ماهیت جن و شیطان (2)

آیا جن و شیطان موجودات مستقل از انسان هستند؟

آفرينش‌ از دو اصل‌ و دو حقيقت‌ تشكيل‌ شده‌ بنام اصل‌ نيرو و نور، و اصل‌ ماده‌ و ظلمت.‌ اصل‌ نور و نيرو، عالم‌ مجردات‌ است‌. اصل‌ ماده‌ و ظلمت،‌ عالم‌ طبيعت‌ و جن‌ و شياطين‌ و ماديات‌ است. در اين‌ ميان‌ تنها موجودي‌ كه‌ از اين‌ دو حقيقت‌ تولد پيدا مي كند، از نور ظلمت‌ و نيرو و ماده‌ و روح‌ و شهوت‌ تركيب‌ مي شود و مي تواند بر اين‌ دو حقيقت‌ غلبه‌ كند و هر دو را تحت‌ تسخير و اختيار خود درآورد همين‌ انسان‌ است‌. چنان كه‌ از حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ شهرت‌ دارد كه‌ ايشان‌ فرمودند: اسلم‌ شيطاني‌ بيدي. يعني‌ شيطان‌ من‌ بدست‌ من‌ تسليم‌ شد. منظور از شيطاني‌ كه‌ تسليم‌ پيغمبر شده،‌ نفس‌ اماره‌ آن‌ حضرت‌ است‌. مشاهده‌ مي كنيم‌ كه‌ كلمه‌ شيطان‌ را به خود اضافه‌ نموده‌ است،‌ زيرا انسان‌ از طريق‌ طبيعت‌ و غرايز نفساني‌ خود، صفاتي‌ به‌ نام‌ صفات‌ حيواني‌ پيدا مي كند و از طريق‌ فطرت‌ كه‌ عقل‌ و روح‌ است‌ هم‌ صفاتي‌ به نام‌ صفات‌ رحماني‌ دارد كه‌ اگر طرف‌ صفات‌ حيواني‌ خود را تقويت‌ كند و از هواي‌ نفس‌ خود پيروي‌ نمايد از حيوانات‌ پست ‌تر مي شود و در واقع‌ جن‌ و شيطان‌ و قواي‌ عالم‌ طبيعت‌ بر او غلبه‌ مي نمايد. اما اگر جلوی هواي‌ نفس‌ خود را بگيرد و از عقل‌ و دانش‌ پيروي‌ كند، تمام‌ قواي‌ عقل‌ كه‌ همان‌ نيروهاي‌ فرشته‌ است‌ به اختيار انسان‌ در مي آيد. در اين‌ موقع‌ انسان‌ از فرشته‌ بالاتر مي رود و تمام‌ فرشته‌ ها او را سجده‌ مي كنند يعنيقواي‌ عالم‌ طبيعت‌ كه‌ همان‌ اسماء اعظم‌ خداوند متعال‌ است‌ به اختيار او در مي‌ آيد. پس در اين‌ جا بايستي‌ بدانيم‌ انسان‌ معجوني‌ از فطرت‌ و طبيعت‌ است‌ نيمي‌ از نور و روحانيت‌ و نيمي‌ از ماده‌ و طبيعت‌ و هركدام‌ از اين‌ دو اصل‌ اقتضاي‌ مخصوص‌ به خود را دارد. اگر صد درصد در مسير اقتضاي‌ طبيعت‌ و ماديت‌ قرار گرفت‌ يك‌ ابليس‌ و شيطان‌ به‌ تمام‌ معني‌ مي شود مانند مأمون‌ و هارون‌ و امثال‌ آنها و اگر صددرصد طرف‌ اقتضاي‌ روح‌ و روحانيت‌ را گرفت‌ از فرشته ‌ها بالاتر است‌ امام‌ صادق‌ عليه‌ الصلاه‌ والسلام‌ مقتضيات‌ طبيعت‌ را در وجود انسان‌ به نام‌ لشكر جهل ‌و مقتضيات‌ روح‌ و عقل‌ را به ‌نام‌ لشكر عقل‌ معرفي‌ مي كند. مقتضيات‌ جهل‌ در وجود انسان هاي‌ كامل‌ مستهلك‌ مي شود، انساني‌ مي شوند فوق‌ فرشتگان‌ و باز مقتضيات‌ عقل‌ در وجود انسان هاي‌ جاهل‌ و ظالم‌ مستهلك‌ مي شود، آنها مصداق‌ كامل‌ جهل‌ هستند كه‌ ابليس‌ و شيطان‌ شناخته‌ مي شوند. هواي‌ نفس‌ در اين‌ جا حاكم‌ اصلي‌ است‌ كه‌ گاهي‌ در اطاعت‌ عقل‌ و گاهي‌ در اطاعت‌ جهل‌ قرار مي‌ گيرد. فرشتگان‌ و انسانهاي‌ فرشته‌خو صددرصد تسليم‌ انسانهاي‌ كاملند ولي‌ حيوانات‌ و انسانهاي‌ حيوان‌ صفت‌ تسليم‌ انسان‌ كامل‌ نمي شوند مگر اين كه‌ سرازير جهنم‌ شوند، كلمات‌ جن‌ و شيطان‌ و ابليس‌ و عفريت‌ و كافر و ظالم‌ به‌ آنها اطلاق‌ مي شود. اگر توانستي‌ خود را از شر تبليغات‌ آنها و وسوسه‌ آنها برهاني‌ و هواي‌ نفس‌ خود را در اطاعت‌ عقل‌ و اطاعت‌ اولياء خدا قرار دهي‌ به سوي‌ خدا و بهشت‌ خواهي‌ رفت‌ و ديگر سواي‌ آنها ابليسي‌ نيست‌ كه‌ تو را گمراه‌ كند. (تفسیر سوره بقره)