اگر خداوند در طبيعت، آتش و عذاب هاي ديگر مانند سمومات و مواد شيميايي نمي آفريد، كفار با چنين عذاب هايي روبرو نمي شدند.

خداوند ضمن آيه اي مي فرمايد : ما كفار را گاهي به عذاب دنيا پيش از رسيدن عذاب آخرت معذب مي كنيم شايد آنها  از كفر و گناه خود برگردند. عذاب ادني يعني عذاب دنيا و عذاب اكبر يعني عذاب آخرت پس حكمت الهي در اين كه كفار را در مسير كفر وگناه به عذاب مبتلا مي كند  اين است كه شايد توبه كنند تا عذاب را بردارد. پس بهتر اين است كه كلمه من الله جار و مجرور متعلق به دافع باشد زيرا عذاب ها را كفار سرِ خود مي آورند. مخصوصا عذاب هاي آخرت و آتش جهنم را. خدا اگر بخواهد مي تواند عذاب را از آنها دفع كند وليكن  مي فرمايد: ليس له دافع يعني عذاب كفار دافع الهي ندارد يعني خدا نمي خواهد عذاب را از آنها  برطرف كند لازم است در آتشي كه  خود روشن كرده اند بسوزند. دليل اين كه خداوند عذاب را دفع نمي كند اين است كه آنها از كفر و گناه خود خارج نمي شوند و از خداوند متعال و يا مظلومين و اولياء خدا يك چنين خواهشي نمي كنند كه خدا عذاب را ازآنها دفع كند. تقدير خدا بر اين جاري است كه بندگان خود را بعد آنكه در خط ايمان قرار گرفتند و از خدا خواهش كردند نعمات خود را به آنها برساند و يا عذاب ها را از آنها  برطرف  نمايد بر اساس اين خواهش كه دليل ايمان و تقوي مي باشد نعمت هاي خود را به بندگان مي رساند و يا عذاب ها را از آنها برطرف مي نمايد وليكن كفر وگناه يك چنين اقتضايي بوجود نمي آورد كه انسان پناهنده به خدا شود و استحقان دفع عذاب ها را داشته باشد. كفر وگناه بر كافر وگناهكار حاكميت پيدا مي كند آنها را در تاريكي جهل قرار مي دهد و آرزوئي در آنها باقي نمي گذارد كه فكر كنند شايد اين عذاب ها به ارادة خدا قابل رفع و دفع باشد. كفار طبيعت پرستند و تمامي حوادث را مربوط به عوامل طبيعت مي دانند طبيعت هم كه به خودي خود شعور و ادراكي ندارد تا انسان بتواند از طبيعت خواهش و تمنايي كند كه سيل و زلزله بوجود نيـاورد و يا عذاب هاي ديگر. پس خواهي نخواهي بر اساس فكر جاهلانه و اقتضاي كفر و گناه دائم در محاصرة كفر و گناه قرار مي گيرند وليكن عقيده و ايمان به خـدا درآنها رشد نمي كند تا بتوانند از او خواهش و تمنايي داشته باشند و عذاب از آنها رفع شود. حال این كه چرا و چگونه و به چه دليل براي كفار در خط كفر و گناه عذاب مقدر مي شود و چرا خداوند يك چنين عذاب هايي در مسيركفر و گناه آفريده تا كفار با آن روبرو شوند؟ بهتر نبود كه چنين عذاب هايي در مسير كفر و گناه نباشد تا كفـار چنين عذاب هايي را نيابند كه به آن مبتلا شوند؟ مسلم است كه كفار از عوامل طبيعت به ضرر و يا نفع خود استفاده مي كنند و خود آنها خالق طبيعت نيستند و نمي توانند خالق طبيعت باشند پس در طبيعت هرچه هست از جماد و نبات و حيوان و نعمت ها و عذاب ها و همه و همه به اراده خدا ساخته شده است خلقت عذاب ها هم اراده خداوند متعال است. اگر خداوند در طبيعت آتش و عذاب هاي ديگر را مانند سمومات و مواد شيميايي نمي آفريد كفار با چنين عذاب هايي روبرو نمي شدند كه  از آن عذاب ها به ضرر خود و يا ديگران استفاده كنند. با اين حساب اگر هم  آتش ها و عذاب ها را كفار به دست خود روشن مي كنند و با آن خود يا ديگران را مي سوزانند وليكن خلقت اين عذاب ها و تقدير اين عذاب ها به ارادة خداوند متعال است  پس خواهي نخواهي مي توانيم بگوئيم كه عامل ايجادكنندة عذاب ها  و يا لا اقل شريك عامل آنها خداوند متعال است، خداست كه كفار را به كفرشان معذب مي كند و در كتاب آسماني هم اين عذاب را به خود نسبت داده است و مي گويد عذاب خدا. جواب اين است كه خداوند در طبيعت عذاب نيافريده و عذاب هم نمي آفريند بلكه آنچه خداوند درطبيعت آفريده نافع به حال بشراست و سرمايه هاي زندگي آنها مي باشد. خلقت آتش هم مانند خلقت آب و هوا و خاك و حرارت و برودت همه ي اين ها براي زندگي انسانها لازم است اگر جمادات و نباتات و حيـوانات و حشرات و گزنـدگان و چـرندگان و درنـدگان و پـرندگان نباشند در زندگي انسانها نقايص و عيوبي پيدا مي شود كه قابل جبران نيست. شما آيا مي توانيد در طبيعت چيزي پيدا كنيد كه وجودآن لازم نباشد وكمك زندگي انسان و نافع به حال او نباشد؟ چنين چيزي وجود ندارد آنچه هست براي زندگي انسان ها لازم است مخصوصا آتش و حرارت كه به همان ميزان در طبيعت لازم است كه آب و هوا و خاك و عناصر ديگر اگر آتش و حرارت نباشد طبيعت از حركت باز مي ماند و هرگز چيزي را پرورش نمي دهد وليكن كفار از اين مواد آتش زا و يا آتش و حرارت كه نافع به حال انسان ها مي باشد سوء استفاده مي كنند و اسلحه هاي خطرناك و آتش زا مي سازند و زندگي خود را با آن آتش مي زنند. آنها از نيروهاي آتش و حرارت به  نفع خود و يا بشريت استفاده نمي كنند. از اين تسلط قدرت طبيعي جنگ بوجود مي آيد و زندگي بندگان خدا را آتـش مي زند و به ضرر خود و بشريت خود را به قدرت هاي آتشين مجهز مي كنند تا با آن بر بندگان خداتسلط پيدا كنند و آنها را به خط آتشي كه روشن كرده اند مي سوزا نند آنچنان كه زندگي بندگان خدا را مي سوزانند و قهرا در حساب حكمت و عدالـت الهي كه انتقام مظلوم را از ظالم مي گيرد. (تفسیر سوره معارج)