استدلال ثروت اندوزان جهت جمع آوری مال و ثروت بیشتر و عدم انفاق چیست؟

ثروتمندان‌ و زراندوزان‌ اولا" خيال‌ مي كنند كه‌ با اين‌ زراندوزي‌ پيش‌ خدا محبوبيت‌ پيدا مي كنند پس‌ هركس‌ ثروتمند است‌ محبوب‌ خــدا است‌ و هركس‌ فقير است‌ مبغوض‌ خدا مي باشد. از اين‌ جهت‌ انفاق‌ و خدمات‌ به‌ عقـب‌ افتادگان‌ را يا عملي‌ بيهوده‌ و يا بي فايده‌ مي دانند و يا جزء خرافات‌ و موهومات‌ و يا اين كه‌ اصلا" انفاقات‌ و خدمات‌ را مضرّ به حال‌ خود و ثروت‌ خود مي دانند. سعي‌ مي كنند كه‌ هر چه‌ بيشتر فقرا فقيرتر و گرسنه‌ ها گرسنه‌ تر بمانند تا بتوانند كـار زياد ازآنها بكشند و مزد كمي‌ به‌ آنها بدهند كه‌ اين‌ عمل‌ را استثمار مي نامند. در هر صورت‌ آنها به‌ صلاح‌ خود نمي دانند كه‌ به‌ فقرا كمك‌ كنند مي گويند اگر فقرا در نزد خدا آبروئي‌ مي داشتند خدا به‌ آنها كمك‌ مي كرد وليكن‌ نمي دانند كـه‌ از اين‌ بخل‌ و مضايقه‌ و خودداري ‌از انفاقات‌ با دو خطر بزرگ‌ دنيائي‌ و آخرتي‌ رو به رو مي شوند. خطر دنيائي‌ از طريق‌ برطرف‌ شدن‌ عدالت‌ و امنيت‌ و پيدايش‌ ظلم‌ و فساد و دشمنان‌ زياد كه‌ عاقبت‌ به‌ آنها مي شورند خود آنها و ثروت‌ آنها را از بين‌ مي برند و نسل‌ آنها درآينده‌ منفور جامعه‌ مي شوند و اما خطر آخرتي‌ اين‌ است‌ كه‌ مسئول‌ فقر فقرا هستند مانند كسي‌ هستند كه‌ مال‌ فقرا را دزديده‌ و يا حبس‌ نموده‌ است‌، در نتيجه‌ آنها به‌ گرسنگي‌ افتاده ‌اند آنها از فقر خودشان‌ به‌ خدا شكايت‌ مي كنند و خدا به‌ آنها قدرت ‌انتقام‌ مي دهد. در نتيجه‌ ثروتمندان‌ عقب‌ افتاده ‌ترين‌ انسانها و محروم‌ ترين‌ مردم‌ در عالم‌ قيامت‌ هستند. نمي دانند حكمت‌ اين كه‌ خداوند دستور انفاق‌ مي دهد اين‌ است‌ كه‌ اولا" بين‌ انسان هاي‌ فقير و غني‌ محبتي‌ و رابطه‌اي‌ بوجود آيد و اختلافات‌ طبقاتي‌ برداشته‌ شود. فقرا اغنياء را دوست‌ داشتـه‌ باشند كه‌ از آنها بهره‌ مند شدند و اغنياء فقرا را دوست‌ داشته‌ باشند كه‌ بـه‌ آنها خدمت‌ كرده ‌اند و اين‌ دوستي‌ و محبت‌ فقرا براي‌ اغنيا بيشتر ارزش‌ دارد از مالي‌ كه‌ انفاق‌ كرده‌اند. نتيجه‌ انفاقات‌ اين‌ است‌ كه‌ يك‌ امنيت‌ طبيعي‌ و انساني‌ در جامعه‌ بوجود مي‌ آيد. دزدي‌ ها و سرقت ها كاهش‌ پيدا مي كند و يا از بين‌ مي رود و اين‌ امنيت‌ بدون‌ مأمور امنيت‌ به‌ عامل‌ ديني‌ براي‌ ثروتمندان‌ زياد ارزش‌ دارد كه‌ اگر امنيت‌ ديني‌ بوجود نيايد مجبور مي شوند براي‌ حفظ‌ جـان‌ و مال‌ خود امنيت‌ زوري‌ و حكومتي‌ اجرا كنند كه‌ آن‌ امنيت‌ اولا"چندين‌ صد برابر خمس‌ و زكاتي‌ كه‌ بايد بدهند برايشان‌ خرج‌ برمي دارد و به ميزان‌ يك‌ صدم‌ امنيت‌ ديني‌ بوجود نمي‌ آورد. پس‌ در واقع‌ اين‌ انفاقات‌ يك‌ تجارت‌ سودمند دنيائي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ براي‌ ثروتمندان‌ مقدر كرده‌ است.‌ انفاقات‌ از اين‌ جهـت‌ نيست‌ كه‌ خدا قدرت‌ ندارد روزي‌ فقرا را برساند و روزي‌ آنها را به‌ اغنياء حواله‌ مي كند و هم‌ از اين‌ جهت‌ نيست‌ كه‌ فقرا مغضوب‌ خدا و اغنياء محبوب‌ خدا مي باشند بلكه‌ انفاقات‌ به منظور پيدايش‌ محبت‌ و تفاهم‌ بين‌ انسانها و به منظور پيدايش‌ يك‌ امنيت‌ ديني‌ الهي‌ مي باشد كه‌ اگر اغنياء ارزش‌ آن‌ امنيت‌ را بدانند حاضر مي شوند بيشتر از آن چه‌ خدا امر كرده‌ است‌ انفاق‌ كنند. (تفسیر سوره یاسین)