اسرار حكم خدا را در استفاده از حيوانات حلال گوشت  

خداوند مي‏فرمايد: اگر حيوان حلال گوشتي ذبح شود و نام خدا هنگام ذبح بر زبان ذبح كننده جاري نگردد، آن حيوان حلال گوشت، حرام مي‏شود. جايز نيست كه مؤمن از گوشت آن حيوان استفاده كند چون مانند مردار است. در آخر سوره مباركه مائده مي‏فرمايد: از نعمت‏ها و يا حيواناتي كه نام خدا بر آن جاري نشده است، نخوريد زيرا خوردن از چنين گوشت و نعمتي عمل پليدي است و يا دليل فسق و گناه است كه آن حيوان و آن نعمت براي غير خدا آمادگي پيدا كرده است و شما را به سوي غير خدا مي‏كشاند. مايه ضلالت و گمراهي شما مي‏شود و همچون مردار بايد آن را رها كنيد. آيا گفتن بسم الله يا نگفتن آن، در ماهيت گوشت حلال، تغييري ايجاد مي‏كند كه حرام مي‏شود؟ ما مي‏دانيم كه چرا مردار حرام است. براي اين كه خون و سموم و مضراتي كه در خون بوده، در ميان گوشت ها متوقف شده است و خوردن گوشت مردار همراه آن سموم و مضرات ديگر، انسان را به مرگ مي‏كشاند. وقتي حيوان به طريق شرعي ذبح مي‏شود تمام خون بدن حيوان از ميان گوشت ها و اعضاء خارج مي‏گردد و گوشت خالص بدون خون در اختيار انسان قرار مي‏گيرد. اما اگر خون در بدن حبس شود انسان، خونخوار مي‏گردد و خوردن خون از نظر بهداشت مزاجي و حالات رواني مضر و خطرناك است. همين طور است خوردن گوشت حيوانات حرام گوشت ديگر مانند درندگان و امثال آن. به اين دليل كه اين حيوانات، لاشخوار و مردارخوار هستند، گوشت آن‏ها از مضرات و سمومات همان مردارها به وجود آمده و حرمت پيدا كرده است، به علاوه گوشت حيوانات درنده در انسان از نظر رواني حالات سبعيت و صفات همان حيوان را به وجود مي‏آورد و انسان را درنده خو بارمي‏ آورد. خداوند متعال در آخر همين آيه حكمت حرمت را بيان مي‏دارد و مي‏فرمايد: آن گوشت براي غير خدا اهليت پيدا كرده و شما را به سوي غير خدا مي‏كشاند. براي توضيح بيشتر مي‏گوييم: فرق نان و غذا در سفره معاويه و نان و غذا در سفره علي بن ابي طالب عليه السلام چيست؟ چرا استفاده از آن سفره، حرام و از اين سفره، جايز شناخته شده با اين كه هر دو از نظر خواص غذايي يكسان است؟! فرق در اين است كه انسان‏هاي كنار سفره معاويه، معاويه پَرست مي‏شوند و به دنبال معاويه مي‏روند، دين و مرام او را ترويج و تقويت مي‏ كنند و عاقبت توسط همين سفره كه مانند دانة دام است، به جهنم كشيده مي‏شوند. ليكن انسان‏هاي كنار سفره علي ابن ابي طالب (ع) مردم را به بهشت و سفره معاويه به جهنم مي‏كشاند. اين خاصيت جلب به سوي بهشت و يا جهنم، همان عنواني است كه سفره علي (ع) و معاويه پيدا كرده ‏اند. غذاي علي بن ابي طالب (ع) به نام علي (ع) و به نام خدا صرف مي‏شود و انسان را به سوي حق مي‏كشاند و غذاي سفره معاويه به نام او و انسان را به سوي باطل مي‏ برد. گوسفندي كه به نام خدا ذبح مي‏شود، مانند غذايي است كه در سفره خدا تناول مي‏گردد و انسان را به خدا و حقيقت علاقمند مي‏كند و به سوي خدا مي‏كشاند زيرا از آن گوشت به نام خدا استفاده مي‏كند و اين هدايت در صورتي است كه آن حيوان به نام خدا ذبح شود يعني انسان ذبح كننده و يا خورنده آن را نعمت خدا بداند و به نام خدا از آن نعمت استفاده كند ولي اگر چنين عنواني از ذبح گوسفند و يا استفاده از گوشت آن سلب گردد خاصيت اين گوشت و غذا خاصيت غذاي سفره معاويه را پيدا مي‏كند و انسان را به غير خدا مربوط مي‏كند يعني حالت كفر در انسان به وجود مي‏آورد. به همين دليل در اين طبيعت كه سفره گسترده خداوند متعال است، انسان از هر نعمتي بايد به نام خدا استفاده كند تا در راه خدا قرار گيرد. پس طبيعت اسم خداست و ما بايد به عنوان اسم خدا از طبيعت و نعمت هاي آن استفاده كنيم. نكته جالب ديگري كه در كلمه بسم الله از نظر ارتباط با طبيعت ظاهر مي‏ شود، اين است كه عالم طبيعت و نعمت‏ هایي كه خدا در آن آفريده، كمك ما و مايه جلب ما به سوي خداوند متعال مي‏ شود. در واقع طبيعت راه و معراجي است كه به كمك آن مي توانيم به خدا و حقيقيت مربوط شويم. طبيعت ما را به ياد خدا مي اندازد. در اين جا خدا به شما دستور مي‏دهد كه همه چيز در عالم، اسم خداست و تو اي انسان خواهي نخواهي از وجود خود و هر آن چه در عالم هست استفاده مي كني و اين دو سرمايه (وجود خود و طبيعت) را وسيله كسب موفقيت و وسيله وصول به مقاصد مادي و معنوي قرار مي‏ دهي. سرمايه‏ هاي وجودي تو و آن چه در عالم خلق شده، اسم ‏هاي خداست و تو به كمك اسم خدا، زندگي خود را اداره مي كني و به مقاصد مادي و معنوي خود مي‏ رسي. همچنين يادآوري مي‏ كند كه در صورتي تو بنده شكرگزار خدا هستي و حق خدا را بر خود منظور مي ‏داري كه از وجود خود و هر چيزي به عنوان اسم خدا و يا نعمت خدا استفاده كني. اگر اين عنوان كه (وجود خودم و جهان) اسم خدايند، در استفاده تو محفوظ ماند، شكر خدا را در مقابل استفاده از هر نوع نعمتي به جا آورده ‏اي و آن استفاده براي تو حلال و مشروع است مانند استفاده از گوشت هاي حلالي كه به نام خدا ذبح كرده اي. در اين صورت شكر خدا را به جاي آورده ‏اي و حق او را ادا كرده‏اي. در اين شكرگزاري رابطه خود را با او محكم كرده ‏اي و با استحكام اين رابطه، نعمت خدا براي تو در دنيا و آخرت ادامه پيدا مي ‏كند و هرگز قطع نمي ‏شود. چنان كه خداوند مي‏فرمايد: لان شكرتم لازيدنكم و لان كفرتم ان عذابي لشديد. اگر شكر خدا را به جاي آوريد به شما بيشتر و زيادتر از نعمت خود خواهم داد و اگر كفران نعمت خدا نموديد به عذاب سختي مبتلا مي‏شويد. امام عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه و در تفسير شكرگزاري خداوند مي‏فرمايد: شكر نعمت خدا اين است كه آن نعمت را از خدا بداني و به عنوان نعمت خدا صرف كني. زيرا اگر شما جهان و انسان را اسم خدا دانستي و به عنوان اسم خدا از جهان و انسان بهره گرفتي، حق خدا را در اين دو نعمت شناخته ‏اي و شكر او را به جا آورده‏ اي با همين شكرگزاري در حق شناسي به خداي خود مربوط شده‏ اي و براساس همين رابطه، وابسته او شده اي و بر اثر اين وابستگي، لطف خداوند متعال در دنيا و آخرت شامل حال تو مي‏ شود و نعمت هاي خدا به سوي تو بدون انقطاع ادامه پيدا مي‏ كند. پس معناي فرمايش حضرت رسول اكرم (ص) در تفسير بسم الله كه فرموده اند: هر كاري كه به نام خدا شروع نشود منقطع مي‏گردد و به آخر نمي رسد، همين است که زندگي تو در همين دنيا خاتمه پيدا مي ‏كند و نعمت ‏هاي خدا براي تو در زندگي آخرت قابل استفاده نيست. پس نعمت‏ ها به دليل اين ناسپاسي به آخرت نمي‏رسد و در نيمه راه يعني همين زندگي دنيا خاتمه پيدا می کند. (تفسیر سوره حمد)