در هر مجلسي‌ كه‌ نشسته ‌ايد حق‌ مجلس‌ را بپردازيد. 

در دين‌ مقدس‌ اسلام‌ و در قانون‌ عقل‌ و دانش‌، انسان‌ همه‌ جا در برخورد با افراد بايد درخت‌ با ثمري‌ باشد كه‌ از نگاه‌ كردن‌ به‌ مردم‌ و حرف‌ زدن‌ با آنها و حضور در مجالس‌ و محافل‌ آنها خير و بركت‌ برساند و مردم‌ را از فوائد وجودي‌ خود بهره ‌مند كند. در قانون‌ اسلام‌ اعمالي‌ كه‌ امور لعب‌ شناخته‌ شده‌، حرام‌ يا مكروه‌ است‌. لعب‌ به‌ معناي‌ بازي ها و اعمال‌ و گفتاري‌ كه‌ وقت‌ انسان‌ را مي‌گيرد و سرمايه‌ عمر و مال‌ را هدر مي‌ دهد و در مقابل‌ فايده‌ اي‌ كه‌ به‌ وجود مي‌ آورد كمتر از سرمايه‌ اي‌ است‌ كه‌ در راه‌ آن‌ بذل‌ شده‌ است‌. چنين‌ اعمالي‌ را لعبات‌ مي‌ گويند. و بذل‌ سرمايه‌ عمر را در راه‌ آن‌ تبذير مي‌ نامند. اگر در برابر وقت‌ و مالي‌ كه‌ صرف‌ آن‌ اعمال‌ شده‌ فايده‌ اي‌ به‌ وجود نيامده‌ و ضرري‌ هم‌ نداشته‌ است‌، چنين‌ اعمالي‌ را لهويات‌ مي ‌نامند كه‌ انسان‌، مسئول‌ وقت‌ و مالي‌ است‌ كه‌ در اين‌ مورد خرج‌ كرده‌ است‌ و اگردر برابر وقت‌ و مالي‌ كه‌ صرف‌ آن‌ اعمال‌ شده‌، ضرري‌ هم‌ به‌ وجود آمده‌، مانند كسي‌ كه‌ ميگساري‌ مي ‌كند و يا براي‌ ظلم‌ به‌ ديگران‌ و ربودن‌ مال‌ آنها پول‌ خرج‌ مي‌ كند. چنين‌ اعمالي‌ را ظلم‌ به‌ نفس‌ و يا به‌ اجتماع‌ مي‌ نامند، به‌ شدت‌ حرام‌ و يا مكروه‌ شناخته‌ شده‌ است‌. حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص‌) در يك‌ حديثي‌ مي‌فرمايد: در هر مجلسي‌ كه‌ نشسته‌ ايد حق‌ مجلس‌ را بپردازيد. عرض‌ كردند يا رسول‌الله‌ حق‌ مجالس‌ چيست‌ ؟ فرمودند: حق‌ مجالس‌ اين‌ است‌ كه‌ گمراهان‌ را هدايت‌ كنيد و كساني‌ كه‌ عقب‌ افتاده ‌اند از نظر علم‌ و دانش‌ جلو بياوريد و اهل‌ مجلس‌ را به‌ مصالح‌ و مفاسد زندگي‌ آشنا كنيد. از مولي‌ امام‌ هشتم‌ عليه‌السلام‌ هم‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ ايشان‌ در يك‌ مجلسي‌ فرمودند:  هر وقت‌ سخني‌ از ما مي‌شنويد، دليل‌ آن‌ را  از قرآن‌ بپرسيد تا بدانيد ما آل‌محمد(ص‌) هر چه‌ مي‌ گوئيم‌ از قرآن‌ استخراج‌ مي‌كنيم‌. به‌ دنباله‌ اين‌ سفارش‌ يك‌ روز در مجلسي‌ فرمودند:  ان‌ الله‌ نهي‌ عن‌ القيل‌ والقال‌ و فساد المال‌ و كثره‌السئوال. يعني‌: خداوند انسان‌ را از گفتگوهاي‌ ياوه‌ و ضايع‌ گذاشتن‌ مال‌ و پرسش هاي‌ زياد و بي‌ مورد نهي‌ فرموده‌ است‌. عرض‌ كردند يابن‌ رسول ‌الله‌ فرمايش‌ شما از كدام‌ آيه‌ استخراج‌ شده‌؟ فرمودند: در مورد نهي‌ از ياوه‌ گويي‌ اين‌ آيه‌ شريفه‌ است‌ كه‌ مي‌ گويد:  لاخير في‌ كثيرمن‌ نجوايهم‌ الا من‌ امر بصدقه‌ او معروف‌ او اصلاح‌ بين‌ الناس‌. خداوند در اين‌ آيه‌ خبر داده‌ است‌ كه‌ سخنان‌ شما اگر از نوع‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر و يا امر باداء حقوق‌ و رعايت‌ حال‌ انسانها و يا اگر از نوع‌ سخناني‌ باشد كه‌ مردم‌ را با يكديگر مربوط‌ مي‌ سازد و زندگي‌ آنها را اصلاح‌ مي ‌كند، درست‌ است‌. سخناني‌ است‌ عقلائي‌ و شما گويندگان‌ هم‌ در اين‌ مورد درخت‌ با ثمري‌ هستيد كه‌ با سخن‌ و بيان‌ خود مردم‌ را بهره ‌مند مي ‌كنيد و ليكن‌ اگر خارج‌ از اين‌ سه‌ نوع‌ گفتار باشد، وقت‌ خود را ضايع‌ كرده ‌اند. به‌ طور كلي‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ كه‌ دوست‌ دارد كه‌ هر عملي‌ بر پايه‌ عقل‌ و دانش‌ باشد. در مورد سخن‌ گفتن‌ سفارش‌ بيشتري‌ كرده‌ است‌. زيرا همين‌ سخن‌ و بيان‌ است‌ كه‌ مايه‌ فساد و يا اصلاح‌ انسان‌ مي‌ شود. از اين‌ رو وقتي‌ انسان‌ پيش‌ از سخن‌ گفتن‌ تأمل‌ كند، سخنان‌ خود را با اشخاص‌ و نتائجي‌ كه‌ از سخنانش‌ به‌ وجود مي ‌آيد، بسنجد و پس‌ از آن‌ سخن‌ بگويد يك‌ چنين‌ انساني‌ را صامت‌ مي ‌نامند.  صامت‌ يعني‌ خاموش‌ و ساكت‌ نه‌ به‌ معناي‌ سكوت‌ مطلق‌، بلكه‌ به‌ معناي‌ سكوت‌ از گفتار ياوه‌ و بي ‌فايده‌، در يك‌ حديث‌ ديگر پيغمبر اكرم‌ (ص‌) مي ‌فرمايد:  لسان‌ العاقل‌ من‌ وراء قلبه‌ و قلب‌ الاحمق‌ من‌ وراء لسانه‌. يعني‌: خردمند اول‌ مي ‌سنجد پس‌ از آن‌ سخن‌ مي ‌گويد وليكن‌ سفيه‌ و احمق،‌ اول‌ سخن‌ مي ‌گويد و بعد از آن‌ مي‌ سنجد. در اينجا صمت‌ به‌ معناي‌ خاموشي‌ از ياوه‌گوئي‌ ها و سخنان‌ بيهوده‌ است‌ كه‌ به‌ اقتضاي‌ عقل‌ و خرد در انسان‌ به‌ وجود مي‌ آيد وليكن‌ هذر كه‌ به‌ معناي‌ ياوه‌ گوئي‌ است‌ و به‌ اقتضاي‌ طبع‌ و مزاج‌ پيدا مي ‌شود كه ‌انسان‌ فقط‌ سخن‌ مي ‌گويد و از برخورد سخنان‌ خود غافل‌ مي‌ ماند. (کتاب شجره طوبی)