌كند. انسان‌ عاقل،‌ سريع ‌الفهم‌ و سريع ‌الانتقال‌ است‌ وليكن‌ غباوت‌ كه‌ فقط‌ خاصيت‌ طبع‌ و مزاج‌ انسان‌ است‌، نمي ‌تواند از حس‌ ششم‌ (درك‌ محسوسات‌ و استدلال‌ از محسوس‌ به‌ محسوس‌) تجاوز كند. بين‌ او و حس‌ هفتم‌ كه‌ نيروي‌ عقل‌ است‌، حجابي‌ به‌ وجود مي‌ آيد كه‌ آن‌ حجاب‌ عبارت‌ است‌ از هدف هاي‌ مادي‌. هنگامي‌ كه‌ مطالب‌ علمي‌ و يا ديني‌ و يا الهي‌ و يا آخرتي‌ به‌ او عرضه‌ داشته‌ مي ‌شود فقط‌ همان‌ معاني‌ را درك‌ مي ‌كند كه‌ مربوط‌ به‌ جنبه ‌هاي‌ مادي‌ و زندگي‌ دنياست‌. مثلا" وقتي‌ عبادتها به‌ او پيشنهاد مي ‌شود كه‌ نماز بخواند و روزه‌ بگيرد تا فوائد و نتائجي‌ به‌ دست‌ آورد، در اين‌ پيشنهادات‌ فقط جنبه‌ هاي‌ ريائي‌ عبادتها را درك‌ مي‌ كند و مي ‌بيند اگر نماز بخواند و يا تظاهر به‌ عبادت‌ كند، در نظر مردم‌ محبوبيت‌ پيدا مي ‌كند و بازارش‌ رايج‌ مي ‌شود وليكن‌ در فهم‌ جنبه‌ هاي‌ آخرتي‌ عبادتها كُند است‌ و نمي ‌تواند نتائج‌ آخرتي‌ آن‌ را كشف‌ كند. يك‌ چنين‌ حالتي‌ كه‌ بين‌ انسان‌ و فهم‌ حقايق‌ آخرتي‌ حجابي‌ به‌ وجود مي‌ آورد و نمي ‌تواند درك‌ كند غباوت‌ ناميده‌ مي‌ شود. راه‌ نجات‌ در غباوت،‌ خلوص‌ در عبادت‌ است‌. (کتاب شجره طوبی)