ماه رمضان ماه میهمانی خداست. 

صوم آن حالت امساکي است که ميهمان در خانه ميزبان داشته باشد. کسي که ميهمان کسي مي شود درست نيست مانند صاحبخانه، خود را آزاد مطلق به حساب آورد و هرچه بخواهد خودش بدست آورد و استفاده کند. چنان رفتاري که گويي خودِ او صاحبخانه است و صاحبخانه اي در کار نيست. به مناسبت اين که خداوند ماه مبارک رمضان را حرم زماني خود شناخته و انسانها را در ماه مبارک رمضان ميهمان خود مي شناسد مقرراتي مربوط به تصرفات انسان در غذا و لباس و چيزهاي ديگر وضع فرموده که رعايت آن مقررات را صوم مي نامند. صوم يعني امساک از ميهمان در خانه ميزبان از اين که هر چه مي خواهد بخورد، در هر وقت و زماني که مي خواهد بلکه لازم است حالتي داشته باشد که هر وقت صاحبخانه غذا حاضر کرد و اجازه داد استفاده کند يا استفاده هاي ديگر. امساک و خودداري در استفاده از غذاها و رابطه ها و گفتن و شنيدن ها بدون اجازه. وقتي که روزه دار خود را در اطاعت  خداي خود قرار مي دهد و خدا را صاحبخانه به حساب مي آورد و خود را ميهمان صاحبخانه، امساک به اين کيفيت را صوم مي نامند که ضدّ آن افطار است. افطار يعني استفاده ازآنچه صاحبخانه در استفاده ازآن آزاد است. خودرائي و خود مختاري ميهمان در استفاده از غذاها و چيزهايي که در خانه ميزبان موجود است. به رأي خود بدون اعتنا به صاحبخانه بخورد و بياشامد، بخوابد و بيدار شود و مسائل ديگر. بديهي است که عقل ميهمان به او دستور مي دهد که احترام ميزبان خود را صاحبخانه خود را حفظ کند و بدون اذن و اجازه او در چيزي تصرف ننمايد. اين ادب و احترام به اقتضاي عقل است. وليکن جاهل به کيفيتي حرکت مي کند که براي صاحبخانه ارزشي قائل نيست و زندگي را مربوط به صاحبخانه نمي داند. خودرأي و خودمختار مي خورد و مي آشامد و استفاده هاي ديگر. اين بي بند و باري و خودمختاري هم به اقتضاي شهوت و مزاج انسان است که اصل را خوردن و آشاميدن مي داند نه رعايت حقوق خدا و يا بندگان خدا. پس صوم به اقتضاي عقل پيدا مي شود و افطار به اقتضاي جهل. (کتاب غیب و شهود)