بیان اهمیت ارتباط انسان با خدا

يكي‌ از عوارض‌ گناه‌ و معصيت‌ اين‌ است‌ كه‌ رابطه‌ انسان‌ را از خدا قطع‌ مي‌ کند و كم‌ كم‌ انسان‌ با خدا بيگانه‌ مي‌ شود و در قلب‌ خود رابطه‌ محبت‌ و دوستي‌ نسبت‌ به‌ خدا احساس‌ نمي‌ كند. بايستي‌ بدانيم‌ كه‌ رابطه‌ و دوستي‌ با خدا يكي‌ از بهترين‌ و بزرگترين‌ نعمت‌هايي‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ داده‌ مي ‌شود. كسي‌ كه‌ خدا را داشته‌ باشد، همه‌ چيز در دنيا و آخرت‌ دارد و كسي‌ كه‌ خدا را نداشته‌ باشد در دنيا و آخرت‌ چيزي‌ ندارد. خداوند متعال‌ منبع‌ و معدن‌ تمامي‌ ثروت ها و قدرت ها و نعمت‌ها و لذت‌ها و بركات‌ در دنيا و آخرت‌ است‌ و استفاده‌ از يك‌ چنين‌ منبع‌ بزرگ‌ ثروت‌ و قدرت‌، متوقف‌ بر جلب‌ رضايت‌ و محبت‌ خداوندمتعال‌ استزيرا خدا مانند اشياء نيست‌ كه ‌انسان‌ از طريق‌ حاكميت‌ و تسلط‌ بتواند استفاده‌ كند. استفاده‌ از اشخاص‌ به‌ كيفيت‌ حاكميت‌ و تسلط‌ نيست‌ بلكه‌ از راه‌ جلب‌ محبت‌ و رضايت است.‌ كسي‌ نمي‌تواند با زور و قلدري‌ از ثروت‌ انسان‌ها استفاده‌ كند بلكه‌ فقط‌ از طريق‌ جلب‌ محبت‌ و رضايت‌ امكان‌ پذير است‌. از جمله‌ اشخاص،‌ ذات‌ مقدس‌ خداوند متعال‌ است‌. خداوند مالك‌ بي‌نهايت‌ ثروت‌ و قدرت‌ مظهررحمت‌ و بركت‌ است‌ اما مانند املاك‌ و اشياء نيست‌ كه‌ انسان‌ خود را بر او مسلط‌ كند و از ثروت‌ او استفاده‌ كند بلكه‌ بايستي‌ محبت‌ و رضايت‌ خدا را جلب‌ كند. اگر محبت‌ و رضايت‌ خدا را جلب‌ كرده‌اي‌، تو  به‌ جاي‌ فرزند خدا و خدا به‌ جاي‌ پدر و مادر مهربان‌ مي‌ شود. تمامي‌ نعمت‌ هاي‌ خود را مخصوصا در عالم‌ آخرت‌ در اختيار انسان‌ مي‌ گذارد و اگر كسي‌ نتوانست‌ محبت‌ خدا را جلب‌ كند بلكه‌ با خدا بيگانه‌ بود و انس‌ و آشنايي‌ پيدا نكرد، نمي‌ تواند از وجود خداوند متعال‌ استفاده‌ كند. جلب‌ محبت‌ خدا از طريق‌ رابطه‌ با خداوند متعال‌ و خدمت‌ به‌ بندگان‌ خدا و خلوص‌ و اخلاص‌ در عبادت‌ ميسر و ممكن‌ است‌. بهترين‌ راه‌ رابطه‌ با خدا ، عبادت‌ها و دعاها است‌، كساني‌ كه‌ دعاها را مي‌خوانند با خدا هم كلام‌ و هم زبان‌ هستند، خدا را تمجيد و تعريف‌ مي ‌كنند و در نماز او را سجده‌ مي ‌كنند و يا براي‌ خدا به‌ بندگان‌ خدا خدمت‌ مي‌كنند، از طريق‌ دعاها و عبادت‌ها محبتشان‌ به‌ خدا زياد مي ‌شود و از مناجات‌ با خدا لذت‌ مي‌ برند. اما اگر دعاها و عبادت‌ها را ترك‌ كردند و يا خداي‌ ناكرده‌ معصيت‌ نمودند، محبت‌ خدا از دلشان‌ مي ‌رود و رابطه‌ آن‌ها با خدا قطع‌ مي ‌شود. نمي ‌توانند با خدا سخن‌ بگويند و مناجات‌ كنند، زبانشان‌ در ارتباط‌ با خدا بسته‌ مي ‌شود و يك‌ كلمه‌ دعا و عبادت‌ بر زبان‌ آن‌ها جاري‌ نمي شود. اين‌ها كه‌ محبت‌ خدا را از دست‌ داده ‌اند و رابطه‌ با خدا ندارند، روز قيامت‌ مانند انسان‌ها و يا كودكان‌ بي‌ سرپرستند و صاحبي‌ ندارند. كسي‌ نيست‌ كه‌ دست‌ آن‌ها را بگيرد و به‌ آن‌ها محبت‌ كند و يا امامي‌ و پيغمبري‌ و بنده‌ مؤمني‌ پيدا نمي‌ شود كه‌ از آن‌ها شفاعت‌ كند. زندگـي‌ آخرت‌ طوري‌ است‌ كه‌ اگر انسان‌ محبت‌ به‌ خدا و اولياء خدا داشته‌ باشد، خدا و اولياء خدا او را به‌ بهشت‌ مي ‌برند و اگر با آن‌ها رابطه‌ نداشته‌ باشد، زندگيش‌ درحد صفر قرار مي‌ گيرد. نه‌ آبي‌ كه‌ بياشامد و نه‌ هوايي‌ كه‌ تنفس‌ كند، نه‌ روشنايي‌ كه‌ جايي‌ را ببيند و نه‌ غذايي‌ كه‌ تناول‌ كند و نه‌ دوست‌ و رفيقي‌ كه‌ با او انس‌ بگيرد. در حالتي‌ بين‌ موت‌ و حيات‌ قرار مي‌گيرد و اگر به‌ بندگان‌ خدا ستم‌ كـرده‌ باشد، آن‌ ظلم ها و ستم ها كه‌ به‌ بندگان‌ خدا نموده‌ است‌، به‌ خودش‌ برمي‌ گردد و در محروميت‌ مطلق‌ و عذاب‌ ظلم هايي‌كه‌ به‌ بندگان‌ خدا نموده‌ است‌، قرارمي‌گيرد. لذا يكي‌ از علامت هاي‌ بي‌توفيقي‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ نمي ‌تواند با خدا سخن‌ بگويد، نمي‌ تواند از خدا خواهش‌ و تمنايي‌ كند، نمي ‌تواند دعا بخواند و اگر بخواند از دعا لذت‌ نمي ‌برد. همچنين‌ از نماز و عبادت‌هاي‌ ديگر و خدمت‌ به‌ بندگان‌ خدا محروم‌ مي ‌شود، لذا مولا علیه‌السلام‌ در  فرازی از دعای کمیل  مي‌گويد: پروردگارا! آن‌ گناهاني‌ كه‌ زبان‌ مرا بند مي ‌آورد و نمي ‌توانم‌ دعا بخوانم‌ و مناجات‌ كنم‌، بيامرز. (تفسیر دعای کمیل)