اقتضائاتی که انسان را ملزم به اطاعت یا سرکشی می نماید کدامند؟

دو اقتضاي‌ ناشي‌ از عقل‌، و اقتضاي‌ ناشي‌ از مـاده‌ جهل‌ در انسان ها موجود است که: اقتضاي‌ اول‌ انسان‌ را ملزم‌ به‌ شكرگزاري‌ و اطاعت‌ خدا مي ‌كند و در او نسبت‌ بـه‌ آينده‌ حالت‌ تنبيه‌ و بيداري‌ به‌ وجود مي‌ آورد تا راه‌ جلب‌ نعمت‌ها و ادامه‌ آن‌ را بپيمـايد و هرگز در زندگي‌ به‌ انقطاع‌ و محروميت‌ از نعمت‌هاي‌ خدا برخورد ننمـايد. نيروي‌ عقـل‌ در اينجا انسان‌ را آگاه‌ مي ‌سازد كه‌ بهترين‌ راه‌ جلب‌ نعمت‌ها و ادامـه‌ آن‌ شكر منعم‌ است،‌ اقتضاي‌ عقل‌ حالت‌ تسليم‌ و شكران‌ در انسان‌ به‌ وجود مي‌ آورد. اما اقتضـاي‌ دوم‌ كه‌ از طبيعت‌ مزاج‌ پيدا مي ‌شود، بيشتر انسان‌ را وادار به‌ طغيان‌ و سركشي‌ مي ‌كند هرگز نمي ‌گذارد كه‌ در مقابل‌ نعمت‌هاي‌ خدا تسليم‌ اراده‌ خدا شود و حالت‌ بندگي‌ در خود به‌ وجود آورد. طوري‌ از نعمت‌ هاي‌ خدا استفاده‌ مي‌ كند و طوري‌ ثروت ‌ها را خرج‌ مي‌ كند كه‌ گوئـي‌ خود او مالك‌ آن‌ ثروت‌ها بوده‌ و كسي‌ در زندگي‌ به‌ او كمك‌ نكـرده‌ است‌. او حـق‌ خـدا را در زندگي‌ خود مستور مي ‌كند و خود او حجابي‌ بين‌ خود و حاكميت‌ خدا مي‌ شود. حالت‌ بندگي‌ و اطاعت‌ در او مشاهده‌ نمي ‌شود. يك‌ چنين‌ حالتي‌ را كفـران‌ مي ‌گويند كه‌ از مقتضيات‌ مزاج‌ و طبيعت‌ انسان‌ است‌. شاكر به‌ نعمت‌هاي‌ خدا در دنيا به‌ حال‌ تسليم‌ زندگي‌ مي ‌كند. چنان‌ حركت‌ دارد كه‌ مردم‌ او را به‌ حال‌ مأموري‌ مي بينند كه‌ به‌ فرمان‌ كسي‌ مال‌ و ثروت‌ به‌ دست‌ مي‌ آورد و به‌ فرمان‌ او خرج‌ مي ‌كند. در زندگي‌ خانوادگي‌ خود مانند يك‌ وكيل‌ است‌، در كارهـاي‌ خـود استبداد و خود رأيي‌ ندارد. ولي‌ انساني‌ كه‌ كه‌ كافر به‌ نعمت‌هاي‌ خدا است‌، به‌ حال‌ استبداد و خودرأئي‌ زندگي‌ مي‌ كند. افسار گسيخته‌ مي‌ رود و مي‌ آيد. حـركت‌ در زنـدگـي‌ به‌ حال‌ مأموريت‌ شكران‌ نعمت‌ است‌ و حركت‌ به‌ حال‌ خودرأيي،‌ كفـران‌ نعمت.‌ خودرأیي‌ و عصيان‌ به‌ اقتضاي‌ ماديت‌ پيدا مي‌ شود. ماده‌ و مزاج‌ در مقتضيات‌ ذاتـي‌ خـود عـاصـي‌ است‌، مانند حيوانات‌ كه‌ به‌ اقتضاي‌ مزاج‌ و غريزه‌ حركت‌ مي ‌كنند وليكن‌ عقل‌ كه‌ از مقتضيـات‌ روح‌ و فكر است‌. انسان‌ را متعهد مي ‌كند و در اين‌ مسئوليت‌ حركات‌ او را مهار مي ‌نمايد. (کتاب شجره طوبی)