تمام حوادث به مشیت خدا انجام می گیرد.

حوادث نامنظم و یا قتل و کشتار کفار و منافقین که به مشیت خدا واقع می شود، در همین حوادث هم بایستی مصلحتی باشد که خدا می تواند مانع شود اما نمی شود. اگر حادثه ای منظم یا نامنظم در عالم واقع شود و فاقد مصلحت باشد، مسئول آن عدم مصلحت، ذات مقدس خداوند متعال است. لازم است خداوند برای حوادث نامنظم و قتل و جنایات کفار دلیلی بیاورد و اثبات کند که این حوادث به منظور پیدایش منافع و مصالحی است که انجام می شود. بایستی این حقیقت را بدانیم که این زندگی و عالم خلقت اسرار کتاب خداست و ما هم شاگردان این کتاب و مکتب هستیم. خداوند از طریق پیدایش حوادث منظم یا نامنظم به ما انسانها آموزش می دهد. و ما را تربیت می کند، باید بدانیم یکی از عوامل بزرگ تربیت که عامل اساسی به حساب می آید، ابتلای انسان به حوادث است. اگر انسانها از روزی که متولد می شوند، حادثه منظم یا نامنظم نبینند در حد صفر می مانند و نمی توانند معلوماتی بدست آورند. از همان روز تولد و یا شاید جلوتر در رحم مادر تا روز وفات حادثه می بینند. تمامی معلوماتی که در افراد بشر و یا به طور کلی در جامعه بشریت پیدا شده همه این ها مولود حوادث و اتفاقات تاریخ است. یک قاعده کلی همه جا مطرح است که می گویند بعرف الاشیاء باضدادها. یعنی هر چیزی و هر حادثه ای با ضدّ خود شناخته می شود، نور و ظلمت با هم به انسان یاد می دهند و همچنین روز و شب با هم. شبانه روز می آموزند، ضعف و قدرت و به همین کیفیت جهل و علم. خداوند برابر هر پدیده ای خواه از نوع مادیات باشد و یا معنویات, ضد آن پدیده را آفریده است تا هر چیزی با ضدّ خود معلم انسان باشد و انسان را بپروراند تا روزی که به ثمر برسد. اگر انسانها از ابتدای خلقت در یک نظام کامل طبیعی و انسانی قرار می گرفتند و هرگز با ضدّ آنچه دارند، روبرو نمی شدند. ذره ای سطح معلومات و افکار آنها بالا نمی رفت و در حد صفر باقی می ماندند. مثلا اگر انسان از ابتدای تولد تا انتها در ظلمت محض و یا در نور محض باشد، نور و ظلمت نمی فهمد. پس خداوند تبارک و تعالی در برابر انسان، حوادث منظم انسانی و طبیعی، حوادث نامنظم انسانی و طبیعی آفریده است. تا نامنظم ها انسان را به سوی منظم ها حرکت دهند و در نتیجه این حرکت، تحول و تکامل پیدا شود. شما فکر کنید اگر انسان با مرگ و مرض روبرو نمی شد، سلامتی و حیات نمی شناخت و یا اگر با ظلم و عدالت رو به رو نمی شد و با امنیت و نا امنی مواجه نمی شد و معنای امنیت و عدالت نمی دانست و به همین کیفیت سایر موارد. پس حوادث نامنظم در زندگی انسانها و یا طبیعت عوامل زجری است که انسانها را به سوی زندگی دقیق و منظم و توأم با عدل و امنیت حرکت می دهد. با این حساب نمی توانیم حادثه ای را منظم یا غیر منظم بدون نتیجه و بدون مصلحت بدانیم. گناه ها و معصیت ها و قتل و کشتارها سیل و زلزله ها این ها عوامل زجر و فشاری هستند که انسان ها را به سوی تکامل و ترقی جلو می برند. پس آن چه به اراده خدا پیدا می شود که پدیده های منظم باشد یا آن چه به مشیت خدا واقع می شود که پدیده های نامنظم باشد، همه این ها به مصلحت بشریت بوده و عامل تربیت انسان است. (شرح دعای سحر)