حکمت دستورات خداوند جهت رعایت ادب و نزاکت نسبت به بزرگان.

صداي خود را از صداي پيغمبر فراتر نکنيد. وقتي که او را صدا مي زنيد بلند صدا نزنيد و او را آن طور صدا نزنيد که يکديگر را صدا مي زنيد. اگر چنين باشيد که ادب را رعايت نکنيد، عمل صالح شما بي نتيجه مي شود در حالي که شما نمي دانيد. کساني که ادب را رعايت مي کنند و صداي خود را در حرف زدن و يا دعوت کردن پيغمبر از صداي پيغمبر فروتر مي گويند کساني هستند که خدا قلب آنها را بر تقوا آزمايش کرده، در نتيجه مغفرت و اجر بزرگي خواهند داشت. اين چند آيه نشان مي دهد که انسانها در ارتباط با رسول خدا و ائمه اطهار و کساني که سِمَت پيشوائي و رهبري دارند. بايستي ادب را رعايت کنند. به همان دليل که او را پيشواي خود و مقدم بر خود مي دانند در تمام حرکات و سکنات و گفتن و شنيدن و صدا زدن آنها و نشستن با آنها و تصميم گيري ها بايستي حق تقدم او را رعايت کنند. در راه رفتن جلوتر نروند و در حرف زدن نت حرف آنها و صداي آنها بالاتر از صداي پيغمبر نباشد. وقتي که او را صدا مي زنيد بلند و خشن او را صدا نزنید و هم در صدا زدن نام او را بر زبان جاري نکنید بلکه او را با لقب و کنيه صدا بزنند و در مجلسي که با او نشسته اند و با او حرف مي زنند ادب را در حرف زدن رعايت کنند. صداي سخن گفتن آنها  از صداي پيغمبر پائين تر باشد. حکمت دستورات خدا اين است که انسانها در حرکت و زندگي همه جا بايستي حقوق را رعايت کنند و از آن جمله حق امامت و پيشوائي ، زيرا کسي که به مقام نبوت و امامت انتخاب شده  اين انتخاب مربوط به برتري او در علم و حکمت و شناسائي راه تکامل و حرکت به سوي خداوند متعال است. پس او از نظر رواني و فکري و ايمان و تقوا و شناسائي راه حق و باطل و آشنائي به آنچه موجب رضاي خدا است بر ديگران مقدم است. اگر يک نفر از پيروان و وابستگان آن حضرت در اعمال و رفتار خود چنان نمايشي بدهد که اين حق تقدم و برتري ضايع گردد صرف نظر از اين که حق او را ضايع کرده بين پيشوائي او و ديگران حجاب شده است يعني امامت او را از نظر ديگران مکتوم و مستور داشته مانند اين است که يک نفر چراغ به دست در تاريکي حرکت مي کند تا مردم را به راه هدايت کند و ديگري روي شعاع چراغ او را پرده بياندازد تا پيروان در تاريکي قرار گيرند و نتوانند از نور چراغ استفاده کنند. مقدم شدن بر پيشوايان ديني در جهتي از جهات زندگي در واقع سه نوع گناه است که انسان مرتکب مي شود: يکي اين که در اين مقدم شدن، حق تقدم را ضايع کرده و تضييع حق ديگران گناه کبيره است. ديگر اين که در علم و دانش که برابر او يا مقدم بر او نيست و مراحل وجودي و رواني او از پيشوا پائين تر است خود را مساوي با امام قرار داده و يا خود را مقدم بر او دانسته است. اين ادعا هم به جاي خود گناه کبيره است که يک نفر خود را با پيغمبر يا امام مساوي مي داند با اين که مساوي با آنها نيست. و گناه سوم همين است که حق تقدم او را بر ديگران پوشيده مي دارد و مانع شناسائي مقام او در نظر ديگران مي شود و در نتيجه ديگران را از فيوضات و برکات وجودي او محروم مي کند. مثلاً در مجلسي که امير المؤمنين (ع) و خلفاء نشسته اند و آنها خود را مقدم بر امام دانسته اند تازه وارد به آن مجلس اولاً گيج مي شود که نمي داند امام اصلي کيست و ثانياً جاهل را به جاي عالم مي شناسد و از علم امام محروم مي شود پس بايستي انسانها در تعريف ائمه و پيغمبران و يا در حرکت با آنها و صدا زدن آنها در تمام موارد حق تقدم او را رعايت کنند. پدر را به اسم صدا نزنند و در راه رفتن جلو نيافتند و در حرف زدن صداي خود را از صداي پدر و مادر بلندتر قرار ندهند هر کسي چنين آدابي را رعايت کند مشمول لطف خدا و عنايت او واقع  مي شود . (تفسیر سوره حجرات)