خدا به همه جواب میدهد

انسان ها، حركت و فعاليت خود را براي رسيدن به هدف هاي مختلفي كه دارند از سه راه و به سه كيفيت ادامه داده ‌اند و هركدام به آن چه خواسته ‌اند رسيده ‌اند: اول: براي رسيدن به مال و ثروت و قدرت از مسير علل و عوامل طبيعي و فعاليت در راه كشف علت ها و معلول ها و بهره ‌برداري هرچه بهتر و بيشتر در زندگي دنيا، مانند فعاليت اكثر طبيعيون و كفار در مسير طبيعت و كشف علل و عوامل آن و بهره‌ برداري از اين علت ها و معلول ها و منابع طبيعت، مشاهده مي‌ كنند كه از اين راه، چه ثروت هاي هنگفتي به دست آورده و به چه قدرت ها و حكومت هائي رسيده ‌اند. عده دوم، وصول به هدف هاي دنيائي (مال و ثروت و يا رياست و حكومت) از مسير رياضت ها و سحر و جادوگري و يا عبادت هاي مشروع به منظور رسيدن به مقاصد دنيائي. چگونه از ابتداي تاريخ تا امروز عده ‌اي از انسانها از مسير رياضت و يا عبادت براي رسيدن به مقاصد دنيائي نتيجه گرفته ‌اند و به ثروت يا قدرت زياد رسيده ‌اند. گرچه رياضت و سحر و جادوگري و يا عبادت هاي ريائي نفاق، ارتباطي با كسب مال و ثروت و قدرت ندارد و در واقع علت ها به معلول ها مرتبط نمي ‌شود وليكن خداوند متعال با لطف و عنايت خود اين گروه متعبد و مرتاض و يا ساحر و جادوگر را محروم ننموده بلكه آنها را از همان راه هاي غير علمي و غير طبيعي به مقاصدي كه داشته ‌اند رسانيده است مثلا سحر و جادو هيچ ارتباطي با پيدايش نتايج مالي و مادي ندارد. با اذكار و اوراد خود گره كار كسي را مي‌ گشايند و پول مي‌ گيرند و يا كار ديگري را مي ‌بندند و او را در محروميت قرار مي‌ دهند. اين اذكار و اوراد و يا سحر و طلسمات، كوچك ترين رابطه ‌اي با پيدايش نتايج ندارد وليكن چون انساني است كه در اين راه نامشروع فعاليت مي ‌كند و هدف دنيائي دارد خداوند از مسير همان اعمال و افعال آن انسان را به هدف دنيائي خود مي‌ رساند، به او علم غيب مي ‌دهد تا گمشده‌ ها را پيدا كند و رياضت هاي ديگر او را به ثمر مي ‌رساند. به عقيده خود روح و جن را تسخير مي‌ كند و خيال مي ‌كند اين موفقيت‌ها، نتيجه رياضت و عبادت است با اين كه عنايت الهي است، اگر مانند صنايع برقي، علت باشد و آگاهي به غيب معلول آن علت، مانند تسخير برق و ايجاد روشنائي، لازم بود اين رياضت ها به دانشگاه ‌ها وارد شود و دانشجويان زيادي پيدا شوند، رياضت بكشند و روح دشمنان و يا جنيان را مسخر كنند وليكن از اين راه ‌ها آن چه به مرتاضان و يا جادوگران مي رسد عنايت الهي است چون رياضت كشيده و رنج برده، خداوند علم غيب را به ميزاني كه مصلحت بداند در اختيار مرتاض مي گذارد و اراده او را در بعضي عوامل طبيعي ساري و جاري مي ‌گرداند و گاهي كه رسيدن به اين هدف ها از مسير رياضت ها براي بعضي انسان ها خلاف مصلحت است. خداوند آن رياضت ها و فعاليت ‌ها را بدون نتيجه رها مي كند و مرتاض را در محروميت قرار مي‌ دهد. پس نتايج كه از مسير ذكر و دعا و يا سحر و جادو و يا رياضت ها به انسان ها مي ‌رسد عنايت الهي است نه اين كه نتايج علم و رياضت باشد. مانند مرتاضان که از مسير عنايت الهي هدف هاي مادي دنيائي داشته ‌اند و به هدف هاي خود رسيده ‌اند و اين خداوند متعال است كه اين همه علم و امكانات در اختيار آنها مي گذارد مبادا گرفتار يأس و محروميت شوند كه يأس و محروميت از مرگ بدتر است. مولا اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام مي ‌فرمايند: اليأس هوالموت الاكبر. يعني نااميدي بزرگ ترين مرگ است، مرده اميدوار به جائي مي‌ رسد وليكن زنده نااميد به جايي نمي‌ رسد، در اين ميان عده ‌اي از انسان ها و بندگان خدا در مسير كار و فعاليت، هدف هاي الهي آخرتي دارند و آنها بهترين بندگان خدايند و خداوند بزرگ ترين اجر و ثواب را براي آنها مقدر و مقرّر فرموده است. عده سوم: كه اهل ايمان و تقدس هستند هدفشان در زندگي جلب رضايت خداوند متعال است و اين جلب رضايت را در مسير عمل به دستورات او پيگيري مي‌ كنند، خواه آن دستورات، مربوط به كار و كوشش و توليد مال و ثروت و خدمت به بندگان خدا باشد و يا جلب رضايت خدا در مسير عبادت و تقوي. البته دستورات خداوند تبارك و تعالي، به كيفيت عبادت يا به كيفيت خدمت به بشريت، هر دو در يكديگر ادغام شده است. يك انسان مؤمن و متقي در توليد مال و ثروت و آباد كردن زندگي دنيا از تمامي انسان هائي كه براي جلب مال و ثروت از عوامل طبيعت استفاده مي‌كنند جلوتر و پيشرفته ‌تر مي ‌باشد، تقريبا ملاك كار و فعاليت اهل ايمان و تقوي، فرمايش مشهور امام حسن (ع) است كه فرموده ‌اند: براي آباد كردن دنيا و توليد مال و ثروت چنان باشيد كه گوئي همين زندگي دنيا، زندگي ابدي شما مي باشد و حيات شما در اين دنيا تا ابد ادامه دارد و باز براي رعايت زندگي آخرت و جلب رضايت خدا چنان باشيد كه گوئي فردا يا پس فردا از دنيا مي رويد و به عالم آخرت انتقال پيدا مي‌ كنيد. معناي فرمايش حضرت (ع) اين است كه انسان كه يقين دارد در زماني و يا در مكاني تا ابد هست بايستي به تمام معنا نيرو و قدرت خود را به كار اندازد تا محل زندگي خود را آباد نمايد و از فقر و نداري برهد زيرا مصيبت فقر و نداري براي هميشه قابل تحمل نيست بلكه در مقدمه رسيدن به غنا و بي‌نيازي قابل تحمل است. پس همه بايستي بكوشند محل زندگي خود را آباد كنند و تا آن جا كه مي ‌توانند با خرابي ها و فقر و نداري ها مبارزه كنند و خود را به جائي يا به وضعي برسانند كه رقم رنج و زحمت آنها به صفر تنزل پيدا كند و رقم موفقيت و بهره ‌برداري، بي‌ نهايت بالا برود. پس براساس اين فرمان، بندگان مؤمن خدا از هركس بايستي فعال تر و كوشاتر باشند. زندگي دنياي خود را از تمامي ملت ها بهتر و بيشتر آباد كنند و همچنين زندگي آخرت خود را به آبادي كامل برسانند، با اين حساب بندگان مؤمن خدا براساس هدايت قرآن و اسلام از تمامي انسان ها براي آباد ساختن دنيا و جلب و جمع مال و ثروت در مسير خدمت كوشاترند و باز در ميدان جلب رضايت خدا و رضايت انسان ها از مسير خدمت و عبادت، كوشاتر و پيشرفته ‌تر هستند. پس انسان هاي مخلص و مؤمن عاقبت كار در وضعي قرار مي‌گيرند كه گوئي مالك كائنات هستند و خداوند متعال كليد فتح درهاي علم و حكمت و مال و ثروت را در اختيار آنها قرار مي‌ دهد. از همه بالاتر، رضايت خود را كه از آن تعبير به رضوان‌الله نموده ‌اند. خداوند بعد از آن كه درجات و مقامات بهشتي را توضيح مي‌ دهد مي‌ فرمايد: و رضوان‌الله اكبر. يعني از تمامي نعمت ها بيشتر و بهتر و عالي ‌تر رضايت خداوندمتعال است كه بندگان مخلص و مؤمن، محبوب خدايند و خدا محبوب بندگان مخلص و مؤمن است. (تفسیر خطبه اول نهج البلاغه)