اعضاء بدن و عضلاتي كه خداوند متعال به انسان مرحمت كرده است احتياج به تمرين و ورزش دارد.

انسانهايي كه در خط دانش آموزي و يا دانشجويي فعاليت مي كنند دانش آنها هرچه باشد حق باشد يا باطل، مفيد باشد و يا مضر، مغز آنها در اين دانشجويي و دانش طلبي فعال مي شود و زودتر و بهتر از ديگران كه در خط دانشجويي فعاليت نداشته اند حقيقت را درك مي كنند. انسان هاي ساده و عوام يعني كساني كه خطوط فكري و علمي ندارند فقط ورزش هاي بدني و عضلاني براي آنها داير شده است. اين ها 70 يا 80 سال در دنيا زندگي مي كنند وليكن در برابركساني كه در خط دانش و دانشجويي بوده اند از نظر تفكر در مسائل و درك حقايق عقب ترند، دانشجويان زودتر و بهترعلوم و حقايق را درك مي كنند و تسليم مي شوند وليكن آدم هاي ساده و عوام كه ورزش فكري و عقلي نداشته اند ديرتر و يا كمتر مي توانند حقايق علمي و فني را درك كنند زيرا اعضاء بدن و عضلاتي كه خداوند متعال به انسان مرحمت كرده است احتياج به تمرين و ورزش دارد. با تمرين و ورزش مي تواند رشد كند وآثار وجودي خود را ظاهرسازد. چشم انسان لازم است دائم ببيند و نگاه كند تا قدرت ديد او در اثر تمرين نگاه كردن بهتر و بهتر شود، همين طور گوش انسان لازم است دائم صداها را بشنود و بشنواند تا فعاليتش زيادتر شود و در اثر تمرين شنوايي زودتر و بهتر بشنود، اگرعضوي از اعضاء انسان را از همان ابتداي تولد متوقف كنند و نگذارند فعاليت مربوط به خود را انجام دهد در اثر ترك وظائف مربوط به خود، از كار و فعاليت باز مي ماند. مثلا دست انساني و يا چشم انساني را اگر بعد از تولد بلافاصله ببندند و مانع فعاليت آنها شوند بعد از 5 يا 6 سال كه اين دست ها و يا چشم ها را بازكنند مشاهده مي كنندكه قدرت فعاليت ندارد. چشم ها با اينكه سالم است خوب نمي بيند يا دست ها با اين كه سالم است مانند دست هاي فلج نمي تواند فعاليت كند زيرا مانع تمرينات عملي اين اعضاء شده اند و نگذاشته اند آثار وجودي خود را ظاهرسازد و پا به پاي خلقت، پيشرفت كند. خدا براي هر عضوي از اعضاي بدن، ميداني براي كار وكوشش فراهم نموده است. براي ديدن، يكچنين فضاي وسيعي در آسمان و زمين و اين همه مظاهر تماشايي درآسمان و زمين آفريده است براي فعاليت گوش اين همه سر و صدا و گفتن و شنيدني ها بوجود آورده است. همينطور براي دست و پا، و هريك از اعضاي ديگر، ميداني براي فعاليت آماده نموده و انسان را وادار به كار وكوشش نموده است. ارزاق و روزي انسان را بصورت مواد خام و غيرقابل استفاده در طبيعت خلق نموده و براي آماده شدن براي بهره برداري از انسان ها كارمي كشند مثلا براي تهيه نان گندم و حبوبات ديگر اولا مردم را مجبور به دامداري و كشاورزي مي كند و بعد از كشاورزي و دامداري مراحل مختلفي كار و كاسبي براي مردم داير مي كند. زراعت ها را آبياري كنند، زمين را شخم بزنند بعدآنها را ازميان علف هرزه ها بچينند،كاه و علف آنها را بگيرند به آسياب ببرند، آرد كنند نان بپزند تا آخر . اگر خوب دقت كنيم براي تهيه هريك از ارقام روزي چندين مرحله كار و كاسبي براي انسانها دايركرده است با اينكه روزي حيوانات نقد وآماده بدون زحمت در اختيار آنها واقع ميشود وليكن روزيِ انسان ها لازم است مراحلي را بگذراند تا قابل استفاده باشد. هدف خدا از تهيه اين كار و كاسبي ها اين است كه اولا انسانها را از تنبلي و بيكاري برهاند، روح فعاليت و كوشش در آنها بپروراند زيرا طبيعت همه جا و همه چيز به كار و فعاليت مشغول است. در عالم طبيعت عضوي از اعضاءآن و يا جزئي از اجزاء آن را پيدا نكرده اند كه ساكن و صامت باشد، ستاره ها در مدار خود مي گردند و مي چرخند. خورشيد و ماه به همين كيفيت، زمين در حركات شبانه روزي يا ساليانه خود مشغول فعاليت است . خاك ها وآب ها فعاليت مي كنند اين همه ارزاق وميوه براي انسانها مي سازند، مواد اوليه طبيعت به همين كيفيت در داخل وجود خود،كار و فعاليت دارند و از مسير كار و فعاليت اين همه مظاهر علم و صنعت بوجود آورده اند. پس انسان هم لازم است هماهنگ با كاروان طبيعت باشد دائم به كار و فعاليت مشغول باشد ثمرات وجودي خود را ظاهركند. به سازندگي مشغول شود تا از اين راه، عضلاتي محكم و مستحكم پيدا كند و علاوه از مسير كار و كوشش اين همه علوم و معارف و صنايع ظاهرشود و انسان هماهنگ با طبيعت و يا خداي خود به سازندگي مشغول باشد. از آن جمله خداوند متعال براي مغز انسان ميدان كار و فعاليت تهيه و تنظيم كرده است. از طريق حواس پنج گانه تمامي حادثه ها را به مغز انتقال ميدهد و مغز را وادار به فعاليت مي كند تا اين حادثه ها را به يكديگر مربوط ساخته نفع و ضرر آن را بداند و بشناسد. روابط اشياء را با يكديگر بداند و بسنجد، موجودات زمين را به آسمان مربوط و موجودات آسمان را به زمين مربوط نمايد. مغز انسان قسمت هاي مختلفي دارد كه هر قسمتي به كاري مشغول است. قسمتي حافظه است كه صورت ها را مانند نوار ضبط صدا در وجود خود حفظ مي كند و قسمتي واهمه است كه منافع يا مضرات يقيني و يا احتمال را پيش بيني مي كند، دوست و دشمن مي شناسد و باز قسمتي ديگر مخيله است كه در داخل وجود خود نقشه كشي دارد، پيش بيني مي كندكه آينده را چگونه بسازد و چگونه استفاده كند و يك قسمت ديگرمغز، عاقله است كه ميتواند طبيعت را به ماوراء طبيعت و ماوراء طبيعت را به ماوراءآن كه وجود خداوند متعال است مربوط سازد. براي هريك از اين قسمت ها، خداوند ميداني بوجود آورده و همه جا انسانها را مأمور ميكند كه هر عضوي را در ميدان مخصوص به خود كار بزنند و به فعاليت واداركنند. اين همه در قرآن سفارش هايي مي كند كه مربوط به مغز انسان يا قلب انسان است. كلمات  افلا تتفكرون ، افلا تعقلون، افلا تنظرون و امثال آن كه دركتاب خدا تكرار شده است. همه اين ها كارهايي است كه براي قسمت هاي مختلف مغز دايركرده است. هر نوع علم و دانستني كه مغز انسان را به كار و فعاليت وادار كند محبوب و مطلوب است. (تفسیر سوره قصص)