چرا خداوند متعال از ایجاد کفر و گناه جلوگیری نمی کند؟

خداوند قدرت‌ دارد از حدوث‌ كفر و گناه‌ جلوگيري‌ كند و نمي‌كند و اجازه‌ مي‌دهد كه‌ كفر و گناه‌ و كافر و گناه كار باشند. دليل‌ يك‌ چنين‌ اجازه‌اي‌ چيست‌؟ آيا مصلحتي‌ دارد كه‌ به‌ دليل‌ آن‌، خداوند وقوع‌ كفر و گناه‌ را مي‌خواهد يا اين كه به‌ دليل‌ داشتن‌ مفسده‌، وقوع‌ آن‌ را مي‌خواهد؟ اگر بگوييم‌ وقوع‌ كفر و گناه‌ مصلحت‌ دارد، چطور مي ‌توانيم‌ اعتراف‌ كنيم‌ كه‌ در اين‌ كار مصلحت‌ خوابيده‌ است‌ و اگر بگوييم‌ مفسده‌ دارد چطور خداوند يك‌ وجود مفسده ‌آميز را مي‌خواهد و اجازه‌ وقوع‌ و صدور آن‌ را مي ‌دهد، و اگر بگوييم‌: هم‌ مصلحت‌ دارد و هم‌ مفسده‌، چطور مصلحت‌ و مفسده‌ در يك‌ شيئ و يك‌ عمل‌ قابل‌ اجتماع‌ است‌، عمل‌ يك‌ حقيقت‌ است‌ توأم‌ با مصلحت‌ و يا مفسده‌ و اين‌ مصلحت‌ و مفسده‌ قابل‌ اجتماع‌ در يك جا يا در يك‌ شيئ نيستند. در جواب‌ مي‌گوييم‌ كه البته‌ در آسمان‌ و زمين‌ آن چه‌ به‌ اراده‌ خدا يا اراده‌ انسان‌ واقع‌ مي‌شود چه‌ خير و چه‌ شرّ به‌ مشيت‌ خدا واقع‌ مي‌شود و اگر كاري‌ بر خلاف‌ مشيت‌ خدا واقع‌ شود معنايش‌ اين‌ است‌ كه‌ خدا يا نمي ‌تواند يا غافل‌ است‌ كه‌ از آن‌ كار خلاف‌ مشيت‌ جلوگيري‌ كند و اين‌ هر دو جايز نيست‌. خدا از ضعف‌ و غفلت‌ منزه‌ است‌. و در جواب‌ اين كه آيا كفر و گناه‌ انسان‌ كه‌ به‌ مشيت‌ خدا واقع‌ مي‌شود مصلحت‌ دارد يا ندارد مي‌گوييم:‌ در آن چه‌ واقع‌ مي‌شود مصلحت‌ است‌، كفر و گناه‌ از اين‌ جهت‌ براي‌ كافر و گناه كار مصلحت‌ دارد كه‌ او را با عذاب‌ و محروميت‌ رو به رو مي‌كند و اين‌ رويارويي‌ باعث‌ برگشت‌ اكثريت‌ كفار و گناه كاران‌ از خط‌ كفر و گناه‌ مي‌شود و يا اين كه لااقل‌ نتايج‌ حاصله‌ از كفر و گناه‌ كه‌ حتماً عذاب‌ و مصيبت‌ است‌ مايه‌ تنبه‌ اهل‌ ايمان‌ و تقوا شده‌ آنها را به‌ حركت‌ در خط‌ ايمان‌ بيشتر تشويق‌ مي‌نمايد مانند تصادفات‌ كه‌ راننده‌ بي ‌احتياط‌ را احتياط‌ كار مي‌كند و مايه‌ تنبه‌ و عبرت‌ ديگران‌ مي‌شود. كافر و گناهكار كسي‌ است‌ كه‌ به‌ دعوت‌ و هدايت‌ خدا و اولياء خدا اعتنا نمي‌كند و از خط‌ اطاعت،‌ منحرف‌ است‌. در اين جا امر داير مي‌شود كه‌ خدا او را نابود كند يا در خط‌ كفر، او را متوقف‌ سازد يا اين كه به‌ او قدرت‌ و توانايي‌ بدهد كه‌ در خط‌ كفر، حركت‌ نموده‌ به‌ نتايج‌ آن‌ كه‌ به‌ جز رنج‌ و عذاب‌ چيزي‌ نيست‌ برسد و بترسد و برگردد به‌ خدا پناهنده‌ شود. البته‌ به‌ دليل‌ عقل‌ و نقل‌ نقشه‌ سوم‌ بهتر است‌ زيرا موت‌ يا توقف‌ كافر منفي‌ است‌ و نتيجه‌ مثبت‌ ندارد. حيات‌ در كفر و گناه‌ بهتر از موت‌ مطلق‌ و يا توقف‌ است‌. حركت‌ در كفر و گناه‌ انسان‌ را اميدوار به‌ برگشت‌ مي‌كند ولي‌ در موت‌ يا توقف‌ هيچ‌ اميدي‌ نيست.‌ پس‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ خداوند شقّ‌ سوم‌ را اختيار كند و به‌ كفار مهلت‌ دهد كه‌ در خط‌ كفر و گناه‌ حركت‌ كنند، به‌ نتايج‌ آن‌ برسند و برگردند و به‌ خدا پناهنده‌ شوند. پس‌ مصلحت‌ در اين‌ است‌ كه‌ خداوند كافر و گناهكار را مهلت‌ دهد و اگر هم‌ كفر و گناه‌ آن چنان‌ غلبه‌ كند كه‌ امكان‌ برگشت‌ از كفر و گناه‌ به‌ خط‌ ايمان‌ نباشد همين‌ خلود مايه‌ تقويت‌ ايمان‌ اهل‌ ايمان‌ مي‌ شود و كافر مخلد هم‌ ارزش‌ آن‌ را ندارد كه‌ خدا به‌ او رحم‌ كند و يا اگر رحم‌ كند آن‌ رحمت‌ را به‌ حساب‌ خدا نمي‌گذارد و تنبيه‌ نمي‌شود. رحم‌ بر كافر مخلد مانند رحم‌ بر گرگ‌ و پلنگ‌ است‌. (تفسیر سوره انعام)