علت این که كارهاي غير طبيعي شهرت تاريخي دارد اما كسي نتوانسته آنها را به صورت مكتب و دانشگاه در آورد چیست؟

سحر و جادو نه علم است و نه صنعت، جزء علوم طبيعي و تجربي هم نيست. علوم زمان ما علم و تجربه است و طبق قوانين پيش ساخته خداوند انجام مي گيرد. مثلا برق را خدا ساخته در طبيعت قرار داده، آن را توليد مي كنند و دنيا را روشن مي كنند. بنزين چنين خاصيتي دارد و نفت چنان و ساير چيزها هر كدام خاصيتي دارند. اين علوم، استفاده از طبيعت است و اين طبيعت را خدا طوري مجهز فرموده كه مبدأ و مصدر زندگي ما باشد وليكن سحر و جادو چيست؟ اگر سحر و جادو هم علم بود وارد دانشگاه مي شد، اين تسخير روح و تسخير جن و خواب كردن يك بچه براي پيدا كردن دزد و از غيب خبر دادن چيست؟ آيا مثل دوا و داروها خاصيت ذاتي دارد؟ مثلا آيا ما مي توانيم صاحب خانه اي را خواب كنيم و خانه او را غارت كنيم يا يك جن را تسخير كنيم و او را مأمور به جنگ با كسي كنيم يا روح را مأمور كنيم بلائي سر شما بياورد؟ اين ها همه خيالات است و هيچ گونه حقيقت و واقعيت ندارد. بعضي ها رياضت مي كشند و ادعا مي كنند كه از غيب خبر دارند و ممكن است غيب گو هم بشوند اما عنايتي الهي  است نه اين كه اثر رياضت باشد. چقدر دولت ها سرمايه گذاري مي كنند تا از اسرار داخلي مملكت خود يا ساير ممالك آگاه شوند و به جاسوسان خود تعليمات مي دهند تا بتوانند آنها را از تصميمات ساير كشورها با خبر كنند. اگر مي شد از راه رياضت به عالم غيب آگاهي پيدا كنند مسلما اين رياضت را به صورت يك فنّ در دانشگاه ها تدريس مي كردند. اما همه مي دانند كه اين علم نيست. يك نفر جرأت مي كند برود روي تخته اي از ميخ بخوابد، نفس خود را اذيت كند و هواي نفس خود را بكشد و موفقيتي بدست آورد، خدا هم موفقيتي به او عنايت مي كند. يك روز اين موفقيت هست و روز ديگر نيست. داستاني نقل مي كنند از يك نفر مسيحي كه از غيب خبر مي داد و گمشده را پيدا مي كرد. او را به خدمت امام باقر (ع) آوردند. حضرت امام باقر(ع) بدون اين كه برود و چيزي را از جائي بردارد، تخم كبوتري را با اعجاز در دست خود گرفت و مشت بسته خود را جلو آن مرد آورد و پرسيد چه چيز در مشت من پنهان است؟ او گفت تخم كبوتر. تا سه بار او را امتحان كرد و او از غيب خبر داد. حضرت فرمود: چه كاري كردي كه اين موفقيت را بدست آوردي؟ عرض كرد برخلاف هواي نفسم عمل كردم. هر چه را كه ميل داشتم سركوب كردم. مثلا با كسي كه ميل نداشتم دوستي كنم دوستي مي كردم و به عكس از كسي كه دوستش داشتم بيزاري مي جستم و خلاصه هميشه برخلاف هواي نفسم كار كرده ام تا چنين موفقيتي به دست آوردم. حضرت فرمود: آيا مسلمان شدن با هواي نفس تو سازگار است؟ عرض كرد خير خلاف ميلم مي باشد. حضرت فرمود: پس بايد خلاف هواي نفس خود رفتار كني و مسلمان شوي.آن مرد مجبور شد مطابق قانون و روش كار خود مسلمان شود. به محض اين كه اسلام آورد آن حالت غيب گوئي از دستش رفت. عرض كرد يابن رسول الله اين چه ديني بود كه به من ياد دادي؟ من تا مسيحي بودم از غيب باخبر مي شدم ولي اكنون ديگر اين نيرو را ندارم. حضرت فرمود: تا به حال رياضت مي كشيدي و خدا مزد تو را در همين دنيا مي داد اما حالا كه مسلمان شده اي مزد تو به آخرت افتاده و بايد تو هم مثل آدم هاي عادي كار كني و زندگي را خودت اداره كني. در اسلام اين طور نيست كه هميشه برخلاف هواي نفست كار كني بلكه هرچه را خدا امر كرده چه ميلت باشد، چه نباشد، بايد انجام دهي و آنچه را خدا نهي كرده بايد ترك كني، چه خواست تو باشد و چه نباشد، و اجر تو مؤكول به آخرت مي شود. آن مرد قبول كرد و رفت. اين يك واقعيت است كه كساني كه كارهاي غير طبيعي انجام مي دهند از غير راه طبيعي هم انتظار نتيجه دارند و گاهي نتيجه مي گيرند كه عنايت الهي است. رياضت كش هم از خدا انتظار جواب دارد. كارهاي طبيعي با طبيعت سر و كار دارد. تشنه شويم آب، اين تشنگي را برطرف مي كند. درخت بكاريم و زحمت بكشيم سبز مي شود. اما به طور غير طبيعي وقتي است كه عوامل طبیعی مهيا نباشد مثلا در بيابان بدون آب و غذا  قرار گرفته ايم  نه چشمه اي و نه برف و باراني است دعا مي كنيم خدايا, برايم آب نازل كن يا كسي يك وردي مي خواند مي بينيم آب براي ما مهيا مي شود. تمام اين رياضت كش ها و تسخير كنندگان جن و روح و جادوگرها كارهاي غير طبيعي انجام مي دهند و چون از خدا انتظار جواب دارند خدا هم چيزي را كه مي خواهند به آنها مي دهد و تا آنها در تصور خود جن يا روح را تصور می كنند خدا هم چيزي به آنها نشان مي دهد و يك وقت هم كه نخواهد نمي دهد. به همين دليل با وجود اين كه اين كارهاي غير طبيعي شهرت تاريخي دارد اما كسي نتوانسته آنها را به صورت مكتب و دانشگاه در آورد و قدرتمندان نتوانسته اند پشت كار آنها را بگيرند و روش هاي آنها را ترويج كنند و از آنها استفاده كنند. اين خاصيت ها عنايت خداست، در طبيعت نيست كه اگر صلاح دانست مي دهد و اگر ندانست نمي دهد. اين مسئله اول آيه : من شر النفاثات في العقد ، يعني از شرّ اين ورد خواني ها  و جادو گري ها كه در كار مردم مداخله مي كنند به تو پناه مي برم . (تفسیر سوره فلق)