کیفیت پيدايش هلال ماه

مي دانيم كه كره ماه در مدت بيست و نه روز و يا سي روز برابر يك سال كره زمين در دائره البروج گردش مي كند. حركت خود را از برجي كه كره زمين و خورشيد در آن قرار دارند شروع مي كند هر دو روز و چند ساعتي برجي را طي مي كند تا در انتهاي ماه كه خود را به برج خورشيد مي‌ رساند محاق واقع مي ‌شود، يعني چهره ماه بكلي از نظر سكنه زمين محو مي ‌شود كه آن را تحت الشعاع مي نامند يعني كره ماه در شعاع خورشيد قرار مي‌ گيرد و از ساعت ورود به شعاع خورشيد تا خروج آن، تا در نظر اهل زمين ديده شود. دو روز نصف تقريباً طول مي كشد اين دو روز و نصف زماني است كه خورشيد و ماه زمين در يك برج قرار مي‌ گيرد گاهي كسوف واقع مي ‌شود. مي توانيم اين ورود و خروج ماه را به شعاع خورشيد تحويل ماه به برج حمل يا ثور و سرطان بناميم. در اين جا هم بايستي كره زمين را بصورت يك انسان بشناسيم و بگوئيم در هر جا كه كره ماه گوشه ‌اي از ابروي خود را به اهل زمين نشان داد همان دقيقه، اول ماه شروع مي‌ شود زيرا اگر در بلاد غربي ديده شود فردا در تمام بلاد شرقي ديده مي ‌شود. اينجا هم مي ‌توانيم در يك دقيقه يا ساعت، همين كه خروج الشعاع واقع مي ‌شود و ماه گوشه ابروي خود را به اهل زمين نشان مي ‌دهد همان ساعت لازم است در تمام كره زمين، اول ماه اعلام شود و تمامي روزه ‌داران كره زمين فردا را عيد فطر يا عيد قربان قرار دهند زيرا زمان هم در اينجا براساس مسامحه است نه دقت رياضي كه رؤيت هلال باشد در يك شهري ببينند و در شهر ديگر نبينند با رعايت مسئله ديگري كه خداوند دوست دارد مردم كره زمين متحدالمال باشند يعني در تمام مسائل اتحاد داشته باشند. تمام اهل كره زمين در روز معيني جشن و سرور بپا كنند.  پس در هر جا كره ماه چهره خود را نشان داد در تمام كره زمين بايستي اول ماه اعلام شود. در اينجا نيز اختلاف افق و اختلاف رأي منطقي نيست زيرا رابطه ماه با كره زمين مطرح است نه با شهرها و انسانهاي مختلف كه مايه تفرقه مي‌شود. در هر جا كه رؤيت هلال شد، فردا در شرق و غرب كره زمين اول ماه اعلام مي‌شود نه به معناي اينكه مغرب زمين كه وسط روز است روزه خود را افطار كنند بلكه فرداي آن روز. با اين حساب خورشيد و يا كره زمين يكجا و در يكزمان معين بساعت يا دقيقه در خط استوا قرار مي‌گيرد، اختلاف افق در اين مواجهه چه برهاني دارد. خط فرضي استوا كمربند كره زمين است كه در يك آن مواجه با برج حمل مي ‌شود كه با مسامحه مي گوئيم در يك ساعت يا يك دقيقه مواجه مي ‌شود گردش زمين از غرب به شرق كه افق بوجود مي ‌آورد مربوط به گردش انتقالي نيست. دوائر زمين براي گردش انتقالي مانند مدارات است كه در يك آن مواجه با خورشيد مي‌گردد در شهرهائي كه در يك مدار زمين از قطب جنوب به شمال هستند در يك آن ظهر مي ‌شود و يا غروب مي كند يا صبح طالع مي ‌گردد شهرهائي كه هم در يك دايره از دوائر قرار گرفته ‌اند مثلاً در خط استوا در يك زمان معين زمين تحويل به برج حمل يا برج ديگر مي گردد كه روي اين حساب اختلاف منجمين با يكديگر منطقي نيست. برهاني ندارد كه در سال شمسي كه بر مدار گردش انتقالي كره زمين است بروج در اول و آخر با يكديگر اختلاف داشته باشند. مثلاً يكي بگويد دهم ماه رومي و ديگري بگويد بيستم ماه تركي يا فارسي يا چيز ديگر زيرا اين ماه‌ ها اگر ماه قمري است كه با نمايش ماه تعيين مي ‌شود دليلي براي اختلاف ندارند و اگر ماه هاي شمسي است كه در مسير گردش انتقالي زمين پيدا مي ‌شود بازهم برهاني براي اختلاف وجود ندارد زیرا كره زمين در يك ساعت معين با يكي از برجهاي دوازده‌گانه روبرو مي ‌شود در مواجهه با بروج و يا هلال ماه كه از طبيعت گردش زمين يا كره ماه سرچشمه مي ‌گيرد اختلاف معنا ندارد زيرا اين گردش مربوط به طبيعت است نه براي ستاره‌شناس. البته بايستي ستاره‌شناسان و يا رصدخانه ‌ها در يك خط مداري يا دايره‌ اي قرار گيرند تا وحدت رأي پيدا كنند اگر يك رصدخانه در دايره دوم بعد از استوا قرار گيرد و رصدخانه ديگر در دايره اول تحويل زمين و ماه برج ها در نظرشان اختلاف پيدا مي‌ كند. اعتدال ربيعي و يا پائيزي مربوط به طبيعت كره زمين است نه رأي مردم. پس يكي از عوامل ايجاد وحدت در تعيين سال و ماه طبيعت است. (مقاله اجتهادی رؤیت هلال ماه)