چرا خداوند زبان عربی را برای نزول قرآن اختیار کرد؟

ظهور پيغمبر خاتم‌ بجز از طايفه‌ عرب‌ و نسل‌ ابراهيم‌ خليل‌ در تقدير خدا ممكن‌ نبود و اگر هم‌ ممكن‌ بود نزول‌ قرآن‌ جز به زبان‌ عربي‌ كه‌ در عين‌ حال‌ يك‌ كتاب‌ جامع‌ و كاملي‌ باشد ميسر نيست.‌ زبان‌ عربي‌ و ادبيات‌ عرب‌ كامل ترين‌ زبان ‏هاي‌ دنيا و يا تاريخ‌ بشر است‌ كه‌ بعد از بررسي‌ كامل‌ می ‏بینیم زباني‌ به اين‌ كيفيت‌ كه‌ جامع‌ و كامل‌ باشد و طبق‌ قواعد صرف‌ و نحو و اشتقاق‌ به ‏وجود آيد نيست‌. ادبيات‌ عرب‌ شامل‌ لطيفه ‌هاي‌ عجيب‌ و عميقي‌ است كه‌ مي‏ شود گفت‌ ساخت‌ اين‌ زبان‌ به‌ اراده‌ خدا بوده‌ هرچند كه‌ عامل‌ سازنده‌ آن‌ عرب ‏ها بوده ‌اند. وضع‌ لغات‌ عربي ‌طوري‌ است‌ كه‌ بين‌ لغت‌ و معنا در كيفيت‌ تركيب‌ و تلفظ‌ تا آنجا كه‌ ممكن‌ بوده‌ مطابقـت‌ بوجود آمده‌ است‌ يعني‌ لغات‌ عربي‌ طوري‌ وضع‌ شده‌ است‌ كه‌ همراه‌ تلفظ،‌ حقيقت‌ معنا را منعكس‌ مي ‏سازد يعني‌ ساختار الفاظ‌ با ساخت‌ معاني‌ مطابقت‌ دارد. مثلا شما مي ‏توانيد به‌ كلمات‌ ماء و هواء نور و حرارت‌ و يا شيب‌ و شباب‌ توجه‌ كنيد كه‌ چگونه‌ اين‌ الفاظ‌ مطابق‌ با معاني‌ ساخته‌ شده‌ است. شما اگر به خلقت‌ ماء و هواء توجه‌ كنيد مشاهده‌ مي‏ كنيد كه‌ ماء و هواء در خلقت‌ خود به‌ كيفيتي‌ ساخته‌ شده‌ كه‌ فاصله‌ مولكول‏ هاي‌ هوا از يكديگر در مقايسه‌ مولكول‏ هاي‌ آب‌ بيشتر است‌ يعني‌ تراكم‌ گازهائي‌ كه‌ تشكيل ‌‏دهنده‌ آب‌ است‌ بيشتر از گازهائي‌ است‌ كه‌ تشكيل‌‏ دهنده‌ هوا است. به‏ همين‌ مناسبت‌ حجم‌ هوا بيشتر و وزن‌ آن‌ از آب‌ كمتر است.‌ در لفظ‌ هوا و ماء هم‌ همين‌ خاصيت ‌ها بكار رفته‌ است‌ كه‌ حجم‌ كلمه‌ هوا و فاصله‌ آن‌ از كلمـه‌ ماء زيادتر است.‌ يا به‌ لغت‌ شيب‌ و شباب‌ توجه‌ كنيد كه‌ شيب‌ لغتي‌ است‌ كه‌ بـه‌ اصطلاح‌، آن‌ را اجوف‌ و توخالي‌ ناميده ‌اند، حرف‌ وسط‌ آن حرف‌ علّه است‌ اما كلمه‌ شباب‌ را مضاعف‌ مي ‏نامند چون‌ دو حرف‌ آن‌ در يكديگر ادغام‌ شده‌ است. همان‏طوركه‌ انسان‌ در دوران‌ پيري‌ خالي‌ از قواي‌ جواني‌ است در واقع‌ عليل‌ و اجوف‌ است، لغتي‌ هم‌ كه‌ براي‌ پيري‌ وضع‌ شده ‌عليل‌ و اجوف‌ است‌، چون‌ در دوران‌ جواني ‌انسان‌ پر نيرو و پر قدرت‌ است‌ استحكام‌ وجودي‌ او در لغتي‌ كه‌ نمايش‏گر جواني‌ است مضاعف‌ است‌ و ادغام‌ شده‌، به نمايش‌ گذاشته ‌اند تا مطابقت‌ لفظ‌ با معنا كاملا رعايت‌ شده‌ باشد. یکی‌ ديگر از دلائل‌ امتياز ادبيات‌ عرب‌ بر ساير زبان ‏ها اين‌ است‌ كه‌ با استعمال‌ كلمات‌ كمتر و يا كوچك ‏تر، معاني‌ بيشتر در اختيار مردم‌ مي گذارد. ما هر وقت‌ جمله ‌اي‌ از جملات‌ عربي‌ را بخواهيم‌ به زبان‌ ديگري‌ ترجمه‌ كنيم‌ در كمترين‌ و مختصرترين‌ ترجمه ‏ها، حدودا يك‌ سوم‌ لغات‌ استعمال‌ شده در ترجمه‌ هـا، از عبارات‌ عربي‌ بيشتر است.‌ براي‌ فهمانيدن‌ يك‌ معاني‌ مخصوص‌ اگر با زبان‌ عربي‌ تكلم‌ كنيم‌ يا به زبان‌ فارسي‌ يا زبان ‏هاي‌ ديگر كلمات‌ استعمال‌ شده‌ در ادبيات‌ عرب‌ به ميزان‌ يك‌ سوم‌ از كلمات‌ استعمال‌ شده‌ در ساير زبان ‏ها كمتر است‌. ادبيات‌ عربي‌ با جملات‌ كوتاه‌ تر و مختصر، معاني‌ بيشتر و زيادتر در اختيار مردم‌ مي ‏گذارد به ‏طوري كه‌ اگر قرآن‌ به زبان‌ غير عربي‌ نازل‌ مي ‏شد، لازم‌ بود ‌همين ‏قدر معاني‌ و مفاهيم‌ قرآن‌ را در اختيار مردم‌ قرار دهد، بنابراین لازم‌ بود كه‌ آن‌ قرآن‌ غيرعربي‌ لااقل‌ دو برابر اين‌ قرآن ‌باشد زيرا ادبيات‌ عرب‌ با عبارات‌ مختصر معاني‌ بيشتر و زيادتر در اختيار مردم‌ مي‏ گذارد. گاهي ‌براي‌ فهمانيدن‌ يك‌ معنا از يك‌ حرف‌ و يا تغيير صورت‌ يك‌ كلمه‌ استفاده‌ مي ‏كند. شما هر جا افعال عربی را بخواهید به افعال غیر عربی ترجمه کنید لااقل ‌بايستي‌ دو كلمه‌ بكار بريد تا معناي‌ يك‌ كلمه‌ عربي‌ را بفهمانيد. مثلا اگر بخواهي‌ بگوئي‌ كه‌ از برادرم‌ كمك‌ خواستم‌ و او مرا ياري‌ كرد، به عربي‌ مي ‏گوئي‌ استنصرت‌ اخي‌ فنصرني.‌ مشاهده مي ‏كنيد كه‌ با زبان‌ عربي‌ سه‌ كلمه‌ بكار برده ‌ايد و در فارسي‌ حدود هشت‌ كلمه‌ يا بيشتر. به ‏همين‌ كيفيت‌ در ساير موارد. هيچ‌ اديبي‌ هرچند بسيار ماهر باشد نمي‏ تواند لطايف‌ ادبي‌ زبان‌ عربي‌ را در عبارات‌ فارسي‌ و يا زبان‌ ديگر بگنجاند مگر اين كه‌ چند برابر به زبان‌ غير عربي‌ جمله‌ بكار برد. ادبيات‌ عرب‌ از نظر صرف‌ و اشتقاق‌ هم‌ كامل‌ و منحصر به ‏فرد است.‌ يك‌ لغت‌ را بر طبق‌ قواعد معين‌ در صورت‌ ها و هيئت ‌هاي‌ مختلف‌ به‏كار مي ‏برد و از آن‏ها معاني‌ متفاوت‌ استفاده‌ مي‏ كند به ‏طوري كه‌ طبق‌ تحقيق‌ دقيق‌ از يك‌ لغت‌ دوازده‌ هـزار و پانصد لغت‌ قابل‌ استخراج‌ است كه‌ گوينده‌ متخصص‌ مي ‏تواند ريشه ‌يك‌ لغت‌ را به‌ دوازده‌ هزار صورت‌ درآورد كه‌ هر يك‌ از آن‌ صورت‏ها معناي‌ مخصوص‌ خود را داشته‌ باشد. با اين‌ كيفيت‌ اگر از لغات‌ عربي‌ هزار كلمه‌ در اختيار شما باشد از آن‌ هـزار كلمه‌ روي‌ قواعد صرف‌ مي ‏توانيد به‌ دوازده‌ ميليون‌ كلمه‌ آگاهي‌ پيدا كنيد. كسي‌ كه‌ هزار لغت‌ را ياد گرفته‌ باشد و بر قواعد صرف‌ مسلط‌ باشد مي‏تواند لغـت ‌‏شناسي‌ خود را به‌ دوازده‌ ميليون‌ و پانصد هزار كلمه ‌توسعه‌ دهد. يك‏چنين‌ توسعه ‌اي‌ در هيچ‌ زباني‌ وجود ندارد. مدت‌ يادگيري‌ ادبيات‌ عرب‌ نسبت‌ به‌ ساير زبان ‏ها بـه‌ ميزان‌ يك‌ پنجم‌ است يعني‌ مثلا اگر زبان‌ انگليسي‌ و يا فارسي‌ پنج‌ سال‌ وقت‌ لازم‌ داشته‌ باشد كه‌ انسان‌ به‌ آن‌ تسلط‌ پيدا بكند زبان‌ عربي‌ يك‌ سال‌ وقــت‌ لازم‌ دارد. ادبيات‌ عرب‌ بر اساس‌ دو قانون‌ صرف‌ و نحو تنظيم‌ شده‌ كه‌ اين‌ دو قاعده‌ بسيار با بركت‌ است‌ و ادبيات‌ عرب‌ را به صورت‌ لقمه ‌اي‌ بسيار شيرين‌ و گوارا در اختيار انسان‌ مي ‏گذارد. قواعد صرف‌ يك‌ لغـت‌ را تا دوازده‌ هزار لغت‌ گسترش‌ مي ‏دهد. از قواعد نحو تغييراتي‌ در عبارات‌ بوجود مي ‌آيد. انسان‌ روي‌ قاعده‌، يك‌ عبارت‌ ساده‌ اي‌ را مي ‏تواند به چندين‌ صورت‌ درآورد و از هر صورتي‌ معناي‌ مخصوصي‌ استفاده‌ كند. لذا براي‌ تعريف‌ صرف‌ و نحـو و بركات‌ آن‌ گفته ‌اند: الصرف‌ ام‌ العلوم‌ و النحو ابوها يعني‌ صرف‌ و نحو به‏جاي‌ پدر و مادر ادبيات‌ هستند كه‌ از اين‌ پدر و مادر، دانش‌ بسياري‌ توليد مي شود. روي‌ اين‌ حساب‌ ادبيات‌ عرب‌ آن‏قدر عالي‌ و منظم‌ پيدا شده‌ كه‌ از نظر صنعت‌ زبان‌ و بيان‌ در حد اعجاز است‌ و مي ‏توان‌ گفت‌ اين‌ زبان‌ به‌ اراده‌ خدا ساخته‌ شده‌ است. به‌ همين‌ مناسبت‌ خداوند در بسياري‌ از آيات،‌ ادبيات‌ عرب‌ را با اهميت‌ بيان‌ مي‏ كند و مي‏فرمايد: قرآن‌ را به زبان‌ عربي‌ نازل‌ كرديم‌ شايد كه‌ شما در اثر اين‌ زبان‌ به‌ كمال‌ عقل‌ و علم‌ برسيد. (تفسیر سوره طه)