خدا در دنیا تابع انسان است نه اين كه انسان تابع خدا باشد.

خداوند در زندگي دنيا انسان ها را آزاد آفريده و اجازه داده است كه به فكر خود و رأي و انتخاب خود، عمل كنند. هر جور كه مي خواهند باشند و هرجا كه مي خواهند بروند. آزادي مطلق به تمامي انسان ها داده تا هركس به هركيفيتي كه دوست دارد زندگي كند. آزاد است معصيت كند يا اطاعت كند. رابطه خدا با انسان ها در اين زندگي دنيا مانند رابطه پدر و مادر دانشمند است با كودكان خود در بازار و خيابان است. مادري كه دست كودك خود را گرفته در بازار حركت مي كند، در اين جا آيا كودك تابع مادر است در آن چه مي خواهد و يا مادر اسير كودك درآن چه مي خواهد؟ اگر درست دقت كنيم كودكان حاكم بر پدر و مادرند و پدر و مادر اسير كودكان خود هستند. لذا گفته اند كودكان تا هفت سال حاكمند و بعد از هفت سال تا چهارده سال ظرف مشورت و خواهش پدر و مادر هستند و از چهارده سال به بعد مي توانند آزاد زندگي كنند. رابطه خدا هم با ما انسان ها به همين كيفيت است. خدا به دنبال خواهش هاي ما، براي ما زندگي مي سازد وآن چه ما مي خواهيم خدا برايمان مي سازد نه آن چه خدا مي خواهد، ما براي او مي سازيم. ما ثروت مي خواهيم ما را به ثروت مي رساند، وليكن خدا از ما علم و ايمان مي خواهد، ما حاضر نيستيم در اطاعت خدا باشيم تا به علم و ايمان برسيم. لذا اين زندگي دنيا براساس خواست و خواهش انسان داير مي شود. خداوند متعال هم غالبا تابع رأي انسان است آن چه انسان مي خواهد براي او مي سازد. انسان كفر و گناه مي خواهد، خدا وسيله در اختيار او مي گذارد. رياست و مقام مي خواهد، به او مي رساند. رفتار خدا با انسان ها مانند رفتار پدر و مادر با  كودكان است. پس اگر خوب دقت كنيم خدا در اين زندگي اسير انسان است نه اين كه انسان اسير خدا باشد يا به تعبير ديگر خدا تابع انسان است نه اين كه انسان تابع خدا باشد. آن چه خدا مي خواهد، ما نمي خواهيم و آن چه ما مي خواهيم خدا نمي خواهد، وليكن براي ما مي سازد. خدا از ما بازي و گناه و معصيت و لهو و لعب نمي خواهد. دوست دارد دائم در كار تعمير فكر خود و زندگي خود باشيم وليكن ما انسان ها مال و ثروت و زندگي توأم با تفريح و آزادي مي خواهيم. پس از دنيا آن چه ما مي خواهيم براي ما مي سازد. از تمامي انسان هايي كه در تاريخ بوده اند و يا در كره زمين زندگي مي كنند از هزاري يك نفر اطاعت خدا مي كند و بيشتر معصيت خدا مي كنند وليكن خدا با آنها صبر و مدارا مي كند تا روزي كه به عقل و شعور برسند و تمامي مقدرات خود را به دست خدا بسپارند. در اين آيه شريفه آن روزي را خبر مي دهد كه تمامي انسان هاي زمان و انسان هاي تاريخ در دايره حكومت خدا جمع مي شوند و همه تسليم خدايند. مقدرات خود را به دست خدا مي سپارند و خالص در اطاعت خدا قرار مي گيرند. از آن روز خبر مي دهد و مي فرمايد: اي گروه جن و انس به زودي براي شما فراغت حاصل مي كنيم و زندگي شما را آن چنان كه ما مي خواهيم مي سازيم نه آن چنان كه شما مي خواهيد. در زندگي دنيا اختيارات و انتخابات با انسان است. آن چه را انسان مي خواهد خدا برايش مي سازد و در آخرت بر عكس است، اختيار و انتخاب با خداوند است. انسان تسليم خدا مي شود در نتیجه مانند امامان و پيغمبران به كمال مطلق مي رسد . (تفسیر سوره الرحمن)