اثبات این که آیه ولقد جعلنا فوقكم‌ سبع‌ طرائق‌ و ما كنا عن‌ الخلق‌ غافلين‌ مربوط به حرکات تکاملی است.

بعضي‌ آيات‌ قرآن‌ فقط‌ در تأويل‌ مصداق‌ دارد، در تفسير مصداق‌ ندارد و بعضي‌ آيات‌ در هر دو جا مصداق‌ دارد و نمايش‌ پيدا مي كند. درجات‌ تحول‌ و تكامل‌ ايماني‌ به‌ طور اجمال‌ در شرح‌ دعاي‌ ندبه‌ روشن‌ مي شود تا كيفيت‌ حركت‌ انسان ها به‌ دايره‌ حكومت‌ امام‌ زمان‌ عليه‌السلام ‌شناخته‌ شود و شرايط‌ ظهور آن‌ حضرت‌ كاملاً روشن‌ گردد. يكي‌ از آياتي‌ كه‌ فقط‌ به‌ درجات‌ تكاملي‌ انسان ها مربوط‌ مي شود نه‌ به‌ طبيعت،‌ اين‌ آيه‌ شريفه‌ در سوره‌ مؤمنون‌ است‌ كه‌ خداوند مي فرمايد: ولقد جعلنا فوقكم‌ سبع‌ طرائق‌ و ما كنا عن‌ الخلق‌ غافلين‌. يعني‌ بالاي‌ سر شما هفت‌ راه‌ قرار داده‌ايم‌. بديهي‌ است‌ كه‌ راه‌ مربوط‌ به‌ حركات‌ تكاملي‌، انسان‌ است‌ اگر اين‌ راه‌ حركت‌ به‌ سوي‌ اين‌ آسمان‌ محسوس‌ باشد حركت‌ به‌ آسمان‌ محسوس‌ مانند فضاي‌ ستارگان‌ يا يك‌ راه‌ است‌ كه‌ از يك‌ راه‌ حركت‌ كنند و خود را به‌ آخر فضا برسانند و يا ميليون ها ميليون‌ راه‌ است‌ مانند حركت‌ از مركز دايره‌ به‌ محيط‌ دايره‌. پس‌ چطور خداوند مي فرمايد: بالاي‌ سر شما هفت‌ راه‌ قرار داده‌ايم‌ و ما از مخلوقات‌ خود غافل‌ نيستيم‌. بالاي‌ سر انسان‌ يعني‌ شخصيت‌هاي‌ بزرگي‌ كه‌ ما با آن ها فاصله‌ فكري‌ و وجودي‌ داريم‌. در برابر آن ها كودك‌ كودكستان‌ به‌ حساب‌ مي‌آييم‌ تا به‌ مقام‌ آن ها و فكر آن ها و قدرت‌ و استعداد آن ها برسيم‌ هفت‌ نوع‌ تحول‌ و تكامل‌ داريم‌ تا در انتها چنان‌ باشيم‌ كه‌ آن ها هستند و چنان‌ بدانيم‌ كه‌ آن ها مي دانند. از اين‌ درجات‌ هفت گانه‌ تكامل‌ از كلاسي‌ به‌ كلاس‌ ديگر تعبير به‌ هفت‌ راه‌ شده‌ است‌ و الاّ راه‌ فضايي‌ يكي‌ بيشتر نيست‌ و آيه‌ ديگر همان‌ آيه‌ سوره‌ نباء است‌ كه‌ خداوند مي فرمايد: و خلقنا فوقكم‌ سبعاً شدادا و جعلنا فيها سراجاً و هاجاً يعني‌ بالاي‌ سر شما هفت‌ آسمان‌ بسيار محكم‌ آفريديم‌ و در اين‌ آسمان ها چراغي‌ بسيار تابان‌ و تابنده‌. اگر اين‌ سبع‌ شداد همين‌ آسمان هاي‌ بالاي‌ سر باشد كه‌ هر آسماني‌ زميني‌ لازم‌ دارد آن‌ هم‌ به‌ كيفيت‌ طبقات‌ كروي‌ به طوري‌ كه‌ طبقه‌ پايين‌تر در مركز طبقه‌ بالاتر مانند حلقه‌ انگشتري‌ در بيابان‌ است‌.  طبقات‌ هفت گانه‌ آسمان‌ كه‌ در برابر هر طبقه ‌اي‌ از آسمان‌ طبقه‌اي‌ زمين‌ لازم‌ است‌ طبق‌ تفسير حضرت‌ امام‌ هشتم‌ عليه ‌السلام‌ كه‌ مي فرمايند: آن‌ طبقه‌ هفتم‌ زمين‌ كروي‌ است،‌ آن‌ قدر بزرگ‌ است‌ كه‌ شش‌ طبقه‌ آسمان‌ و شش‌ طبقه‌ زمين‌ و فضاي‌ ستارگان‌ به‌ همراه‌ ستارگان‌ در مركز آن‌ زمين‌ هفتم‌ مانند حلقه‌ انگشتري‌ در بيابان‌ وسيع‌ است‌. مي ‌دانيم‌ كه‌ در طبقات‌ اين‌ شكلي‌ يك‌ چراغي‌ مانند خورشيد كفايت‌ نمي كند. خورشيد فقط‌ منظومه‌ شمسي‌ خود را روشن‌ مي كند اگر كسي‌ از اين‌ منظومه‌ به‌ منظومه‌ ديگر انتقال‌ پيدا كند خورشيد اين‌ منظومه‌ را به‌ صورت‌ ستاره‌اي‌ بسيار ضعيف‌ مي ‌بيند پس‌ آن‌ خورشيد كه‌ در اين‌ هفت‌ آسمان‌ همه‌ جا را روشن‌ كرده‌ و در هر طبقه ‌اي‌ همان‌ خورشيد روشنايي‌ مي دهد مقام‌ عصمت‌ و ولايت‌ است‌ كه‌ از طفل‌ كودكستان‌ گرفته‌ تا آن‌ حالت‌ و ساعت‌ لقاء اللهي‌ كه‌ خدا را چنان كه شايسته‌ است‌ بشناسد همين‌ مقام‌ ولايت‌ است كه‌ چراغ ‌هاي‌ تابان‌ هستند. چراغ‌ بسيار نوراني‌ و تابنده‌ امام هاي‌ معصوم‌ (ع) هستند كه‌ در هر كلاسي‌ در دنيا يا در آخرت‌ آن ها مردم‌ را هدايت ‌مي كنند و آن ها راهنماي‌ مردم‌ هستند مربيان‌ دنيا و سلاطين‌ آخرت‌ مي ‌باشند، رابطه‌ آن ها با غير آن ها مانند رابطه‌ يك‌ پدر دانشمند با كودك‌ دو ساله‌ و سه‌ ساله‌ است‌ كه‌ در هر كلاسي‌ همراه‌ اين‌ كودك‌ پدر او مي ‌باشد تا روزي‌ كه‌ او را به‌ خود مربوط‌ كند و به‌ مقام‌ خود برساند. پس‌ امثال‌ اين‌ آيات‌ به‌ اين‌ طبيعت‌ كه‌ ستارگان‌ و فضاي‌ ستارگان‌ باشد قابل‌ تطبيق‌ نيست‌. وليكن‌ به‌ درجات‌ و كلاس هاي‌ تكاملي‌ انسان ها قابل‌ تطبيق‌ است‌. (دعای ندبه - جلد اول)