میزان اعتدال در رفتار

ائمة اطهار عليهم السّلام برای این که در اخلاق انسان در برابر نيکي‏ ها يا بدي‏ ها تعديل بوجود آيد و گاهي انسان در برابر دشمن يک چنان نرمشي از خود بروز ندهد که دشمن را در ظلم و جنايت خود جري ‏تر و جسورتر نمايد مي ‏فرمايند: اتق شر من احسنت اليه. يعني از شرّ کساني که به آن‏ ها نيکي کرده ‏اي بپرهيز. حقيقت مطلب اين است که هر خير و برکتي که لازم است از انساني به انسان ديگر برسد که از جملة اين خير و برکت‏ها، رفتار و اخلاق نيک است. لازم است که اين حسن رفتار در محيطي ظاهر گردد که انسان طرف احسان به اين نعمتي که از جانب شما به او  مي‏رسد آشنائي داشته باشد و به دنبالة شناخت و شناسائي، حالت تشکر و سپاسگزاري در او بوجود آيد و بداند که از شما يک نوع نعمت و لذّت حيات بخشي دريافت نموده که خود استحقاق آن را نداشته است بلکه از شما به طرف او احسان شده است. اگر طرف مقابل يکچنين شناخت و شناسائي به نعمت و برکتي که از شما دريافت نموده نداشته باشد تا در او حالت تشکر و سپاسگزاري بوجود آيد. قهرا در او حالت تکبّر پيدا مي‏ شود و چنان فکر مي‏ کند که استحقاق يکچنين خير و برکتي که از شما به او رسيده است داشته و اين حسن رفتار که از شما ديده مربوط به رعايت حقوق و وظيفه شناسي شما بوده که اگر چنين نمي‏کرديد حق او را ضايع گذاشته بوديد و او به خود اجازه مي ‏داد که حق خود را از شما مطالبه نموده و شما را به وظائفي که به آن موظّف دانسته وادار و مجبور کند. پيدايش يک چنين فکر و خيالي در طرف مورد احسان و محبت خيلي فاسد کننده رأي او بوده و خطرناک است.  و درست بهره دهي حسن اخلاق و رفتار شما به عکس آن خواهد بود که شما که انتظار داريد؛ يعني بجاي اين که احسان شما، فکر و نيت طرف مقابل را اصلاح کند، آن را فاسد و تباه مي‏نمايد. همه جا احسان کنندگان، بايستي درجة فهم و معرفت انساني را که به او احسان مي‏کنند در نظر بگيرند تا بذر احسان آن‏ها در يک زمين لايق و مناسب کاشته شود و رشد کند و بهره‏دهي خوبي داشته باشد. از بزرگ ترين خاصيت‏هاي احسان و حسن اخلاق، اصلاح شدن روح تجاوزگر و متکبّر انساني است، که طرف احسان شما قرار گرفته است. احسان شما در او چنان تأثيري مي‏گذارد که روح فضيلت و انسانيت او را زنده نموده، حالت تواضع و تشکّر در او بوجود مي‏آورد. در نتيجه بوسيلة احسان شما هدايت مي‏شود و افکار انساني او اصلاح مي‏گردد. گاهي طرف مقابل داراي يکچنين معرفتي نيست بلکه به عکس، روح خودخواهي و تکبّر بر او غلبه دارد و خود را براساس فکر خود محوري، مستحّقّ احساني مي ‏بيند که از شما ديده است. همانطور که طلبکا‏ران در برابر دريافت حق خود، ملزم نيستند که آن دريافت حق را بجاي احسان، از شما بشناسند بلکه وظيفة شما مي‏دانند در نتيجه خود را ملزم به تشکّر و سپاسگزاري نمي‏دانند. گاهي در انساني که طرف احسان شما قرار گرفته يکچنين خيالاتي بوجود مي‏آيد که خود را شخصي بزرگ و بزرگوار مي‏داند و ديگران را موظّف مي‏کند که بايستي نسبت به او حسن رفتار و اخلاق داشته باشند. در هر صورت، دستور کلّي در برابر انفاقات و بذل خدمت و نعمت‏ها، شناخت و شناسائي طرف مقابل است که دين مقدس اسلام در تنظيم يک چنين مسائلي بين دو نفر انسان مسلمان سه نوع حقوق معين نموده که رعايت هر يک از اين سه نوع حقوق متوقف بر شناخت و شناسائي طرفين ذي حق است. حقوق مرحلة اوّل: حق نوعي انسان‏ها بر يکديگر است . يعني هر انساني که از نوع و نژاد من است او هم مانند من انساني و ثمره اي از شجرة بشريت است، بر من حقّ نوعي پيدا مي کند. رعايت حق برادري انساني و نوعي، به دو چيز است . اوّل اين که من او را يک انسان بشناسم و احترامات انساني يراي او قائل باشم  دوّم، اين که همه جا مواظب باشم که به حق او تجاوز ننمايم و او را از حقوق انسانيش محروم نکنم ؛ حقّ دوّم: حق پاداش و مجازات است . يعني هر کسي به نفع شما ضمن قراردادي که با شما بسته است ؛ قدمي بر مي‏دارد و به شما طبق تقاضاي شما در جهتي از جهات زندگي خدمت مي‏کند شما نيز متقابلا" بايستي به فکر مجازات و پاداش دادن به او باشيد . امّا حقّ سوّم، حق احسان است که خداوند در قرآن مي‏فرمايد: هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان. احسان آن خدماتي است که با نيت خالص انجام مي‏گيرد. يعني شما انسان‏ها را بندگان خدا مي‏دانيد و براي تقرب بخدا و رسيدن به پاداش آخرتي بدست خداوند متعال به انسان‏ها خدمت مي‏کنيد. هرجا مستحقّ خدمتي پيدا کردي بدون انتظار به او خدمت مي کني و در برابر خدمت خود از او انتظاري نداري ؛ بلکه از خداوند متعال منتظر اجر و پاداش هستي. يکچنين خدماتي از نوع خدمت پدر و مادر به فرزندان و يا خدمت پيغمبران به افراد بشر است که در خدمات خود مي‏گويند: لا اسئلکم عله اجرا . ما در برابر خدمات خود پاداش نمي‏خواهيم. يک چنين خدماتي را خواه کوچک باشد خواه بزرگ، احسان مي نامند که انسان خدمتگزار مزد خدمت خود را فقط از خداوند متعال انتظار دارد . (شرح دعای مکارم الاخلاق)