ماهیت جن و شیطان (4)

اثبات این که جنيان‌ طايفه ‌اي‌ از همين‌ افراد بشر و از نسل‌ آدم‌ و حوا هستند.

خداوند هر دو طايفه‌ جن‌ و انس‌ را طرف‌ خطاب‌ قرار مي‌ دهد و مي‌ فرمايد: از خود شما پيغمبراني‌ آمدند و شما را از عذاب‌ قيامت‌ ترسانيدند. ما مي‌ دانيم‌ كه‌ پيغمبران‌ همه‌ جا و همه‌ وقت‌ از نوع‌ انسان‌ها بوده ‌اند و هرگز از طايفه‌ جن،‌ از غير نوع‌ انسان،‌ پيغمبري‌ به‌ وجود نيامده‌ كه‌ براي‌ آنها دين‌ و كتاب‌ بياورد. همين‌ انسان‌ها، پيغمبر جنيان‌ بوده ‌اند. حال اگر پيغمبران‌ از طايفه‌ انسان‌ها بوده ‌اند، درست‌ نيست‌ كه‌ خداوند جنيان‌ را طرف‌ خطاب‌ قرار دهد و بگويد از خود شما پيغمبراني‌ آمدند زيرا در اين‌ صورت‌ آنها اگر نوعي‌ غير انسان‌ها باشند، مي‌توانند بگويند كه‌ از طايفه‌ ما براي‌ ما پيغمبري‌ نيامده‌ تا به‌ وسيله‌ پيغمبران‌ خودمان‌ هدايت‌ شويم‌. بنابراين‌ ظاهر آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اينكه‌ جن‌ و انس‌ از همين‌ نوع‌ بشر هستند كه‌ براي‌ آنها پيغمبري‌ از خودشان‌ مبعوث‌ مي ‌شود. اگر طايفه‌ جن‌ نوع‌ ديگري‌ غير از نوع‌ انسان‌ و بشر باشد، در اينجا اولاً به‌ وسيله‌ انسان‌ها بر آنها اتمام‌ حجت‌ نمي‌ شود زيرا دو جنس‌ غير مشابه‌ يكديگر هستند، تباين‌ وجودي‌ دارند. مانند انسان‌ و حيوان‌. سنت‌ خداوند در بعثت‌ پيغمبران‌ همه‌ جا اين‌ بوده‌ است‌ كه‌ از هر طايفه‌اي‌ و قومي‌ پيغمبري‌ از خودشان‌ و به‌ زبان‌ خودشان‌ مبعوث‌ كرده‌ است‌ و مردم‌ مشاهده‌ كرده ‌اند كه‌ پيغمبران‌ آنها از جنس‌ خود آنها و از طايفه‌ خود آنها هستند. جنيان‌ نمي‌توانند روز قيامت‌ بگويند كه‌ ما از قوم‌ خودمان‌ و نوع‌ خودمان‌ پيغمبري‌ نداشتيم‌ تا به‌ وسيله‌ آنها هدايت‌ شويم‌. پس‌ اگر طايفه‌ جن‌ يك‌ موجودات‌ مستقلي‌ هستند و مخصوصاً با يكچنين‌ مفاهيمي‌ كه‌ از آنها به‌ وجود آمده‌ است‌ كه‌ مي‌گويند مستورند، از جنس‌ هوا هستند به‌ آسمانها مي‌ روند، تباين‌ آنها با طايفه‌ انس‌ خيلي‌ زياد است‌ و هر چه‌ تباين‌ آنها بيشتر باشد، حشر آنها و معاشرت‌ آنها با يكديگر مشكل ‌تر مي‌ شود و هر چه‌ معاشرت‌ مشكل‌تر باشد، تبادل‌ فكر و فرهنگ‌ مشكل‌تر مي‌ شود و نمي ‌توانند انسان‌ها با جنيان‌ تماس‌ بگيرند كه‌ آنها را هدايت‌ كنند و يا جنيان‌ با انسان‌ها تماس‌ بگيرند و از هدايت‌ آنها استفاده‌ كنند! ديگر اين كه‌ به‌ وسيله‌ راهنمايان‌ انساني‌ نمي‌شود بر جنيان‌ اتمام‌ حجت‌ كرد و به‌ آنها گفت‌ كه‌ چرا شما با انسان‌ها تماس‌ نگرفتيد و از هداي ت‌ آنها استفاده‌ نكرديد. وليكن‌ اگر بگوئيم‌ جنيان‌ طايفه‌ اي‌ از همين‌ انسيان‌ هستند چنانكه‌ در بعضي‌ احاديث‌ هم‌ آمده‌ است‌ كه‌ گاهي‌ بياباني‌ها و صحرانشينها را طايفه‌اي‌ از جن‌ معرفي‌ كرده ‌اند، مي ‌توانيم‌ بگوييم‌ كه‌ انسان‌ها از نظر اين كه‌ اجتماعي‌ شده‌ اند و اجتماع‌ با آنها انس‌ و آشنائي‌ پيدا كرده‌ است‌، انسان‌ ناميده‌ شده‌ و از نظر اين كه‌ اجتماعي‌ نشده‌ و در اجتماع‌ شهرت‌ نيافته‌ اند كه‌ مورد انس‌ و آشنائي‌ قرار گيرند، بلكه‌ وابسته‌ به‌ انسان‌هاي‌ اجتماعي‌ هستند و خودشان‌ در جامعه‌ ظاهر و آشكار نيستند، جن‌ ناميده‌ مي‌ شوند، زيرا در جامعه‌ مستورند. در تاريخ‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ پيغمبر هر زماني‌ پيغمبر طايفه‌ جن‌ هم‌ باشد وليكن‌ گفته‌ نشده‌ است‌ كه‌ حكومت هاي‌ غاصب‌ و جابر زمان‌ها بر طايفه‌ جن‌ هم‌ حكومت‌ داشته‌ باشند و آنچنان‌ كه‌ انسان‌ها در اطاعت‌ آنها بوده‌ اند، طايفه‌ جن‌ هم‌ مطيع‌ آنها باشند. پس‌ از همين‌ جمله‌ استفاده‌ مي‌ شود كه‌ طايفه‌ جن‌ همين‌ اكثريت‌ انسان‌هاي‌ جاهل‌ و نادان‌ بوده‌ كه‌ در استثمار زعما و حكماي‌ طايفه‌ انساني‌ قرار گرفته ‌اند و اين‌ اكثريت‌ محكوم‌ از همين‌ انسان‌ها هستند كه‌ غالباً بهترين‌ وسيله‌ پيدايش‌ حكومت‌ انسان‌هاي‌ ظالم‌ و كافر بوده‌ و بهترين‌ وسيله‌ براي‌ انزوا و خانه‌نشيني‌ پيغمبران‌ و اولياء خدا شده‌ اند. عامل‌ اصلي‌ پيدايش‌ حكومت‌ معاويه ‌ها همين‌ اكثريت‌ انسانهاي‌ بي‌ شعورند. در اين‌ آيه‌ شريفه‌ هم‌ خداوند به‌ جن‌ و انس‌ خطاب‌ مي‌ كند و مي ‌فرمايد: پيغمبراني‌ از خود شما آمدند كه‌ آيات‌ مرا براي‌ شما تلاوت‌ كردند. اگر بگوئيم‌ طايفه‌ جن‌ از انسان‌ها جدا بوده ‌اند متناسب‌  با قدجائكم‌ رسل‌ منكم‌  نخواهد بود و ‌اگر دو طايفه‌ متباين‌ با يكديگر باشند امكان‌ بهره‌ دهي‌ و بهره‌ كشي‌ و يا تبادل‌ فكر و فرهنگ‌ بين‌ آنها نيست‌ و مخصوصاً كه‌ در كتاب‌ ديني‌ طايفه‌ انس‌ و آموزگاران‌ آسماني‌ آنها سهمي‌ داشته‌ باشند و طايفه‌ جن‌ سهمي‌ نداشته‌ باشد اين‌ تبادل‌ دين‌ و فرهنگ‌ بين‌ دو طايفه‌ ميسور نيست. بنابراين‌ مي ‌توانيم‌ بگوئيم‌ جنيان‌ طايفه ‌اي‌ از همين‌ افراد بشر و از نسل‌ آدم‌ و حوا هستند. (تفسیر سوره انعام)