معرفی دو معنای جن

جن‌ به‌ دو معني‌ به‌ كار مي ‌رود اوّل‌، عوامل‌ مخفي‌ كه‌ در انسان‌ وسوسه‌ ايجاد مي‌كند و انسان‌ را به‌ ضلالت‌ و جهالت‌ مي‌كشاند. دوّم‌، افراد مشخص‌ و معيني‌ كه‌ به‌ نام‌ شيطان‌ و ابليس‌ شناخته‌ شده‌ آشكارا با انسانها تماس‌ مي‌گيرند و او را به‌ گمراهي‌ مي ‌كشانند. عامل‌ مخفي‌ همين‌ طبيعت‌ است‌ كه‌ در وجود انسان‌ نمود و نمايش‌ كامل‌ دارد و براساس‌ رابطه‌ عجيبي‌ كه‌ بين‌ انسان‌ و طبيعت‌ برقرار شده‌، كشش ها و جاذبه‌ هائي‌ پيدا مي‌ شود كه‌ انسان‌ در برابر اين‌ كشش ها و جاذبه‌ ها در نوسان‌ است‌ كه‌ آيا تسليم‌ طبيعت‌ شود يا طبيعت‌ را تسليم‌ خود كند. نفس‌ امّاره‌ انسان‌ معجوني‌ است‌ پر از اقتضاها و جاذبه‌ ها و رابطه ‌ها كه‌ هركسي‌ و هرچيزي‌ را ببيند همان‌ جاذبه ‌ها و رابطه ‌ها و غريزه‌ ها تحريك‌ مي‌ شود و انسانها را به‌اين‌ حقيقت‌ مي ‌كشاند كه‌ آن‌ چيز را اگر نافع‌ است‌ بايستي‌ به‌ سوي‌ خود جلب‌ و جذب‌ نموده‌ و بر آن‌ تسلّط‌ و مالكيّت‌ پيدا كند و اگر آن‌ چيز مضّر و خطرناك‌ است‌ كه‌ انسان‌ بايد برآن‌ مسلّط‌ شود و آن‌ را مهار نموده‌ و به‌ اختيار خود درآورد. چنين‌ جاذبه‌ و رابطه‌ اي‌ بين‌ انسان‌ و طبيعت‌ غيرقابل‌ انكار است‌ به‌ همين‌ مناسبت‌ از هر منظره ‌اي‌ وسوسه ‌اي‌ در انسان‌ به‌ وجود مي‌ آيد كه‌ در بعضي‌ از اخبار و احاديث ‌ها مناظر وسوسه‌ گر به‌ نام‌ شياطين‌ معرفي‌ شده‌ است‌. مثلاً گفته ‌اند طلاها نقره‌ها و پول‌ شيطان‌ هستند. مال‌ و ثروت ها و قدرت ها و زن ها براي‌ شما در حكم‌ شيطان‌ هستند كه‌ در وصف‌ زنان‌ گفته‌ اند  «فانهن‌ شياطين‌ خلقن‌ لكم‌» . زيرا بزرگترين‌ منظره ‌اي‌ كه‌ در انسان‌ وسوسه‌ به‌ وجود مي‌آورد و هزاران‌ هزار انسان‌ را به‌ مهلكه‌ مي‌ كشاند، منظرة‌ زنان‌ و زيبايي‌ آنان‌ است‌ زنان‌ با زيبايي‌ خود بدون‌ اين که‌ نيت‌ سوئي‌ داشته‌ باشند، منشأ كشش ها و جاذبه‌ ها برمردان‌ مي ‌شوند كه‌ از آن‌ كشش ها و جاذبه‌ ها به‌ وسوسه‌ تعبير شده‌ است‌. خواه‌ منشأ آن‌ كششها و جاذبه ‌ها از يك‌ زن‌ پاك‌ و با عفت‌ باشد و يا يك‌ زن‌ ناپاك‌ و بي‌ عفت‌. براي‌ جلوگيري‌ از همين‌ كشش ها و جاذبه ‌ها به‌ زنان‌ دستور رعايت‌ حجاب‌ داده‌ شده‌ و مأموريت‌ پيدا كرده ‌اند كه‌ زيبايي‌ و زينت هاي‌ خود را از ديد مردان‌ پنهان‌ دارند تا مبادا مردان‌ گرفتار وسوسه‌ شده‌، گمراه‌ شوند و موجبات‌ زحمت‌ و آزار زنان‌ را فراهم‌ نموده‌ و آنها را آزار و اذيت‌ بنمايند. به‌ همين‌ دليل‌ در دستور حجاب‌ و حكمت‌ آن‌ خداوند مي‌ فرمايد:  «ذلك‌ ادني‌' ان‌ يُعْرَقن‌ فلا يوذين‌» . يعني‌ اين‌ حجاب‌ نزديكترين‌ راه‌ به‌ عدم‌ شناسايي‌ زيبايي‌ زنان‌ و اذيت‌ شدن‌ آنها مي ‌باشد. همين‌ كشش ها و جاذبه ‌ها كه‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ به‌ وجود مي‌ آيد، بين‌ زنان‌ و مردان‌ و بين‌ انسانها و طبيعت‌ و مناظر آن‌ به‌ وجود مي‌ آيد كه‌ اگر اين‌ كشش ها و جاذبه ‌ها نباشد در انسانها حركت‌ و تحرك‌ به‌ سوي‌ كمال‌ پيدا نمي ‌شود و اگر جاذبه ‌ها باشد و تنظيم‌ نگردد مانند ساير عوامل‌ طبيعت‌ كه‌ بدون‌ كنترل‌ منشأ هلاكت‌ انسان‌ مي‌ گردد، همين‌ كشش ها و رابطه‌ ها نيز منشأ هلاكت‌ انسان‌ مي‌ گردد. با اين‌ حساب‌ آن‌ عوامل‌ مخفي‌ و همين‌ كشش ها و جاذبه‌ ها كه‌ گاهي‌ در انسان‌ حرص‌ و طمع‌ ايجاد نموده‌ و گاهي‌ او را به‌ ترس‌ و وحشت‌ مي ‌اندازند، به‌ نام‌ جنّ شناخته‌ مي ‌شود. خداوند به‌ انسانها مي ‌گويد كه‌ در خط‌ زندگي‌ و حركت‌ شما به‌ سوي‌ مقصد نجات‌ و سعادت‌، هزاران‌ راهزن‌ خطرناك‌ هست‌ كه‌ ممكن‌ است‌ شما را به‌ هلاكت‌ بكشانند. براي‌ نجات‌ از آن‌ جاذبه ‌ها و راهزنان‌ به‌ خدا پناهنده‌ شويد. امّا جنّ و شيطان‌ در معناي‌ دوم‌ انسانهايي‌ هستند كه‌ در حركت‌ و فعاليّت‌ اسير همان‌ كشش ها و جاذبه ‌ها شده‌ سعي‌ مي ‌كنند افراد ديگر را در خط‌ حركت‌ خود كه‌ خط‌ كفر و گناه‌ است‌ قرار داده‌ و آنها را مانند خود به‌ هلاكت‌ بكشانند. مثلاً زن‌ و مردي‌ كه‌ تحت‌ تأثير جاذبة‌ يكديگر قرار گرفته ‌اند، به‌ هلاكت‌ كشيده‌ مي‌ شوند و در نتيجه‌ در خط‌ عمل‌ نامشروع‌ قرار مي ‌گيرند. دوست‌ دارند كه‌ تمامي‌ افراد جامعه‌ در شكل‌ آنها و مانند آنها باشند تا حركت‌ خلاف‌ حركت‌ جامعه‌ از آنها احساس‌ نشود و بين‌ آنها و جامعه‌ برخورد به‌ وجود نيايد. انسانهاي‌ كافر و فاسق‌ كه‌ در اثر همان‌ وسوسه‌ ها و جاذبه ‌ها به‌ كفر و گناه‌ مبتلا شده ‌اند سعي‌ مي‌ كنند تمامي‌ مردم‌ را به‌ كفر و گناه‌ بكشانند تا اولاً از حركت‌ در اين‌ خط‌ بتوانند آنها را استثمار نموده‌ و ثانياً محيط‌ يكدست‌ و يكنواختي‌ بسازند كه‌ مخالفتي‌ احساس‌ نشود كه‌ موجبات‌ رنج‌ و زحمت‌ آنها را فراهم‌ كند. پس‌ در اينجا دو عامل‌ بزرگ‌ تهديدگر حركات‌ تكاملي‌ انسان‌ مي ‌گردد. اوّل‌ نفس‌ امّاره‌ در ارتباط‌ با مناظر و مظاهر طبيعت‌ و دوّم‌ انسانهاي‌ اسير و مبتلا در مقتضيات‌ و عوامل‌ طبيعت‌ كه‌ به‌ كفر و گناه‌ كشانيده‌ شده ‌اند. (تفسیر سوره انعام)