اثبات این که شعاع خورشید غیر از حرارت است.

خداوند متعال در سوره یاسین درباره‌ كيفيت‌ حركات‌ خورشيد ميفرمايد: خورشيد در قرارگاه‌ خود جريان‌ دارد. با كلمه‌ جريان،‌ از حركت‌ خورشيد خبر مي دهد و باز با كلمه‌ قرارگاه‌ از ثبوت‌ خورشيد در جايگاه‌ خود گزارش‌ مي دهد. شايد اين‌ قرارگاه‌ با جريان‌ خورشيـد مناسبت‌ كامل‌ نداشته‌ باشد. حركت‌ به‌ كيفيت‌ جريان‌، متناسب‌ با چيزهائي ‌است‌ كه‌ از نوع‌ مايعات‌ و يا از جنس‌ گازها باشد. مانند جريان‌ آب‌ در نهرها و يا جريان‌ درياها و جريان‌ هواها و گازها وليكن‌ اجسامي‌ كه‌ با حفظ‌ جسمانيت‌ خود از جائي ‌به‌ جائي‌ حركت‌ مي كنند مانند حركت‌ ماشين‌ ها و يا حيوان‌ و انسان ها، يك‌ چنين‌ حركاتي‌ كه‌ به معناي‌ انتقال‌ است،‌ جريان‌ نيست.‌ خداوند در اينجا به‌ كره‌ خورشيد نسبت‌ جريان‌ مي دهد و ميفرمايد: خورشيد در قرارگاه‌ خود جريان‌ دارد. پس‌ بايستي‌ خورشيد يك‌ توده‌ عظيمي‌ از گازها و يا مايعات‌ باشد كه‌ با كلمه‌ جريان‌ تناسب‌ پيدا كند. خورشيد حقيقتا" توده‌ عظيمي‌ از گازهاي‌ قابل‌ انفجار و احتراق‌ است‌ كه‌ دائما" در اثر انفجار توده ‌هاي‌ عظيم ‌گازها اشتعال‌ پيدا مي‌ كند و از آن‌ اشتعال،‌ روشنايي‌ بوجود مي‌ آورد. نمونه‌ جوش‌ برق‌ و اكسيژن.‌ نيروي‌ برق،‌ اكسيژن‌ هوا را منفجر مي كند، از اين‌ انفجار، حرارت‌ و روشنايي‌ توليد مي شود. حرارت‌ مربوط‌ به‌ حركـات‌ سريع‌ ذرات‌ است‌ و روشنائي‌ مربوط‌ به‌ خروج‌ شعاع‌ ازآن‌ انفجارات‌. انفجارات‌ داخلي‌ كره‌ خورشيد روشنائي‌ خود را به‌ خارج‌ مي فرستد و حـرارت‌ خود را در داخل‌ ضبط‌ مي كند. اين‌ حرارتي‌ كه‌ از تابش‌ خورشيد به روي‌ كره‌ زمين‌ احساس‌ مي شود حرارتي‌ است‌ كه‌ از تابش‌ نور خورشيد توليد مي شود زيرا نور بر هر جسمي‌ كه‌ بتابد ذرات‌ آن‌ جسم‌ را تحريك‌ مي كند و از اين‌ تحريك‌ ذرات،‌ حـــرارت‌ توليد مي شود. آنچه‌ از كره‌ خورشيد به ما مي رسد نور و روشنائي‌ است‌ نه‌ حرارت.‌ حرارت‌ خورشيد كه‌ مربوط‌ به حركات‌ سريع‌ گازهاي‌ خورشيد است‌ در داخل‌ خورشيد مي ماند و روشنايي‌ آن‌ به‌ خارج‌ صادر مي گردد و باز آن‌ روشنائي‌ كه‌ به‌ خارج‌ صادر مي گردد در مسير تابش‌ خود كه‌ به‌ كرات‌ فضائي‌ و يا هواهائي‌ كه‌ در محيط كرات‌ است‌ برخورد مي كند. از اين‌ برخورد نور با اجسام‌، حرارت‌ توليد مي شود. پس‌ حرارت‌ هائي كه‌ در داخل‌ كره‌ زمين‌ مشاهده‌ مي شود از تابش‌ نور خورشيد به‌ كـره‌ زمين‌ است‌ نه‌ اين كه‌ اين‌ حرارت ها از خورشيد به‌ زمين‌ برسد. گازهائي كه‌ در داخل‌ كره‌ خورشيد است‌ دائم‌ در جاي‌ خود باقي‌ است‌ وليكن‌ انواري‌ كه‌ از كــره‌ خورشيد ساطع‌ مي شود كرات‌ مجاور خود را روشن‌ مي كند و همراه‌ روشن‌ كردن‌، حرارت‌ بوجود مي‌ آورد. پس‌ اين‌ جمله‌ دلالت‌ مي كند كه‌ كره‌ خورشيد در جاي‌ خـود ثابت‌ است‌ و در داخل‌ اين‌ كره،‌ گازها به شدت‌ جريان‌ پيدا مي كند و از شدت‌ اين‌ جريان‌، انفجار و احتراق‌ بوجود مي‌ آورد و ازآن‌ انفجارات،‌ روشنايي‌ توليد مي شود. مطلب‌ جالب‌ تر در اثبات‌ اين كه‌ شعاع‌ خورشيد غير از حرارت‌ خورشيد است‌ همان‌ كلمه‌ سلخ‌ نهار است‌ كه‌ ميفرمايد:   نسلخ‌ منه‌ النهار. اين‌ دلالت‌ مي كند كه ‌فضاي‌ كره‌ زمين‌ در پوشش‌ نور خورشيد قرار مي گيرد و هنگام‌ شب‌ اين‌ پوشش‌ از فضا كنده‌ مي شود و اين‌ كنده‌ شدن‌ برهان‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ نور، يك‌ شعاع‌ متصل‌ است‌ كه‌ مانند لباس، قامت هوا و فضا را می گیرد. اگر روشنايي‌ از گازهاي‌ پراكنده ‌خورشيد بود لازم‌ بود كه‌ خداوند بگويد نقطع‌ منه‌ النهار. زيرا جريان‌ گاز از زمين‌ قطع‌ مي شود . (تفسیر سوره یس)