علت ناامیدی انسان‏ها و راه علاج آن چیست؟

قنوط به معناي‌ نااميدي‌ و قرار‏گرفتن‌ در خطي‌ كه‌ به‌ بـن ‌‏بست‌ مي‌رسد و انسان‌ را مـتوقف‌ مي‌سازد و يا برمي‌گرداند. مكتبي‌ كه‌ در انسان‌ قنوط‌ و نااميـدي‌ بوجود مي‌ آورد و انسان‌ را در بن‌‏ بست‌ قرار مي‌دهد مكتب‌ ماديات‌ است.‌ در اين‌ مكتب‌ انسان‌ طوري‌ تربيت‌ مي‌شود كه‌ تمامي‌ موفقيت‌ خود را در جمع‌ مال‌ و ثروت‌ و كسب‌ قدرت‌ مي‌ داند و زندگي‌ را منحصر به‌ همين‌ زندگي‌ مادي‌ و دنيائي‌ كـه‌ ابتداي‌ آن‌ تولد و انتهاي‌ آن‌ مرگ‌ است‌ و بجز ماديات،‌ موفقيت‌ ديگري‌ و يا بـرخورداري‌ از نعمت‌هاي‌ ديگر براي‌ انسان‌ قابل‌ تصور نيست‌. مـاديون‌ مي‌گويند مـا هستيم‌ و هميـن‌ زندگي‌ محسوس‌. نفع‌ ما همين‌ منافع‌ مادي‌ ما و ضرر ما همين‌ ضررهاي‌ مادي‌ ما هستند. در اين‌ مكتب،‌ جلب‌ رضايت‌ انسان‏ها و خدمت‌ به‌ آن‏ها و يا جلب‌ رضايت‌ خداي‌ انسان‏ها مطـرح‌ نيست‌. انسان‏ها به‌ دليل‌ منافع‌ مـادي‌ و مـال‌ و ثروت،‌ مطلوبنـد نـه‌ به‌ دليل‌ انسـانيت‌ و فضيلت‌. به‌ عبارت‌ ديگر انسـان ‏هـا فقط‌ ارزش‌ مالي‌ و مادي‌ دارند و مانند حيوانات‌ قيمت‌‏گذاري‌ و يا خريد و فروش‌ مي ‌شوند. هـر انساني‌ كه‌ تولـيداتش‌ بيشتر است‌ مشتريان‌ بيشتري‌ دارد و بالعكس‌. قهرا در يك‌ چنين‌ مكتبي‌ انسان‏ها در بن ‌‏بست‌ قرار مي‌گيرند و اميدشان‌ به‌ نااميدي‌ تبديل‌ مي ‌شود، زيرا در اين‌ زندگي‌ دنيا انسان‌ و تمامي‌ توليدات‌ او در معرض‌ خطر و نابـودي‌ قـرار مي ‌گيرد و عوامل‌ طبيعي‌ بر تلاش‌ و توليدات‌ انساني‌ حـاكميت‌ دارد و در نتيجـه‌ آن‏چه‌ به‌ انسان‌ داده‌ است‌ پس‌ مي ‌گيرد. سـلامتي‌ انسان‌ و جـواني‌ او را مي ‌گيرد، مزه‌ حيات‌ را از او سـلب‌ مي‌ كند در نتيجه‌ مـال‌ و ثروت‌ و مقـام‌ هـم‌ بي ‌ارزش‌ مي‌شود. انسان‌ در وضعي‌ قرار مي ‌گيرد كـه‌ مي ‌بيند از مـال‌ و ثروت‌ خـود نمي ‌تواند استفـاده‌ كـند و زندگي‌ از دست‌ رفته‌ را بـه‌ حـال‌ اول‌ بـرگرداند. در نتيجه‌ حـالت‌ قنوط‌ براي‌ او دست‌ مي‌ دهد. بعضي‌ انسان‏ها در اين‌ حال‌ با اين‌ كه‌ ثروتمند هستند دست‌ به‌ خودكشي‌ مي ‌زنند و خود را از بين‌ مي‌ برند. اين‌ خـودكشي‌ دليل‌ قرار گرفتن‌ در بن ‌بست‌ زندگـي‌ و برگشت‌ به‌ قهقراء و يا تكرار اعمالي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را خسته‌ و فرسوده‌ نموده‌ است‌. راه علاج آن حالت‌ رجاء برعكس‌ حالت‌ اول‌ به معنای امیدواری است. منظور از اين‌ حـركت‌ پيدايش‌ علم‌ و دانش‌ بيشتر و بهره‌ برداري‌ از نعمت‌ هاي‌ زيادتر و لذيذتر است‌. ‌در اين‌ حركت‌ انسان‌ در هر حالي‌ و يا در هر نعمتي‌ درِ ديگري‌  به‌ روي‌ او باز مي‌ شود و به‌ آينده‌ بهتر و بالاتري‌ اميدوار مي‌ شود. بر‌ عكس،‌ انسان در مكتب‌ ماديت‌ در بن ‌‏بست‌ قرار مي‌گيرد و در يك‌ زندگي‌ محدود به‌ سـوي‌ مقصـد كوچـك‌ و مـحدود حركت‌ مي‌كند. در هر حـركتي‌ كـه‌ ثروتي‌ به‌ دست‌ آورد، قسمتي‌ از لطف‌ و رضايت‌ انسان‏ها و يا خداي‌ انسان‏هـا را رها مي‌كند زيرا در مسير ماديت‌ امكان‌ پاكي‌ و عدالت‌ وجود ندارد، خـواهي‌ نخواهي‌ به‌ ظلم‌ و ستم‌ آلوده‌ مي‌ شود و در اين‌ آلـودگي‌ دوستي‌ انسان‏ها تبديل‌ به‌ دشمني‌ مي ‌شود تا روزي‌ كه‌ مبغوض‌ همه‌ انسان‏ها و خداي‌ انسان‏ها شود. عمر و زندگي‌ او و مـال‌ و ثروت‌ او تمـام‌ مي ‌شود و براي‌ او مسئوليت ‌‏هـا و دشمني ‌‏ها باقي‌ مي‌ ماند. (شجره طوبی- رجاء و قنوط)