شرایط استجابت دعاها:

شرايطي‌ كه‌ براي‌ استجابت‌ دعا در ضمن‌ راهنمائي‏ ها براي‌ مـا مقرر كرده ‌اند و طبق‌ آن‌ شرايط‌ خداوند مي ‌تواند نعمت‌ و ثروت‌ فـراوان‌ در اختيار مـا بگذارد چند چيز است‌ :

 اول‌ - ايجاد نظام‌ اجتماعي‌ و ايجـاد وحـدت‌ و همكـاري‌ بين‌ همه‌ انسان‏ها، بپا داشتن‌ عدل‌ و امنيت‌ در شعاع‌ هدايت‌ و ولايت‌ سلطان‏هاي‌ آسماني‌ كه‌ ما انسان‏ها همان‌ حكومتي‌ را در زندگي‌ بوجود آوريم‌ كه‌ خدا آن‌ را براي‌ ما خواسته‌ و همان‌ سلطاني‌ را به‌ كرسي‌ سلطنت‌ و حكومت‌ بنشانيم‌ كه‌ خداوند در تاريخ‌ او را به‌ ما انسان‏ها معرفي‌ كرده‌ است‌. زيرا تنها كسي‌ و تنهـا قدرتي‌ كه‌ مي‌تواند جلوی افراط‌ و تفريط ‏ها و بي ‌عدالتي‏ ها را بگيرد و همه‌ انسان‏ها را به‌ حدود و حقوق‌ خود آشنا كـند، همـان‌ ولايت‌ الهـي‌ است‌ در شعاع‌ سلطنت‌ ولّي‌ خدا.  اگر آن‌ سلطـان‌ روي‌ كـار نباشد و مـا انسان‏ها در دايره‌ ولايت‌ او نباشيم‌، خواهي‌ نخواهي‌ از نعمت‏هـا و ثروت ‏هـاي‌ خـدا سوء استفاده‌ مي‌كنيم‌ و به‌ جاي‌ اين‌ كه‌ آن‌ ثروت‌ و نعمتي‌ كه‌ از خدا خواسته ‌ايم‌، در راه‌ رفـاه‌ و آسايش‌ خود و ديگران‌ به‌ كار بيندازيم‌، در راه‌ تأمين‌ مقـاصد جاهـلانه‌ شخصي‌ خود به‌ كار مي ‌اندازيم‌ و قـهرا عده‌ زيادي‌ از انسان‏هاي‌ ديگر را از حـقوق‌ خـود محروم‌ مي‌كنيم‌. خداوند در يكي‌ آيات‌ مي‌فرمايد:

 اگر ما به‌ مردم‌ وسعت‌ رزق‌ بدهيم‌ آن‏ها طغيان‌ مي‌ كنند و به‌ ساير بندگان‌ ستم‌ مي ‌كنند. جلوگيري‌ از اين‌ طغيان‌ فقط‌ و فقط‌ به‌ وسيله‌ اولياء خدا ممكن‌ و ميسر است‌.

 شرط‌ دوم‌ - اين‌ است‌ كـه‌ هدف‌ ما از بدست‌ آوردن‌ مال‌ و ثروت‌ و وسعت‌ رزق‌، كمك‌ به‌ بندگان‌ خدا و ايجاد آسايش‌ و امنيت‌ براي‌ افراد بشر باشد و به‌ ميزاني‌ كه‌ خداوند ثروت‌ و قدرت‌ ما را بالا می ‏برد عده‌ بيشتري‌ از بندگان‌ خدا را به‌ خود جلب‌ و جذب‌ كنيم‌ و با ايجاد كار و آسـايش‌ آن‏هـا را در زندگي‌ خود شـريك‌ سـازيم‌. بين‌ خـود و افراد وابسته‌ به‌ خود و كساني‌ كه‌ در ايجاد مال‌ و ثروت‌ با ما همكاري‌ مي‌كنند، مساوات‌ بوجود آوريم‌. اگر ما نسبت‌ به‌ آن‏ها از نظـر كميت‌ بالاتر و برتر باشيم‌، از نظر كيفيت‌ و استفاده‌ از مال‌ و ثروت‌ نسبت‌ به‌ آن‏هـا برتري‌ نداشته‌ باشيم‌. در غير اين‌ صورت‌ اگر بخواهيم‌ موفقيت‌ مالي‌ و مادي‌ خود را بـه‌ آن‏ها نمايش‌ دهيم‌ و آن‏ها را در آن‏چه‌ خدا به‌ ما داده‌ است‌ شريك‌ نسازيم‌ با يك‌ چنين‌ نمايشي‌ در آن‏ها عقده‌ حقارت‌ بوجود مي ‌آوريم‌ و آن‏ها را از دايره‌ زندگـي‌ خود دورتر مي‌كنيم‌ و اين‌ خود بزرگ‏ترين‌ ظلم‌ است‌ به‌ افراد بشر. اگر انسان‏ها بتوانند اين‌ دو شرط‌ اساسي‌ را در زندگي‌ خود رعـايت‌ كنند، هـدفشان‌ از مال‌ و ثروت‌ كمك‌ به‌ انسان‏ها در شعاع‌ ولايت‌ اولياء خـدا باشـد، خـداونـد بـه‌ تمـام‌ وعده ‌هائي‌ كه‌ به‌ ما انسان‏ها داده‌ است‌ وفـا مي‌كند. دليـلي‌ ندارد كـه‌ دعـاي‌ مـا را مستجاب‌ نكند، با اين‌ كه‌ وعده‌ استجابت‌ دعا داده‌ است‌. بر اساس‌ تحقيقات‌ گذشته‌ انسـان‌ بـايستي‌ سفـره‌ طمع‌ وآروزي‌ خود را در خانه‌ خداوند متعال‌ هرچه‌ مي ‌تواند، پهن‌ و گشـاد بياندازد و از نعمت‏هاي‌ خداوند متعال‌ هر چه‌ بيشتر طمع‌ و تقاضا داشته‌ باشد. خواهش‏ هاي‌ محدود از خداوند تبارك‌ و تعالي‌ مناسب‌ شأن‌ خدا نيست‌ زيرا خدا همان‏طور كـه‌ در ذات‌ و قـدرت‌ خود بي ‌نهايت‌ است‌، در بخشش‌ و لطف‌ نسبت‌ به‌ بندگان‌ خود هم‌ بي ‌نهايت‌ است‌. خواهش‌ها از خدا و يا انسان‏هاي‌ ديگر بايستي‌ مطابق‌ شأن‌ آن‏ها باشد. خواهش‌ هاي‌ كوچك‌ و محدود از شخصيت‌هاي‌ كريم‌ و بزرگوار و مخصوصا از خداوند متعال‌ توهين‌ به‌ شأن‌ آن‏ها است‌. در آيات‌ مربوط‌ به‌ روز عرفه‌ در معرفـي‌ خواهش‏ها و تقاضاهاي‌ زوّار خانه‌ كه‌ به‌ عرفات‌ رفته ‌اند، خداوند متعال‌ خواهش‌ و تقـاضـاي‌ حاجيان‌ را مطرح‌ مي‌كند. عده‌اي‌ از آن‏ها را به‌ دليل‌ تقاضاي‌ كوچك‌ و محدود توبيخ‌ مي ‌نمايد و در ضمـن‌ توبيخ‌ به‌ آن‏ها مي ‌آموزد كه‌ از خداي‌ خود چه‌ نوع‌ نعمت‏ها و به‌ چه‌ كيفيت‌ و مقدار تقاضا كنيد. مي‌فرمايد:  بعضي‌ از حاجي ‏ها در صحراي‌ عـرفات‌ كـه‌ روز استجابت‌ دعاست‌ تمام‌ خواهش‏هاي‌ خود را محدود و مربوط‌ به‌ دنيا مي‏كنند. از خـداوند مال‌ و ثروت‌ و نعمت‌ و قدرت‌ خواهش‌ مي‌كنند و براي‌ زندگي‌ آخرت‌ خود خواهش‌ و تقاضائي‌ ندارند. آن‏ها كساني‌ هستند كه ‌از حجّ‌ و زيارت‌ خود براي‌ زندگي‌ آخرت‌ كوچك ‏ترين‌ بهره ‌اي‌ نمي ‌برند هر چند كه‌ از منافع‌ دنيا بهره ‌مند شوند، عده‌ اي‌ ديگر از حاجي‏ها كه‌ اهـل‌ ايمان‌ و معرفتند، رقم‏هاي‌ نامحدود از خداوند خواهش‌ مي‌كنند و مي‌گويند: پروردگـارا آن‏چه‌ مـايه‌ خير و بركت‌ است‌ در دنيا بـه‌ مـا عـنايت‌ كـن‌ و آن‏چه‌ مايه‌ سعادت‌ و خـوشبختي‌ ما در زندگي‌ آخرت‌ است‌ به‌ ما عنايت‌ كن‌ و ما را از آتش‌ جهنم‌ نگهدار. آن‏ها هستند كه‌ حقيقتا از ايمـان‌ و حـجّ‌ و عبادت‌ خود براي‌ دنيا و آخرت‌ بهره‌ مي‌ برند. خداوند دعاي‌ بندگان‌ را مستجاب‌ مي‌كند و به‌ حساب‌ آن‏ها مي‌ رسد. در اين‌ دو آيه‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداوند متعال‌ خواهش‏هاي‌ كـوچك‌ و مـحدود مربوط‌ به‌ دنيا را محكوم‌ دانسته‌ و كساني‌ كه‌ صـاحب‌ چنين‌ خواهش ‏هـا هـستند، ملامت‌ فرموده‌ و دستور مي‌دهد كه‌ بايد رقم‏هاي‌ نامتناهـي‌ و نامحدود از پرودگار خود خواهش‌ كنيد. پس‌ بر مبناي‌ فرمايش‌ امام‌ شـشم‌ در اين‌ حديث‌ و قضاوت‌ آيات‌ قرآن‌ انسان‌ وظيفه‌ دارد به‌ نعمت‏هاي‌ خداوند متعال‌ در دنيا و آخرت‌ هر چه‌ بيشتر طمع‌ پيدا كند. در برابر طمع،‌ يأس‌ و نااميدي‌ از لطف‌ خدا و كـم‌ خـواستن‌ از مقتضيات‌ جهـل‌ و ناداني‌ انسـان‌ و از دلائل‌ سوء ظن‌ به‌ لطف‌ خداوند متعال‌ است‌ و بر مبناي‌ فرمايش‌ مولااميرالمومنين‌ ع يأس‌ از لطف‌ خداوند، بدگماني‌ به‌ خداوند متعال‌ از دلائل‌ كفر و بي‌ ايماني‌ به‌ خداوند متعـال‌ است‌. (حدیث عقل و جهل- طمع و یأس)