ماهیت جن و شیطان (6)

خداوند می فرماید: انسان ها را از خاك آفريدم و جنيان را از آتش.

در اين جا لازم است بحث ديگري در شناخت جن و انس ايراد شود تا حقيقت مطلب روشن گردد و آن بحث اين است كه خداوند خبر مي دهد كه انسان ها را از خاك آفريدم و جنيان را از آتش. در همين سوره آيه 14 و 15 خداوند مي فرمايد: انسان را از گل خشكيده به عمل آمده اي آفريده مانند گل هايي كه كوزه گران براي كوزه سازي آماده مي كنند يعني همان طور كه اول خاك و گل را با صاف كردن و مالش دادن براي كوزه گري آماده مي كنند من هم كه خداي شما هستم اول گل ها و خاك ها را به كيفيت صاف كاري براي ساخت انسان ها آماده مي كنم. پس انسان ها يعني همان كساني كه در قيد عقل و شعور و قاعده و قانون هستند از خاك آفريدم و درباره جنيان مي فرمايد آن ها را از گلي كه مخلوط با آتش و حرارت است خلق كردم يعني انسان هاي عاقل و منظم، به طبيعت خاك عمل مي كنند، جامعه را پرورش مي دهند و قانوني بار مي آورند، مثل خاك كه در خاصيت هاي خود متعادل است همه چيز را مي پروراند و چيزي را نابود نمي كند، اگر كثافت ها و قاذورات را به خاك بسپاريد آن را استحاله مي كند به طبيعت خاك و پاك انتقال مي دهد. نجس ها را پاك مي كند و اگر تخم علف و گياه را به خاك بسپاريد بعد از چندي آن ها را مي پروراند و به ثمر مي رساند. اين طبيعتِ خاك است. مؤمنين و متقين در جامعه به طبيعت خاك عمل مي كنند يعني بدي ها را نابود مي كنند، خوبي ها را پرورش مي دهند وليكن جنيان آدم هايي كه فاقد عقل و شعور هستند آن ها به طبيعت آتش عمل مي كنند. اعمال خوب و بد در نظرشان يكسان است. خوبان و بدان را يكنواخت مي كشند و ازبين مي برند. خوبي و بدي از مسير تربيت پيدا مي شود. طبيعت در انسان هاي بد و خوب از مسير تربيت پيدا مي شود. انسان ها يك خلقت ابتدايي دارند در رحم مادر خلق مي شوند. در اين خلقت ابتدايي كه به اراده خدا واقع مي شود انسان ها يكنواخت كامل خلق مي شوند و خداوند از خلقت خوب آن ها يكسان خبر مي دهد مي فرمايد: خلقنا الانسان في احسن تقويم. يعني انسان ها را با قوام و متعادل آفريديم اين خلقت مربوط به دوران زندگي آنهاست يعني خلقت از مسير تربيت. پيغمبراكرم (ص) در حديث مشهور خود مي فرمايد كه هر انساني براساس فطرت اسلامي خلق مي شود الا اين كه پدر و مادر با تربيت غلط، آن ها را يهودي يا نصراني يا مجوسي بار مي آورند بنابر اين لازم است بدانيم كه تربيت خلقت را تغيير مي دهد. انسان ها در خلقت خود مهربانند وجدان و عاطفه دارند حاضر نيستند انسان يا حيواني را اذيت كنند وليكن در مسير تربيتِ غلط، جاني و خيانتكار بار مي آيند. در دوران كودكي حاضر نبود حشره يا مورچه اي را بكشد و حالا كه بزرگ شده است در مكتب جنايتكاري بزرگ شده و انسان ها را قتل عام مي كند. با گناه و بي گناه نمي فهمد، پس باور كنيم كه انسان در اين زندگي دنيا در جامعه ها و مكتب ها و مدرسه ها و دانشگاه ها از نو خلق مي شوند. اگر در مكتب سالمي مانند اسلام و قرآن بر اساس فطرت ساخته شود آدم خوبي بار مي آيد مانند انبياء و اولياء و اگر در مكتب كفر وگناه تربيت شود جاني و جنايتكار ساخته مي شود پس اين آياتي كه مي گويد: انسان ها يا مؤمنين از خاك آفريده شده اند و جنيان از آتش و يا مخلوطي از آتش مربوط به خلقت دوم است كه دوران تربيت باشد زيرا تربيت غلط، انسان سالم و صالح را جنايتكار بار مي آورد و اگر تربيت درست باشد او را مؤمن و متقي بار مي آورد. اين آياتي كه مي گويد انسان ها را از خاك و جنيان را از آتش از باب تشبيه است. خدا مي فرمايد : لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم ثم رددناه اسفل السافلين . اسفل السافلين شياطين و پيروان آنهايند. همين انسان ها در مسير تربيت و تعليمات به دو قسمت تقسيم مي شوند. بعضي ها به طبيعت خاك تربيت مي شوند يعني مثل خاك سازنده و پرورش دهنده اند جامعه را ترقي مي دهند و بدي ها را محو مي كنند مانند خاك كه نجس ها و قاذورات را تبديل به خاك پاك مي كند آن ها مانند آب و خاكند جامعه را مي پرورانند و بدي ها را محو مي كنند. اما انسان هاي بد و كافر به طبيعت آتش ساخته مي شوند اعمال و اخلاق بد را مي پرورانند آتش پاره اند، آتش ظلم و جنگ برمي افروزند و اين پرورش خوب و بد نتيجه اعمال و فرهنگ بد و خوبي است كه دارند نه اين كه خدا در خلقت آن ها آتش و خاك به كار ببرد. تمامي انسان هاي بد و خوب برحسب اقتضاي علم و عمل خود فعاليت دارند علم و عمل اهل ايمان آن ها را منظم و در كنترل الهي قرار مي دهد و علم و عمل كافر او را نامنظم و بي حساب بار مي آورد به طبيعت آتش اگر در خلقت آن ها آتش به كار رفته باشد عادلانه نيست كه برخلاف اقتضاي آتش مكلف شوند پس انسان ها در مسير زندگي و از مسير فرهنگ بد و خوب، بد و خوب ساخته مي شوند. اين كه مي گوييم جن از آتش و انسان از خاك آفريده مي شود از باب تشبيه است يعني انسان مؤمن اجتماعي به طبيعت خاك و غيرمتمدن و غيراجتماعي به طبيعت آتش ساخته مي شود.آتش تند و تيز است فاقد نظم و نظام است همه چيز را سر راه خود نابود مي كند كفار هم اين چنين هستند كوه آتش فشانند مثل صدام كه آتش فشاني كرد. اين همه آدم سوزانيد. كفار بر اساس فرهنگ خود كه در نظام الهي و ايمان قرار نمي گيرند همه آن ها به طبيعت آتش ساخته شده اند و همين آتش ها كه در جنگ هاي ظالمانه به جان مردم مي اندازند در آخرت به خودشان برمي گردد و جهنم آن ها مي شود. آن جا كه قرآن مي گويد خلقت انسان از گل و جنيان از آتش است اين آيات هم از خلقت دوم كه همان تربيت است سخن مي گويد زيرا مسلم است كه جن و انس يك نوع تكليف دارند اگر خلقت ابتدايي آن ها تفاوت داشته باشد مانند انسان و حيوان درست نيست كه يك نوع تكليف داشته باشند كه از آتش ساخته شوند ولي به طبيعت خاك مكلف شوند انسان ها همه جا بر اساس معلومات و تربيت خودشان فعاليت مي كنند. خداوند در طبيعت انسان دو اصل به كار برده: اصل ماده و مزاج كه منشاء صفات جهل مي شود و اصل روح و روحانيت كه منشاء صفات عقل است. منشاء صفات عقلي را فطرت مي نامند و منشاء صفات جهلي را طبيعت مي گويند. خداوند دستور مي دهد كه صفات طبيعت را در نظام دين و عقل قرار دهند مثلاَ تكبر صفت طبيعت است كه در نظام دين و عقل تواضع مي شود. اگر غريزه طبيعي را در نظام عقل و دين قرار دهند به طبيعت خاك ساخته مي شوند و پرورنده اند و اگر در نظام عقل و دين قرار ندهند خودرأي كار مي كنند به طبيعت آتش ساخته مي شوند سوزنده و نابود كننده اند. اين كه خداوند مي فرمايد جن را از آتش ساختم براي اين است كه ساخت و ساز به اراده خداست وقتي در خط كفر و گناه حركت كند كافر ساخته مي شود، در خط ايمان و تقوي، مؤمن ساخته مي شود. پس اين كفر و گناه به گردن انسان است كه وقتي سر دو راهي كفر و ايمان قرار مي گيرد راه كفر و گناه را انتخاب مي كند، پس كافر ساخته مي شود. مثل كسي كه فنّ خلباني را تمرين كند خلبان ساخته مي شود همين طور اخلاق بد و خوب ديگر. همان طور كه فلزات وقتي از معدن خارج مي شوند فاقد شكلند و در مسير صنعت شكل مخصوص پيدا مي كنند و بعد كار و آثارشان بر اساس شكل است كه يك جا هواپيمايند در يك جا ماشين. انسان هم كه از مادر متولد مي شود فلز آدم است و بعدا بر اساس اعمال و افكار خود شكل مخصوص مي گيرد يك جا مانند فرشته و يك جا مانند درنده. خداوند مي فرمايد: كل يعمل علي شاكلته. يعني هر كس بر اقتضاي شكل خود، كار مي كند. يكي آتشپاره و يكي خاك واره. علي(ع) را ابوتراب ناميده اند يعني پدر آدم هاي مؤمن كه به طبيعت خاكند نه پدر شيطان ها كه به طبيعت آتش كار مي كنند. همان طور كه علي(ع) را ابوتراب ناميده ايم مي توانيم شيطان بزرگ بشريت را كه ابليس است ابوالنار بناميم. اگر انسان ها به اقتضاي خون و مزاجشان واگذار شوند در حد صفرند مثل كودك دو يا سه ماهه. فعاليت ها همه جا بر اساس يادگيري ها است نظر به اين كه خون و مزاج يك جنس است همه بايد يك جور باشند با اين كه اين همه تفاوت دارند مثل عمل حيوانات كه بر اساس خون و مزاج است يك جورند ولي انسان ها زياد اختلاف دارند چون كه بر اساس تربيت و فرهنگ كار مي كنند فرهنگ باطل نتيجه اش ظلم و زور است و فرهنگ حق، عدالت . مردم بايد بدانند كه اين صورت هاي افسانه اي از جن و انس را كنار بگذارند و بدانند كه همين انسانها هستند كه در مسير تربيت درست و غلط اين همه تفاوت پيدا مي كنند انسان يا شيطان شناخته مي شوند. كسي نگويد كه ما منكر جن و شيطان هستيم بلكه ما مصداق جن و شيطان را روشن كرديم تا مردم از صورت هاي افسانه اي خارج شوند و هر چيزي را چنان كه هست بشناسند. حضرت زهرا(س) در حديث لوح كه امها را تعريف مي كند مامون را كه قاتل امام هشتم(ع) است با كلمه عفريت تعريف مي كند مي فرمايد: يقتله عفريت مستكبره يعني امام هشتم (ع) را عفريت متكبري مي كشد. عفريت هم مانند ديو نام شيطان است نفس انسان منهاي عقل جهل محض است (اماره بالسوء). سركوب نمودن هواي نفس، جهاد اكبر ناميده شده. شما از هر گناهكار بپرسي چه كسي تو را وادار به گناه كرد مي گويد هواي نفس (شيطان جني) يعني شيطان مخفي است. رفيق بد هم شيطان انسي است. شما اگر غير از اين دو شيطان، شيطان ديگري پيدا كرديد معرفي كنيد. لازم است بدانيم كه عوامل وسوسه بر دو قسمند: قابل شناسايي و غيرقابل شناسايي. عوامل قابل شناسايي انسان هاي شيطان صفتند و رفقايي كه با تبليغات انسان ها را به انحراف مي كشند بر ضد دين و عقل تبليغ مي كنند كه آن ها شيطان انسي اند و عوامل غيرقابل شناسايي مثل مال و ثروت و رياست و زيبايي زن و مرد كه ناخودآگاه انسان را وسوسه مي كند و به گناه مبتلا مي كند غيرقابل شناسايي اند، شيطان جني اند و آن ها كه قابل شناسايي اند شيطان انسي اند.  (تفسیر سوره الرحمن)