اگر كاري را شروع كنيد و از اسماء خدا كمك نگيريد آن كار قابل دوام نيست.

در اولين آيه قرآن يعني : « بسم الله الرحمن الرحيم » خداوند به ما دستور مي دهد كه براي موفقيت در زندگي از اسماء او كمك بگيريم. پيغمبراكرم(ص)فرمودند: شما اگر كاري را شروع كنيد و از اسماء خدا كمك نگيريد آن كار قابل دوام نيست و پـيش از آن كه موفقيت پيدا كنيد به آخر مي رسيد. در بعضي آيات قرآن هم خداوند ميفرمايد: كه خداي شما اسماء نيكوتر و  بهتري دارد . شما بوسيله همان اسماء، آن چه از خدا مي خواهيد بخواهيد و از اين قبـيل اخبار و آيـات زيادي هست كه در آن خـداوند اسماء خود را  بين خود و ما واسطه قرار داده و به ما دستور مي دهد كه از آن اسماء كمك بخواهيم. منظور از اسماء خدا چيست ؟ آيا اسم به معناي الفاظي است كه ما با آن الفاظ خدا را صدا مي زنيم چنان كه مي گوئيم « يا الله  يا رحمن يا رحيم »؟ اگر منظور ازآن اسماء، الفاظ باشد لازمه دستورات خدا اين است كه ما از الفاظ كمك بخواهيم و الفاظ را تقديس و تمجيد كنيم و آن الفاظ را بين خود و خدا  واسطه قرار دهيم. آيـا الفاظ چنين ارزشي دارند كه  مايه تسبيح و تقديس گردد و آن ا لفاظ، منشاء خير و واسطه بين ما و خدا باشد؟ بديهي است كه الفـاظ چنين ارزش و اهميتي ندارند كه منشاء بركت باشد، اساساٌ هر وقت كه ما لفظي بر زبان جاري مي كنيم مخصوصاٌ اگر اسم و صفت كسي باشد، چيزي كه به آن توجه نداريم فقط همان لفظ است كه بر زبان ما جاري شده. ما وقتي نام كسي را بر زبان جاري مي كنيم توجه به لفظ نداريم بلكه همه جا متوجه صاحب نام هستيم. همين طور كليه كلمات و الفاظ در معاني مستهلك مي شود. فقط معاني الفاظند كه منشاء خير و بركت مي باشند. الفاظ براي همين پيدا شده كه مايه تذكر معاني باشد با اين كه خاصيت لفظ چنين است و هنگام استعمال مورد توجه واقع نمي شود، چطور خداوند در قرآن دستور مي دهد كه اين الفاظ را واسطه قرار دهيد و از آنها بركت بخواهيد؟ آيا ما با گفتن بسم الله از اسم خدا كمك مي خواهيم يا از خود خدا ؟ هر وقت شما مي گوئيد از برادرم كمك خواستم يعني از خود او نه از نام او. پس اين نام ها كه در قرآن معرفي شده اند و مـنشاء خير و بركت قرار گرفته اند چيستند؟ اسماء خدا بر دو قسم است : تدويني و تكويني : اول : اسماء تدويني همين الفاظ و عبارات هستند كه بر زبان جاري مي شود و از حروف تركيب مي شوند و در خطوط و عبارات نوشته مي شوند. اين اسماء كه درواقع الفاظ است استقلال وجود ندارند يعني شيء نيست كه قابل ثبات و دوام باشـد. اگر مردم سخن نگويند يا خط و كتابي ننويسند درعالم شیئ به نام لفظ و عبارت وجود ندارد كه مستقل باشـد و انـسان ها آن را برداشت نموده و از آن استفاده كنند. بلكه اين حروف و كلمات عوارضي هستند كه در اثـر برخورد با دهـان و زبان، سر و صدائي بوجود مي آورند يا با نوك قلم روي كاغذ شكلي مي سازند كه آن هم  به خودي خود موجوديــت ندارد بلكه شكلي است كه به قلم و كاغذ متكي مي باشد. اين ها اسماء تدويني يعني تلفظي و كتابتي مي باشندكه سر و صدا هستند و بر نطق و بيان جاري ميشوند.نوع دوم : اسماء تكويني يعني هستي ها و حقايقي كه در عالم ثابت و مـوجودند. استقلال وجود دارند شيئي و يا اشخاص هستند كه خداوند متعال آنها را ساخته و آفريده است  صفحه اي كه اسمـاء تكويني به قـلم قدرت خدا در آن نگاشته مي شوند « عالم» مي نامند. فضاي جهان مانند صفحه كاغذ در اختيار خداوند متعال است كه در آن حقايق و دقايق را مي نويسند يعني اين همه مخلوقات را خلق مي كند. هر مخلوقي در عالم كلمه اي از كلمات خـداست. انسان ها بهترين و بزرگ ترين كلمات خدا هستند و اين كلمات در اثر ارتبـاط با يكديگر اسمـاء و عبارات جهان را تشكيل مي دهند. اين اسماء تكويني، معاني الفاظ هستند كه ما آن را بر زبان جاري مي كنيم و يا مي خواهيم و مي دانيم. در اين كتاب بزرگترين اسم تكويني كه دلالت بر وجود خدا مي كند اولياء خدا يعني امامان و پيغمبران هستند كه هركدام مظهر علم و قدرت خدا مي باشند و با بيان و عمل خود وجود خدا و صفات او را به ا هـل عا لم معرفي مي كنند. همانطوركه الفاظ، معاني را نشان ميدهند آنها نيز وجود خدا را به اهل عالم معرفي مي كنند . بزرگترين اسم خدا انسان هاي كامل هستند كه ما هنگام شروع به هر كاري لازم است از آنها كمك بخواهيم يعني از علم و هدايت آنها  استفاده كنيم. در اين سوره شريفه مأمور شده ايم كه آن اسماء بزرگ يعني اولياء خدا را از هر عيب و نقص و جهل و گناهي منزه بدانيم زيرا آنها اسم پروردگار اعلي هستند. «تسبيح» از كلمه «سبح» و «سباحت» به معناي شنا و شناوري مي باشد. موجوداتي كه در فضا يا دريا حركـت مي كنند «شناور» مي نامند. خداوند درباره حركت ستارگان مي‏فرمايد: همه آنها در فضا شناورند. اين كلمه وقتي از باب «تفعيل» استعمال مي شود، به معناي «شنا دادن» است كه مي گوئيم : « سبح، يسبح، تسبيح» . در اين جا كلمه تسبيح بيشتر در تنزيه و تقديس ذات خدا استعمال مي شود. بايد دانست همان طور كه با بدن خود در فضا و آب شناوري داريم ،  با فكر و دانش خود هم در فضاي علم و حكمت شناور هستيم . لذا به انسان هاي متفكر مي گويند كه در درياي فكر و دانـش شناورند. منظور از تسبيح در آيات قرآن اين است كه خداي خود را منـزه و بالاتر بدانيد از اين كه بتوانيد با فكر خود در وجود او شناور شويد. او مانند اشياء و اشخاص ديگر براي شما قابل تصور و تفـكر نيست. شما آنچه را مي توانيد بفهميد اشیاء و اشخاصند. خداوند مانند اشياء و اشخاص نيست كه در درياي فكر شما قابل تصرف باشد. همانطور كه خدا از مشابهت با اين مخلوقات منزه مي باشد، انسان هاي كامل و اولياء خدا نيز از شباهت به ساير انسان ها در علـم و عمل و  اخلاق منزه مي باشند. آن چه از عيوب و ايرادات كه در ساير انسانها پيدا مي شود در وجود آنها نيست از اين رو مي گويند آنها امام معصوم هستند. آنها اسم پروردگار اعلي هستند يعني اسماء الله هستند كه در اين آيه مأمور شده ايم آنها را از عيب و نقص و جهل و ناداني و ضعف و زبوني و ساير صفات نقص منزه و مبرا بدانيم و آنها را امام و پيشواي خود قرار دهيم . (تفسیر سوره اعلی)