اثبات این که مرگ انسان ها بدست خودشان ایجاد می شود نه بدست خدا.

كشتارهاي تاريخ را كه در نظر مي آوريم شايد از هر هزاري يكي مربوط به حيوانات باشد. اكثر كشتارها و قتل ها به وسيله انسان ها براي انسان ها رخ مي دهد و مرگ ها هم به گردن انسان هاست . مثلا از رفتار به يكديگر گرفتار ضعف اعصاب مي شويم و اين عصبانيت ها منشاء مرض شده و به مرگ ختم مي شود. اگر خدا مسابقه اي به وجود آورد كه چه كسي با دليل و برهان مي تواند ثابت كند كه مرگش به دست خدا بوده و اگر كسي توانست ثابت كند كه مرگش به دست خدا بوده من به او جايزه مي دهم . اين مسابقه برقرار مي شود، انسان ها هر چه تحقيق مي كنند تا مرگي را پيدا كنند كه به دست خدا بوده چنين مرگي را پيدا نمي كنند. مرگ و مرض ها هم مثل قتل و كشتار است . خداوند هرگز انساني را در تاريخ نكشته است بلكه انسان ها، انسان ها را مي كشند و انسان ها خود و ديگران را مريض مي كنند و به ديار مرگ مي فرستند. به همين منظور خداوند متعال براي ادامه حيات زندگي آخرت را به وجود مي آورد. زندگي آخرت به طوري است كه اراده از انسان سلب مي شود ، اختيارات مطلقا به دست خداست. در زندگي آخرت كه از زمان امام زمان (عج) به بعد شروع مي شود آدم نمي تواند خود را زخمي كند و نمي تواند خود را بكشد و اگر ضربه اي به خود وارد كند آن ضربه تا ابد هست اما از مرگ و قتل خبري نيست، به همين وضعيتي كه از دنيا رفته اند زنده مي شوند. انسان هاي سربريده، سر بریده زنده مي شوند و از سرِ بريده خود حرف مي زنند و مي بينند و همان طور سرشان جدا و تنشان جداست تا وقتي كه خدا اصلاح كند. مارمولك ها را ديده ايد كه وقتي دمشان كنده مي شود، بعد از جدا شدن چند دقيقه اي زنده است و مي جنبد زيرا تا زماني كه گرم است جان دارد و وقتي سرد شد از جنبش مي افتد. در زندگي آخرت هر چه از اين دنيا به همراه خود برده باشيم با ما هست. سر بريده به همان صورت زنده مي شود و تكه پاره شده با بدن تكه پاره . به همان وضعي كه در حالت احتضار از دنيا رفته با همان حالت زنده مي شود مثلا كسي كه تصادف كرده وقتي زنده مي شود فكر مي كند در ماشين است و بعد مي فهمد كه مرده و دوباره زنده شده و وارد قيامت شده است . مثل خواب مي ماند . آدم در خواب، خواب مي بيند ولي در خواب نمي فهمد كه خوابيده بلكه وقتي بيدار مي شود مي فهمد كه خواب بوده . گرچه خود را آماده خوابيدن كرده بودي و دراز كشيده بودي ولي در خواب نمي دانستي كه خواب هستي و نمي فهميدي كه خواب مي بيني و حالا كه بيدار شده اي مي فهمي كه خواب ديده اي. حالا اين خواب، مثل خواب اصحاب كهف سيصد سال طول بكشد يا خواب عادي باشد كه هشت ساعت است . مرگ هم همين طور است . وقتي زنده  شويم مي فهميم مرده ايم و فقط همان حالت احتضار به ياد ما هست . بعد كارمان در زندگي قيامت اصلاح مي شود يعني آن جا دارالشفاء ها است كه انسان ها را تحويل آن داده، از يك در وارد و از در ديگر به صورت جواني زيبا خارج مي شوند .زن ها به صورت  حوريه هاي بهشتي و مرد ها به صورت جوانان بهشتي. اين است آينده هائي كه در پيش داريم . بنابراين هرچه بلا ها در طول تاريخ سر انسان آمده و خواهد آمد فقط بدست انسان است . اما زندگي آخرت بدست خداست . ميليون ميليون عامل مرگ به اهل جهنم حمله ور است اما از مرگ خبري نيست. در شرايط صدها هزار درجه حرارت واقع مي شود اما مرگ به سراغش نمي آيد . بايد قرآن را باور كنيم كه مي گويد هزاران عامل مرگ به او حمله ور است و بدنش را مي سوزاند و تكه پاره مي كند ولي از مرگ خبري نيست زيرا خدا در اين دنيا مرگ را مقدر كرده در زندگي آخرت مرگ را مقدر نكرده است. حديثي داريم كه مي فرمايد: مرگ را به صورت حيواني مي آورند و بين بهشتي و جهنمي اعدام مي كنند. اين يك تشبيه است يعني خداوند مرگ را نابود مي كند و آدم حيات دائم پيدا مي كند. در مورد اهل بهشت و اهل جهنم ميفرمايد : خالدين فيها ابدا  زندگي آخرت صد در صد به دست خداست و به دست انسان نيست. اگر بخواهي يك ليوان آب بخوري فوري به تو مخابره مي شود كه مثلا يك قطره آن زيادي است يا غذايي كه مي خوري يك لقمه اش زيادي است و تو فوري خودداري مي كني یا این که به اندازه لازم غذا آماده می شود. اين طور همه مطيع خدا هستند. اما در دنيا آزاد و خودرأي عمل مي كنيم و به دين خدا كاري نداريم . گاهي هم كه از دكتر نسخه مي گيريم باز همان نسخه را به رأي خود مورد استفاده قرارمي دهيم و به خاطر همين خودرأيي ها اين همه شرّ و فساد بپا كرده ايم و خواهيم كرد تا وقتي كه استيصال جهاني به وجود آيد كه انشاء الله

(تفسیر سوره فلق)