دفع خواب های وحشتناک از طریق دعا و نیایش. 

دعا و نيايش‌ يكي‌ از عوامل‌ اساسي‌ و بلكه‌ يگانه‌ عامل‌ اصلي‌ براي‌ جلب‌ منافع‌ و دفع‌ مضرّات‌ و خطرات‌ است. در وصف‌ كميّت‌ و كيفيّت‌ آن‌ و عامليّت‌ اساسي‌ آن، آيات‌ و روايات‌ بسياري‌ داريم‌ كه‌ مي‌ توانيم‌ بگوييم‌ تمامي‌ دين‌ خدا و تعليمات‌ انبياء، دعا و نيايش‌ بوده‌ و يا مقدمة‌ دعا و نيايش‌ است. خداوند متعال‌‌ در آیه 77 سوره فرقان مي‌ فرمايد: «قُلْ ما يَعْبَؤ بِكُمْ رَبّي‌ لَولا دعائكُمُ» بگو اگر دعا و نيايش‌ شما نباشد خداوند متعال‌ به‌ شما اعتنايي‌ نمي‌ كند. خواهش‌ پذيري‌ شما انسان‌ها برابر با خواهش‌ ها و اميدهائي‌ است‌ كه‌ به‌ خداوند متعال‌ داريد. خداوند همه‌ جا در انتظار خواهش‌ و تقاضائي‌ از شما است تا اين كه‌ خواهش‌ شما را به‌ اجابت‌ برساند و آنچه‌ مي ‌خواهيد به‌ شما بدهد. بسياري‌ از آيات‌ قرآن‌ ترسيم‌ دعاها و خواهش هائي‌ است‌ كه‌ بايستي‌ از او داشته‌ باشيم‌ و او به‌ اجابت‌ برساند. و اما حديث‌: امام‌ صادق‌(ع) در كتاب‌ مكارم‌ الاخلاق‌ مي‌فرمايد: «الدّعاءُ يَرُدّ الْقَضاءَ بَعْدَ ما أُبْرِمَ اِبْراما» يعني‌ خواهش‌ و نيايش‌ بلاها و خطرات‌ را برطرف‌ مي‌ كند هر چند كه‌ وقوع‌ آن‌ از جانب‌ خدا حتميّت‌ پيدا كرده‌ باشد. این آية‌ شريفه‌ براي‌ جلب‌ ثروت‌ها و لذت‌ها و نعمتهاي‌ خداوند متعال‌ در دنيا و آخرت‌ مطرح‌ شده‌ است، كه‌ مي ‌فرمايد يگانه‌ رمز تكامل‌ و ترقي‌ شما و يگانه‌ راه‌ وصول‌ به‌ نعمت‌ها و لذت‌ها و قدرت‌ها دعا و نيايش‌ است، و حديث‌ هم‌ در مورد دفع‌ آفات‌ و خطرات‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ اگر بلاي‌ الهي‌ بر قومي‌ حتميّت‌ پيدا كند و تمام‌ عوامل‌ طبيعي‌ براي‌ ظهور آن‌ آماده‌ شده‌ باشد مانند سيل‌ و زلزله،‌ باز هم‌ دعا و نيايش‌ قدرت‌ دارد كه‌ آن‌ خطر حتمي‌ را برطرف‌ كند. نمونة‌ تاريخي‌ دفع‌ خطرات‌ حتمي،‌ بلائي‌ است‌ كه‌ به‌ نفرين‌ يونس‌ پيغمبر بر قوم‌ او ظاهر و آشكار شد. يونس‌ پيغمبر در نينوا كه‌ يكي‌ از شهرهاي‌ عراق‌ بود مردم را به راه خدا دعوت مي كرد. مردم‌ به‌ دعوت‌ او اعتنا نمي ‌كردند و او را اذيت‌ مي ‌نمودند. عاقبت‌ از اذيت‌ و آزار مردم‌ به‌ تنگ‌ آمد و آن‌ها را نفرين‌ نموده‌ و خود از شهر آن‌ها خارج‌ شد. در این حال بادهاي‌ غليظ‌ و تندي‌ در آسمان‌ آشكار شد كه‌ خيال‌ ‌كردند ابر است‌ وليكن‌ علائم‌ نشان‌ مي ‌داد كه‌ آن‌ بادها و گرد و غبارها عذاب‌ الهي‌ است‌ كه‌ بر آن‌ها نازل‌ مي ‌شود زيرا صدها مرتبه‌ در تاريخ‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ كه‌ به‌ نفرين‌ پيغمبر عذاب‌ نازل‌ شده‌ است. عالِم‌ مؤمني‌ در ميان‌ مردم‌ بود؛ وقتي‌ كه‌ آثار نزول‌ عذاب‌ را ديد دستور داد مردم‌ به‌ صحرا بروند، بچه‌ها را از مادر جدا كنند و همچنين‌ بچه‌ هاي‌ حيوانات‌ را از مادر آن‌ها جدا كنند و به‌ دعا و نيايش‌ مشغول‌ شوند شايد عذاب‌ برطرف‌ گردد. منظرة‌ عجيبي‌ بود بچه‌ها در حال‌ جدائي‌ مادر گريه‌ مي ‌كردند. مردم‌ نيز به‌ حال‌ سجده‌ مي‌ گريستند و از خدا خواهش‌ مي ‌كردند عذاب‌ را برطرف‌ كند. خداوند متعال‌ خواهش‌ آن‌ها را اجابت‌ نمود و آن‌ باد و طوفان ‌ها برطرف‌ گرديد، وضعيت‌ به‌ حال‌ عادي‌ برگشت؛ و خداوند در اين‌ رابطه‌ آيه ‌اي‌ نازل‌ كرد كه‌ چرا ساير مبتلايان‌ از قوم‌ يونس‌ ياد نمي‌ گيرند که به‌ خدا پناهنده‌ شوند تا عذاب‌ از آن‌ها مرتفع‌ گردد. از آنطرف يونس را هم در شكم ماهي حبس نمود تا توبه كند كه چرا شغل نبوت را رها نموده از ميان امت خود فرار كرده است، و به سوي امت خود برگردد. به‌طور كلي‌ به‌ ميزاني‌ كه‌ خداوند متعال‌ غناي‌ محض‌ است‌ و بي ‌نهايت‌ ثروت‌ و قدرت‌ به وجود مي ‌آورد انسان‌ هم‌ در اين‌ مقايسه‌ فقر محض‌ است، كه‌ خدا می ‌خواهد اين‌ انسان‌ فقير در غنا و ثروت‌ به‌ بي‌ نهايت‌ برسد. آنچنان‌ قدرتمند كه‌ آنچه‌ بخواهد بشود و آنچه‌ نخواهد واقع‌ نگردد. يگانه‌ عاملي‌ كه‌ انسان‌ را به‌ آن‌ بی ‌نهایت ‌ها مي ‌رساند خواهش‌ و نيايش‌ است. انسان‌ ابتدا لازم‌ است‌‌ بداند که در انبار وجود خدا چه‌ نعمتهايي‌ موجود است‌ و بعد از دانستن‌، به‌ خدا پناهنده‌ شود و آن‌ ثروت‌ها و نعمت‌ها را بخواهد. دراين‌ رابطه‌ دعاهاي‌ وارده‌ در قرآن‌ و از ائمة‌ اطهار (ع) در كتاب‌ مفاتيح‌ و يا صحيفة‌ سجاديه‌ همان‌ چيزهائي‌ را مطرح‌ فرموده‌ اند كه‌ انسان‌ در وجود خود نيازمند به‌ آن‌ها است؛ و راهنمايي‌ مي ‌شود كه‌ از طريق‌ دعا و نيايش‌ نيازهاي‌ وجودي‌ خود را برطرف‌ نمايد و خود را به‌ بي ‌نيازي‌ مطلق‌ برساند. از طريق‌ دعا و نيايش،‌ دو سرمايه‌ به‌ انسان‌ مي ‌رسد كه‌ يكي‌ از آن‌ها نقد و ديگري‌ نسيه‌ است. آن‌ سرماية‌ نقد، رشد وجودي‌ انسان‌ است‌ به‌ علم‌ و معرفت‌ و عقل‌ و دانش؛‌ كه‌ خداوند برابر هر جملة‌ دعايي‌ كه‌ انسان در ارتباط‌ با خدا مي‌گويد، به‌ او آگاهي‌ و دانايي‌ مي‌دهد كه‌ آنچه‌ خواسته‌ است‌ چيست‌ و در چه‌ زمان‌ يا مكاني‌ به‌ آن‌ خواهد رسيد؛ و اما سرماية‌ دوم‌: همان‌ لذت‌ها و ثروتهاي‌ نامتناهي‌ عالم‌ آخرت‌ است، كه‌ چون‌ زندگي‌ دنيا گنجايش‌ کوچک‌ترین‌ رقم‌ آن‌ها را ندارد خداوند وعده‌ داده‌ است‌ كه‌ در زندگي‌ آخرت‌ انسان‌ را به‌ آنچه‌ خواسته‌ است‌ برساند. در آن‌ زندگي‌ انسان‌ مي‌تواند بي‌نهايت‌ ثروتمند و قدرتمند باشد. به‌طور كلي‌ ما انسان‌ها مانند شجره ‌اي‌ هستيم‌ كه‌ خداوند در مسير تفكّر و تعقّل‌ ما را مي‌ پروراند. فكر و استعداد ما را بالا مي ‌برد و براساس‌ همان‌ فكر و استعداد رقم هاي‌ بخشش‌ ارزشمند خود را به‌ ما عنايت‌ مي‌ كند. «رَبَّنا اتِنا فِي‌ الدُّنْيا حَسَنَةً و في‌ الاخرة‌ حسنة‌ و قِنا عَذابَ النّارْ» (مقاله هدایت از طریق خواب)