علت محرومیت زنان از مقامات اجتماعی و رهبری انسان‏ها چیست؟

مشهور است که عده‏ اي از زنان خدمت حضرت رسول اکرم (ص) رسيدند و عرض کردند شما که جهاد را از زنان برداشته و بر مردان واجب کرده ‏ايد زنان را از ثواب شهادت در امر جهاد محروم کرده ‏ايد و اين ثواب شهادت را فقط بهره مردان قرار داده‏ ايد چرا حکم جهاد مانند حکم نماز و روزه بر زن و مرد واجب نشده است که زنان نيز مانند مردان از ثواب آن بهره ‏مند شوند؟ رسول اکرم ص جواب دادند که خداوند در برابر جهاد مردان براي زنان وضع حمل و زايمان قرار داده است. زناني که در شغل خانه ‏داري و شوهرداري حامله مي‏ شوند و فرزنداني توليد مي‏کنند، از روز حمل تا روز زايمان و تا اواخر بچه ‏داري مانند سربازان ميدان جنگند و اگر در اين راه از دار دنيا رفتند ثواب يک شهادت به آن‏ها داده  مي ‏شود. آن‏ها اگرچه سرباز نيستند وليکن سرباز بوجود آورده ‏اند و در اين راه فداکاري کرده ‏اند. ثواب آن‏ها با ثواب مردان که در راه خدا کشته مي ‏شوند مساوي است و علاوه دفاع از دشمن متجاوز بر زن هم واجب شده است، زني که در راه حفظ جان و ناموس خود کشته مي ‏شود مانند مردي است که در راه خدا کشته مي‏شود، ثواب شهادت به او مي ‏دهند. بطور کلي مشاهده ميکنيم که تمام احکام و تکاليفي که در قرآن و در دين متوجه مردان شده شامل حال زنان هم شده است.  هر جا حکم و قانوني بوجود آمده که مردان را به علم و مقامي مي ‏رساند شامل حال زنان هم مي‏ شود. همان وظايفي که به مردان محول شده و امر و نهي که در قرآن براي مردان بوجود آمده براي زنان هم بوجود آمده چه بسا وظايف و دستوراتي که براي زنان بوجود آمده بيشتر است از وظايف و دستوراتي که براي مردان بوجود آمده. در مسائل حفظ عفت و پاکي و طهارت مشاهده مي‏کنيم حدود و قيودي که براي زنان بوجود آمده بيشتر است از احکام و حدودي که براي مردان بوجود آمده. از اين راه کشف ميکنيم شايد ثواب و نتايج ديني براي زنان از مردان بيشتر باشد. مشاهده مي‏کنيم که تعظيم و احترام به مقام يک زن پاک و مادر پاک به مراتب ميچربد بر تعظيم و احترام به مقام يک مرد پاک. نتيجه بحث آن که در دين اسلام و قضاوت قرآن زنان صد درصد در حقوق و امتيازات مادي و معنوي مساوي با مردان هستند و چه بسا بعد از دقت و تأمل، دين اسلام براي زنان احترامات و امتيازات بيشتري قائل شده است. و دیگر اعتراضاتي که در مسئله حقوق زنان و مردان بوجود آمده اعتراض به محروميت زنان از مقامات اجتماعي و رهبري انسان‏ها است. در دعوت و حکمت خداوند متعال مقامات اجتماعي در جهت سلطنتي و فرماندهي و رهبري اختصاص به مردان يافته است. در تاريخ رهبري و هدايت انبياء مشاهده نمي ‏شود که يک زن به مقام نبوت و يا وصايت يک پيغمبر انتخاب شده باشد. همه جا در تاريخ مقام رهبري و دعوت به دين خدا مخصوص مردان بوده فقط مردها شغل نبوت و يا امامت پيدا کرده ‏اند و همچنين مردها به مقام جانشيني يک پيغمبر و يا امام انتخاب شده ‏اند همچنين کساني که در تاريخ از جانب خدا و پيغمبران به مقام سلطنت انتخاب شده‏ اند فقط مردان بوده ‏اند. در فقه اسلام که همان احکام قرآن و سنت رسول خدا است دستور داده ‏اند که براي رهبري ديني و يا براي قضاوت ميان مردم و براي جنگ و جهاد فقط مردان انتخاب شوند و زنان از مداخله امور اجتماعي و مقام رهبري و قضاوت محروم شده ‏اند اعتراض مي‏کنند که شايد در اين مسائل بين زن و مرد تفاوت حقوقي بوجود آمده باشد که به مردان مدال رهبري و سلطنت داده مي‏شود و زنان از يک چنين مقام ‏ها و مدال ‏ها محروم هستند. آيا اين تبعيض نيست که زني مانند مريم از مقام نبوت و رهبري انسان‏ها محروم باشد با اين که خداوند به او وحي مي‏کند و فرشته بر او نازل مي‏شود و از اخبار غيب آگاه مي‏شود وليکن پسر يا پدر او که در همان لياقت و شايستگي هستند و شايد هم در درجه او نباشند به اين مقام انتخاب شوند؟ چرا يک زن به امر خدا پيغمبر و يا سلطان نشده و چرا يک زن به مقام قضاوت و فرماندهی انتخاب نمي شود؟ آيا خداوند مقامات را فقط به مردان اختصاص داده و زنان را از اين که صاحب مقامي باشند و شايسته احترامات مربوط به آن مقام گردند محروم کرده است و يا در اين مسئله هم تفاوت و تبعيض وجود ندارد و هر دو زن و مرد يکسان از اين نعمت بزرگ برخوردارند؟ در اين جا بايستي بگوييم حقوق و امتيازات مربوط به مقام از شغل امامت و نبوت جدا است. خداوند همان احترامات و مقاماتي که براي مردان مقرر کرده و همان حقوق و امتيازاتي که براي مردان صاحب مقام قائل شده براي زناني که در آن مقام قرار گرفته ‏اند قائل شده است. تفاوتي که در اين جا بوجود آمده مربوط به شغل و کاري است که به صاحبان رتبه و مقام داده مي‏ شود. در اين جا مجبوريم شرحي در توضيح معناي مقام و مرتبه شغل مربوط به آن مقام ايراد کنيم تا روشن شود که حساب صاحب مقام و مرتبه از حساب شغل مربوط به آن مقام جدا است. مقام و مرتبه به معناي پيدايش تکامل علم و استعداد در يک انساني است که در اثر همان تکامل و بروز استعداد مقرب درگاه خداوند مي‏شود و از اولياء برجسته و دوستان خدا به شما مي‏رود. از خداوند متعال نشان علمي و درجه لياقت و تقرب مي‏گيرد به او محبت مي‏کند و او را به خود نزديک مي‏نمايد. مطابق علم و تقربي که به خدا دارد در بهشت صاحب مقام بهتر و زندگي عالي ‏تر مي‏ شود. پيدايش تقرب به خدا و ظهور استعداد و درجات ايماني و علمي اختصاص به مردان ندارد بلکه اين يک نعمتي است که خداوند به انسان با تقوا مي‏دهد, مرد باشد يا زن. زن و مرد مطابق ايمان و تقوا خود صاحب درجه و نشان لياقت مي ‏شوند و قرب به خدا پيدا مي‏ کنند و براساس همين درجات ايمان و علم و حکمت مستحق يک زندگي بهتر و مقامي عالي ‏تر مي ‏شوند. خداوند در کتاب مقدس خود ميفرمايد: هرکس تقوايش بيشتر است در نزد خدا عزيزتر و گرامي ‏تراست. در اين قانون که هرکس تقوايش بيشتر باشد نزد خدا عزيزتر است بين زن و مرد تفاوتي نيست هر دو نفر به ميزان ايمان و تقوا از عزت و عظمت برخوردارند. در اين جا بايد بگوييم  بين حضرت مريم و عيسي و موسي و ساير پيامبران از نظر رتبه و مقام و حقوق و مزاياي ديگر و درجات بهشتي و شايستگي احترامات فرق و تفاوتي  نيست. پيغمبران در هر جاي بهشت قرار بگيرند حضرت مريم نيز در همان مقام قرار مي‏گيرد و به همان ميزان که خداوند پيغمبران را به خود نزديک مي‏کند به آن‏ها علم و حکمت و نشان لياقت مي‏دهد زناني مانند مريم را نيز به همان رتبه و مقام مي ‏رساند. در اين مسايل بين زن و مرد تفاوتي وجود ندارد که خداوند به يک و مرد با استعداد و با ايمان نشان و درجه لياقت مرحمت کند و زني را که در همان استعداد و ايمان قرار گرفته از آن درجه و مقام محروم کند. زن و مرد به يک ميزان قرب به خدا پيدا مي‏کنند و به درجات بهشتي نايل مي‏ شوند وليکن از نظر کار و شغل با هم تفاوت دارند. نمونه کامل اين تفاوت شغلي و تساوي رتبه و مقام در تاريخ اسلام حضرت زهرا (س) و اميرالمومنين عليه السلام اند. اين زن و شوهر از نظر علم و حکمت و از نظر قرب به خدا و درجات بهشتي و از نظر ايمان و تقوا و ارتباط به خدا و فرشتگان در يک درجه هستند. حقوق و مزايايي که در اثر ايمان و تقوا و علم و حکمت به علي بن ابيطالب ع تعلق مي‏گيرد به حضرت زهرا (س) هم تعلق مي‏گيرد و همان عزت و احتراماتي که خداوند به علي بن ابيطالب ع اختصاص داده به حضرت زهرا س هم اختصاص يافته است. در تمام مراتب قرب به خدا و درجات ايمان و مزاياي مربوط به آن مساوي هستند فقط با يکديگر تفاوت شغلي دارند. کارهاي بيروني منزل از قبيل جنگ و جهاد و ارتباط با مردم و هدايت و رهبري آن‏ها شغل علي بن ابيطالب ع است و کارهاي داخلي خانه و زادن و تربيت فرزندان شغل حضرت زهرا س است. همين‏طور که اين زن و شوهر با يکديگر تفاوت شغلي و تساوي حقوقي و مقامي دارند. تمام زنان و مردان تاريخ که با يکديگر در يک درجه از ايمان و تقوا باشند از حقوق و مزاياي مربوط به آن درجه به يک ميزان برخوردارند ولي در اجتماع هرکدام از آن‏ها شغل مربوط به خود را پيدا مي ‏کنند. پس ميتوانيم بگوئيم در تمام مراتب حقوقي و قرب و مقام و نشان و درجه و استفاده از مزاياي مربوط به آن زن و مرد مساوي هستند وليکن از نظر شغل و کاري که به آن‏ها واگذار مي ‏شود با يکديگر تفاوت دارند. نتيجه بحث اين که در قانون اسلام زن و مرد از تساوي کامل حقوق و مقامي برخوردارند فقط در شغل و کار، با مردان تفاوت دارند. (آزادی ثمره آگاهی)