اهمیت هدف در زندگی و رسیدن انسان ها به آن.

هدف‌ انسان‌ در كار و كوشش‌ مانند شهري‌ است‌ كه‌ به‌ سوي‌ آن‌ شهر حركت‌ مي ‌كند. كار و كوشش‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف،‌ مانند راه هاست‌ كه‌ از بيابانها و صحراها مي‌گذرد تا انسان‌ را به‌ آن‌ شهر و مقصد برساند. همانطور كه‌ در انتخاب‌ راه‌ به‌ سوي‌ شهرهائي‌ كه‌ قصد حركت‌ به‌ آن‌ شهر را دارد، بهترين‌ راه ها، راه‌ راست‌ و راه‌ مستقيم‌ است،‌ در انتخاب‌ راه‌ به‌ سوي‌  هدف هاي‌ مادي‌ و معنوي‌ هم‌ بهترين‌ راه‌، همان‌ راه‌ مستقيم‌ است‌. راه‌ راست‌ يعني‌ كوتاه ترين‌ راه ها و كم‌ زحمت‌ ترين‌ راه ها به‌ سوي‌ مقصد. هر چه‌ مستقيم ‌تر باشد، رنج‌ مسافر كمتر است‌ و بودجه ‌اي‌ كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مقصد لازم‌ دارد در حداقل‌ قرار مي‌گيرد. در برابر هر چه‌ پيچ‌ و خم‌ راه ها و كجي‌ و اعوجاج‌ آن‌ بيشتر باشد، مخارج‌ بيشتري‌ به‌ مسافر تحميل‌ مي‌ كند، رنج‌ زيادتر و سرمايه‌ بيشتري‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مقصد لازم‌ دارد. يكي‌ از مشكلات‌ در زندگي‌ انسان‌، پيدا كردن‌ راه‌ راست‌ به‌ سوي‌ هدفهاي‌ مادي‌ و معنوي‌ او است‌. راه‌ راست‌ به‌ سوي‌ هدف‌، آنچنان‌ دقيق‌ و لطيف‌ است‌ كه‌ گفته ‌اند: از مو باريكتر و از شمشير برنده ‌تر است‌. پيدا كردن‌ راه‌ به‌ سوي‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ كه‌ مقصد مسافر از مسافرت‌ است‌، چندان‌ دقيق‌ و مشكل‌ نيست‌ و در عين‌ حال‌ شايد خيلي‌ كم‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ كه‌ بتوانند از مبداء حركت‌ به‌ سوي‌ مقصد راهي‌ انتخاب‌ كنند كه‌ صددرصد مستقيم‌ و خالي‌ از اعوجاج‌ و كجي‌ باشد. خواهي‌ نخواهي‌ كوه ها و دره‌ ها و حوادث‌ جوّي‌ و طبيعي،‌ مسافرين‌ را به‌ راست‌ و چپ‌ منحرف‌ مي‌ كند. از همه‌ مشكل ‌تر، پيدا كردن‌ و پيمودن‌ راه‌ راست‌ به‌ سوي‌ مقاصد مادي‌ و انساني‌ و از همه‌ اين ها مشكل ‌تر، پيدا كردن‌ راه‌ به‌ سوي‌ جلب‌ رضايت‌ خداوند متعال‌ و وصول‌ به‌ آن‌ مقصد بزرگ‌ الهي‌ كه‌ به‌ نام‌ معراج‌ شناخته‌ شده‌ است.‌ افراط‌ و تفريط‌ در انتخاب‌ راه‌، مايه‌ زحمت‌ و محروميت‌ انسان‌ شده‌ و باعث‌ كندي‌ او به‌ سوي‌  مقصد مي ‌شود كه‌ آن‌ مدت‌ در بعضي‌ از آيات‌ و روايات‌ تا حدود پنجاه‌ هزار سال‌ برآورد شده‌ است.‌  خداوند در سوره‌ معارج‌ به‌ معناي‌ خط‌ سير به‌ سوي‌ معراج‌ اين‌ نكته‌ را يادآوري‌ مي ‌كند و مي ‌فرمايد: در مدتي‌ نزديك‌ به‌ پنجاه‌ هزار سال‌ بين‌ انسانها و فرشته ‌ها تعادل‌ و تكامل‌ به‌ وجود مي ‌آيد. خداوند انسان‌ را به‌ این منظور آفريده‌ تا او را از راه‌ راست‌ به‌ نعمت هايش‌ برساند. رزق‌‌ انسان‌ رسيدن‌ به‌ همان‌ نعمتها است‌. خداوند كه‌ دركتاب‌ خود وعده‌ مي ‌دهد روزيِ‌ هر انساني‌ را به‌ او برساند، لذائذ مادي‌ آنچه‌ در دنيا و آخرت‌ آفريده‌ شده‌، حق‌ انسان‌ و روزي‌ انسان‌ است‌. لذائذ انساني‌ و برخورداري‌ او از محبت‌ و انس‌ و آشنائي‌ با انسانها، حق‌ مسلم‌ انسان‌ و روزي‌ انسان‌ است‌. همچنين‌ آشنائي‌ به‌ علوم‌ و معارف‌ و درك‌ حقايق‌ و قرب‌ به‌ خداوند متعال‌ از طريق‌ علم‌ و دانش،‌ حق‌ انسان‌ و روزي‌ انسان‌ است‌ و اگر انسان‌ در عالم‌ نبود، خلقت‌ جهان‌ و تمامي‌ نعمت هائي‌ كه‌ خدا آفريده‌ عبث‌ و بي ‌فايده‌ بود. زيرا آنچه‌ خلق‌ شده‌ از نظر احتياج‌ خدا، خلق‌ نشده‌ است‌. خداوند ذاتا" غني‌ و مستغني‌ است‌. از آنچه‌ آفريده‌ بهره‌ نمي ‌برد بلكه‌ همه‌ اين ها از نظر احتياج‌ و بهره ‌برداري‌ انسان‌ خلق‌ شده‌ است‌ و اگر انسان‌ توانست‌ راه‌ به‌ سوي‌ نعمتها پيدا كند و خود را به‌ آن‌ نعمتها برساند، به‌ حق‌ مشروع‌ و مسلم‌ خود رسيده‌ است‌ و اگر نتوانست‌ راه‌ راست‌ به‌ سوي‌  نعمتها را پيدا كند، از حق‌ مشروع‌ و مسلم‌ خود محروم‌ شده‌ است‌. (کتاب شجره طوبی)