العبد يدبر والله يقدر یعنی چه؟

تقديرات خداوند در زندگي دنيا بر پاية عقل و استعداد انسانها داير مي شود. رفتار خدا و اولياء خدا در زندگي دنيا مانند رفتار پدر و مادر دانا و دانشمند با كودكان است . در واقع پدر و مادر در اطاعت كودكان هستند و مجبورند با اخلاق و رفتار آنها بسازند نه كودكان در اطاعت پدر و مادر. خدا و اولياء خدا مربيّان بشر در كرة زمين هستند. آنها به جاي پدر و مادر دانا و دانشمندند و اهل عالم به جاي كودكاني كه هنوز به عقل وشعور نرسيده اند، پيش از آن كه اهل دنيا در اطاعت خدا و اولياء خدا باشند، خدا و اولياء خدا در اطاعت اهل دنيا هستند. روايت ها در تعريف اهل دنيا مي گويد العبد يدبر والله يقدر. نقشه كشي زندگي بدست انسان و تهيه وسائل، بدست خداوند است. اين همان معنا است كه مي گوئيم خدا و ائمه بدنبال انسانند تا زندگي او را به ثمر برسانند. رفتار خدا و ائمه اطهار (ع) با مردم دنيا درست مانند رفتار پدر و مادر دانشمند با كودك كودكستان است كه مربيان كودك مأموريّت دارند خود را  در وضع فكري كودكان قرار دهند ، در واقع مربيان كودك تابع رأي و خواهش كودكانند نه كودكان تابع رأي مربيان . به پدر و مادر دستور داده اند كه تا هفت يا ده سال در اطاعت كودكان خود باشند، يعني با كودكان بايستي كودكانه سخن بگوييد و مانند او بخنديد و بازي كنيد تا روزي كه به عقل و دانش شما برسد . انسانها در زندكي دنيا گر چه عمرشان 40 و50 و يا 70 و80 باشد باز هم در برا بر خدا و اولياء خدا كودك شناخته مي شوند. خدا و اولياء خدا لازم است اعمال و افكار خود را در وضع فكري مردم دنيا قرار دهند و همگام با آنها زندگي كنند تا روزي كه مردم به عقل و شعور خدا شناسي برسند و با تقديرات خداوند جور شوند. لذا گفته اند « اَ لْعَبْدُ يُدَبِّرْ وَاَ لْلّهُ يُقَدِّر» يعني مردم دنيا براي خود نقشه زندگي مي كشند و به فكر خود راه و رسم زندگي را در نظر مي گيرند، خداوند هم همراه و همگام آنها برايشان زندگي را مقّدر مي كند . هر كسي بر اساس سليقه خود عمل مخصوصي را در نظر مي گيرد، خداوند هم زندگي او را برابر فكر و عمل خودش مقدّر مي كند تا جايي كه انسان ها از راه كفر و گناه و معصيّت وارد زندگي مي شوند، خداوند هم به آنها ميدان مي دهد، وسايل گناه و معصيّت در اختيارشان مي گذارد تا مشغول گناه و معصيّت شوند و بعد بفهمند عاقبت خوبي ندارد، شايد توبه كند. هر كسي ا از هر راهي كه دوست دارد وارد زندگي شود و براي خود مال و سرمايه تهيّه كند خداوند هم از آن راه، وسيله در اختيار او مي گذارد. به همين كيفيّت در اين دنيا آزادي مطلق مي دهد و وسايل زندگي را در اختيار بدان و نيكان مي گذارد. به هر دو طايفه كمك مي كند، روزي آنها را مي رساند تا شايد در اين مدت عمر بفهمند كه نيكي ماية سعادت و خوشبختي است و بدكاري ماية هلاكت و بد بختي. پس انسان ها در برابر خدا و اولياء خدا كه پيغمبران و ائمه باشند مانند كودكانند. پيغمبران و ائمه و خدا وند هم به اين كودكان ميدان مي دهند تا بگويند، بخندند و هركاري به نظرشان خوب است انجام دهند تا در انتها عقل و شعوري پيدا كنند كه بفهمند سعادت و خوشبختي در اطاعت خدا و پيغمبران است نه در خودرأيي و هوس بازي .خدا و پيغمبران و اولياء خدا در ارتباط با مردم مانند پدر و مادر دانشمند در ارتباط با كودكانند، وظيفه پدر ومادر با كودكان حُسن اخلاق رفتار و گذشت مي باشد ، اگر پدر و مادر چنان انتظاري كه از فرزندان عاقل و بالغ خود دارند از كودكان 3و 4 ساله داشته باشند، دائم بايستي با كودكان در جنگ و ستيز باشند كه چرا آنجا بازي كردي و يا آن ظرف را شكستي و يا چرا خود و لباس خود را كثيف نمودي، پدران و مادران كم صبر وكم حوصله دائم كودكان خود را كتك مي زنند و اذيّت مي كنند و عاقبت اين كودكان عقده اي مي شوند ، قسي القلب بار مي آيند و وقتي بزرگ مي شوند، مردم را دشمن خود مي دانند ودائم در حال جنگ وستيز با ديگرانند، پس پدر ومادر جايز نيست با كودكان خود روش خشونت و سختگيري را دنبال كنند، بلكه در حالي كه با آنها مِهر و محبت دارند ،آرام آرام آنها را به وظايف خودآشنا كنند، يكي از گناهان بزرگ ضرب و زجر كودكان است، ائمه اطهار و پيغمبران هم نسبت به ساير مردم همچون پدران و مادران نسبت به كودكانند. (رساله اجتهادی قیام امام زمان عج)