كساني‌ كه‌ توسل‌ به‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ را جايز نمي‌‏دانند يا اين‌ توسل‌ را به‌ معناي‌ شرك‌ معرفي‌ مي‌‏كنند، بي‌‏شك‌ در اشتباهند:

تمامي‌ فيوضات‌ و بركاتي‌ كه‌ در اختيار خداوند متعال‌ و يا گاهي‌ در اختيار اولياء خدا است، بي‏نهايت‌ است‌. بندگان‌ خدا كه‌ به‌ آن‌ بي ‏نهايت‌‏ ها محتاجند در حد صفرند كه‌ لازمست‌ خدا آن‏ها را به‌ وعده ‌‏هائي‌ كه‌ داده‌ است‌ برساند. پس‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ مبدأ و مصدر تمامي‌ فيوضات‌ و بركاتي‌ است‌ كه‌ بندگان‌ او تا ابد لازم‌ دارند. لازمست‌ بين‌ بندگان‌ و خدا ارتباطي‌ برقرار شود. بدون‌ رابطه‌ و ارتباط‌ نه‌ براي‌ خدا جايز است‌ فيضي‌ به‌ بندگان‌ برساند و نه‌ براي‌ بندگان‌ ممكن‌ است‌ از فيوضات‌ الهي‌ استفاده‌ كنند. براي‌ همه‌ كس‌ ممكن‌ نيست‌ بدون‌ واسطه‌ به‌ خداي‌ خود مربوط‌ شوند و از آن‌ مبدأ و معدن‌ فيض‌ استفاده‌ كنند، زيرا رابطه‌ بين‌ انسان‌ و خدا رابطه‌ ناقص‌ و كامل‌ است‌. ناقص‌ با نقص‌ وجودي‌ خود نمي‌‏ تواند با كامل‌ ارتباط‌ پيدا كند. مانند كودكي‌ كه‌ روي‌ زانوي‌ پدر و مادر دانشمندي‌ نشسته‌ است‌. اين‌ كودك‌ بدون‌ واسطه‌ نمي ‌‏تواند علم‌ و هنر پدر دانشمند خود را فرا گيرد. ابتدا او را به‌ كودكستان‌ مي‌‏ برند، استادي‌ مناسب‌ كودكان‌ در اختيارش‌ مي‌‏گذارند و همين‏طور كلاس‏هاي‌ بهتر و بالاتر و اساتيد بهتر و بالاتر، تا در انتها مستقيما به آن‌ استاد كامل‌ مربوط‌ مي‌‏شود. خداوند همان‌ استاد كامل‌ است‌. بي‏نهايت‌ علم‌ و قدرت‌ و هنر‏هاي‌ ديگر. وليكن‌ ما انسان‏ها كودكاني‌ هستيم‌ كه‌ لازم‌ است‌ ابتدا از وسائط‌ رحمت‌ خدا استفاده‌ كنيم‌ تا تحولاتي‌ در ما پيدا شود. قدرت‌ ما و استعداد ما و فكر ما، بالاتر و بالاتر، تا روزي‌ كه‌ بتوانيم‌ بدون‌ واسطه‌ در حضور خداوند متعال‌ باشيم.‌ بدون‌ واسطه‌ با او سخن‌ بگوئيم‌ و از بیان‌ و كلام‌ خدا استفاده‌ كنيم‌. در اين‌ آيه‌ گاهي‌ خداوند شخص‌ خود را مبدأ و مرجع‌ حوائج‌ قرار مي‌‏ دهد و گاهي‌ وسائط‌ رحمت‌ را مي‌‏فرمايد: شما بندگان‌ اگر مي ‌‏توانيد خواهش‌ و حوائج‌ خود را با خداي‌ خود در ميان‌ بگذاريد و از خود خدا خواهش‌ و تمنا كنيد، تا خداوند خواهش‌ شما را اجابت‌ كند و اگر مي‌‏خواهيد با وسائط‌ رحمت‌ خدا تماس‌ بگيريد و خواهش ‏هاي‌ خود را مطرح‌ كنيد، تا آن‌ وسائط‌ خواهش‌ شما را برآورده‌ كنند. خواه‌ به‌ خدا توسل‌ كنيد يا اسماء بزرگ‌ خدا در هر دو صورت‌ مرجع‌ اصلي‌ شما فقط‌ خداوند متعال‌ است‌. اسماء حسني،‌ شخصيت‏ هاي‌ بزرگي‌ هستند كه‌ بين‌ انسان‌ و خدا واسطه‌ شده ‌‏اند. از‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) داریم که خودشان‌ را اسماء حسني‌ معرفي‌ مي‌‏كنند. مي‌‏فرمايد:  نحن‌ والله‌ الاسماء الحسني‌ و الامثال‌ العليا. يعنی‌ ما آن‌ اسم ‏هاي‌ خوبي‌ هستيم‌ كه‌ ضمن‌ توسل‌ به‌ ما خواهش‌ بندگان‌ خدا اجابت‌ مي‌‏شود، ما نمونه‌‏ هاي‌ كامل‌ ذات‌ مقدس‌ خدا هستيم‌ كه‌ ما را بين‌ خود و بندگان‌ واسطه‌ قرار داده‌ است‌. حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ ص و ائمه‌ اطهار ع مظاهر رحمت‌ و رحمانيت‌ و رحيميت‌ خدا هستند كه‌ بندگان‌ بايستي‌ ضمن‌ توسل‌ به‌ آن‏ها در شعاع‌ ولايت‌ و تربيت‌ آن‏ها بتوانند از فيوضات‌ و بركات‌ الهي‌ استفاده‌ كنند. لذا فرقي‌ ندارد كه‌ دوستان‌ آن‏ها حوائج‌ خود را در خدمت‌ آن‏ها مطرح‌ كنند و يا اگر بدون‌ واسطه‌ رابطه‌ با خدا دارند، در محضر خدا مطرح‌ كنند. كساني‌ كه‌ توسل‌ به‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ را جايز نمي ‌‏دانند، يا اين‌ توسل‌ را به‌ معناي‌ شرك‌ معرفي‌ مي‌‏ كنند، بي ‌‏شك‌ در اشتباهند، خداوند خودش‌ در كلمه‌ بسم‌ الله‌، اين‌ اسماء حسني‌ را واسطه‌ قرار داده‌ است‌ و فرموده‌ است‌ بوسيله‌ اسم‌ خدا از خدا كمك‌ بگيريد. اگر اين‌ واسطه ‌‏ها لازم‌ نبودند، لازم‌ بود بگويد با لله‌ الرحمن‌ الرحيم‌. كلمه‌ اسم‌ را بين‌ مردم‌ و خود واسطه‌ قرار ندهد. وليكن‌ بندگان‌ خدا‌ با خدا فاصله‌ وجودي‌ دارند مانند فاصله‌ كودك‌ با اساتيد بزرگ‌، لازم‌ است‌ خداوند انسان‏هاي‌ كامل‌ را بين‌ خود و بندگان‌ واسطه‌ قرار دهد و مردم‌ را به‌ آن‏ها ارجاع‌ دهد. لذا انسان‌ در بسم‌ الله‌ مي‌‏گويد بوسيله‌ اسم‌ خدا كه‌ ائمه‌ اطهارند از فيوضات‌ و بركات‌ وجودي‌ خدا كمك‌ مي‏گيرم‌. در اين‌ آيه‌ هم‌ مي‌‏فرمايد: فرق‌ ندارد به‌ خدا متوسل‌ شويد يا به‌ اسم‌ خدا كه‌ مظاهر رحمت‌ خدا هستند. پيغمبران‌ هيچوقت‌ خود را به‌ عنوان‌ يك‌ حاكم‌ و مسلط‌ مطرح‌ نمي‌‏كنند كه‌ ما مطاع‌ هستيم‌ و ساير مردم‌ بايد مطيع‌ ما باشند. بلكه‌ همه‌ جا خود را به‌ صورت‌ مربي‌ و پدر بندگان‌ خدا مطرح‌ مي‌‏كنند، مي‌‏گويند راهي‌ كه‌ ما داريم‌ و آن‌ راه‌ را خوب‌ مي ‌‏شناسيم‌، راه‌ رسيدن‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ است‌، و شما زنان‌ و مردان‌ عالم‌ كه‌ اين‌ راه‌ را نمي‌‏ شناسيد، همراه‌ ما بيائيد تا همه‌ با هم‌ به‌ صورت‌ يك‌ كاروان‌ حركت‌ كنيم‌ و خود را به‌ زندگي‌ بهشتي‌ برسانيم‌. جمعيتي‌ كه‌ به‌ صورت‌ يك‌ كاروان‌ به‌ طرف‌ شهري‌ حركت‌ مي‌‏كنند، در اين‌ كاروان‌ حاكميت‌ و محكوميت‌ و سلطان‌ و رعيت‌ و برتري‌ تحميلي‌ وجود ندارد  بلكه‌ همه‌ آن‏ها آزادانه‌، برادرانه‌ و خواهرانه‌ در يك‌ راه‌ روشن‌ كه‌ آن‏ها را به‌ مقصد مي‌‏رساند حركت‌ مي‌‏كنند. پيغمبران‌ يا ائمه‌ و يا اولياء خدا نمي ‌‏خواهند و دوست‌ ندارند كه‌ خود را حاكم‌ بر مردم‌ معرفي‌ كنند و مردم‌ را به‌ اطاعت‌ خود درآورند بلكه‌ مي‌‏گويند ما امام‏ها و پيغمبران راه‌ به‌ سوي‌ زندگي‌ بهشتي‌ هستيم‌ . همه‌ با ما باشيد، تا با هم‌ به‌ سوي‌ آن‌ مقصد بزرگ‌ حركت‌ كنيم‌. از اين‌ جهت‌ پيغمبران‌ در عين‌ حال‌ كه‌ آشنا به‌ راه‌ و رسم‌ زندگي‌ هستند و مي‌‏توانند مردم‌ را به‌ زندگي‌ بهشتي‌ برسانند دوست‌ ندارند به‌ عنوان‌ حاكميت،‌ خود را تحميل‌ كنند و مردم‌ را محكوم‌ به‌ اطاعت‌ خود بدانند. پيغمبر اكرم‌ در يك‌ حديثي‌ مي‌‏فرمايد: انا رائدكم‌ و الرائد لا يكذب‌ اهله. يعني‌ من‌ رهبر شما به‌ سوي‌ بهشتم‌، زندگي ‌‏هاي‌ بسيار مجلل‌ و آباد را شناخته ‌‏ام‌ و پيدا كرده ‌‏ام‌، آمده ‌‏ام‌ كه‌ شما را از اين‌ بيابان‌ دنيا به‌ آن‌ زندگي‌ مجلل‌ و با شكوه‌ برسانم‌، رائد به‌ كسي‌ مي‌‏گويند كه‌ فصل‌ بهار و تابستان‌ در بيابان‏ ها گردش‌ مي‌‏كند تا جاي‌ مناسبي‌ براي‌ زندگي‌ خود و قبيله‌ ‏اش‌ پيدا كند و فاميل‌ و بستگان‌ خود را و احشام‌ و اغنام‌ خود را به‌ آن‏جا ببرد. مسلم‌ است‌ چنين‌ انساني‌ به‌ جاي‌ پدر فرزندان‌ است‌، نه‌ به‌ جاي‌ حاكم‌ و مسلط‌، وليكن‌ نظر به‌ اين كه‌ زندگي‌ بشر در طول‌ تاريخ‌ به‌ صورت‌ حاكميت‌ و محكوميت‌ و به‌ صورت‌ مطيع‌ و مطاع‌ اداره‌ شده‌، انسان‏هاي‌ هر زماني‌ وحشت‌ دارند، كه‌ انساني‌ را بر خود حاكم‌ كنند و خود را محكوم‌ به‌ حكم‌ يك‌ انسان‌ بشناسند و اين‌ حاكميت‌ و محكوميتي‌ كه‌ به‌ صورت‌ آزادي‌ مطلق‌ به‌ وسيله‌ پيغمبران‌ تعليم‌ و تبليغ‌ مي ‌‏شود، مأنوس‌ افكار مردم‌ نيست‌. يك‌ انسان‌ كه‌ خود را به‌ عنوان‌ پيغمبر به‌ جامعه‌ زمان‌ معرفي‌ مي‌‏كند، همه‌ با او مخالفت‌ مي‌‏كنند. مي‌‏ گويند آمده‌ است‌ كه‌ خود را بر ما حاكم‌ كند و ما را به‌ اطاعت‌ خود درآورد. به‌ همين‌ منظور مسئله‌ ولايت‌، اگر به‌ صورت‌ حاكميت‌ و محكوميت‌ باشد، و يك‌ انساني‌ خود را بر انسان‏هاي‌ ديگر حاكم‌ گرداند و بر آن‏ها مسلط‌ شود، قبول‌ يك‌ چنين‌ انساني‌ در هيچ‌ زماني‌ براي‌ مردم‌ زمان‌ قابل‌ قبول‌ و قابل‌ تحمل‌ نبوده‌ است‌. همه‌ جا پيغمبران‌ و اولياء خدا براي‌ معرفي‌ خود و رهبري‌ مردم‌، گرفتار مصيبت‏ ها و مشكلات‌ شده ‌‏اند و زندگي‌ آن‏ها توأم‌ با رنج‌ و زحمت‌ بوده‌ است‌. (تفسیر سوره اسراء)